
همه چیز از روزی شروع شد که سلطان آلپ ارسلان سلجوقی، آناتولی را فتح کرد.
او پس از نبرد ملازگرد، قبایل ترکمن را در آناتولی ساکن کرد تا پایه های حکومتش را در آناتولی مستحکم کنند. سپس یکی از شاهزادگان به اسم سلیمان را بر سر آن منطقه نهاد و اینگونه بود که سلسله سلجوقیان روم پدید آمد؛ همان سلسله ای که عثمانی را برادر و ادامه دهنده راهشان می دانند.

پس از حمله مغول و تسلط آنان بر سلجوقیان روم، دست درازی ها و غارتگری های مغولان به ترکمنان رسید. رهبر یکی از این قبایل به نام قایی، مردی بود به اسم عثمان بن ارطغرل بن سلیمان شاه. مادر عثمان، و همسر ارطغرل به مبنای برخی روایات شاهدختی از خاندان سلجوقی به اسم حلیمه سلطان بوده است. این همان چیزی است که رابطه بین این دو سلسله را بیشتر و مستحکم تر می کند.
عثمان مرد رزمنده و مجاهدی بود که تصمیم گرفت به جای سرخم کردن در برابر مغولان ایستادگی کند.
او در حالی که از شرق به سویشان یورش می آوردند، به غرب پناه جست و شروع به کشورگشایی کرد. قلعه های بیزانس را یک به یک گشوده و برای خود پایگاه مستحکمی پدید آورد به مرکزیت ینی شهر. او سلسله ای محلی پدید آورد که بعد ها به اوج گسترش رسید و از سبب اوست که این سلسله را عثمانی می نامند.
در منابع برای او دو همسر آوده شده است. اولین خاتون دختر شیخ بزرگ ترکمن ادابالی و دومی دختر امور خان، یکی از قوی ترین خانان ترکمن به نام ملحون خاتون که او مادر دومین پادشاه عثمانی یعنی اورهان یا اورخان است.

او پسر ارشد عثمان یکم بود. در زمان او بود که سلسله عثمانی قدرت و البته رسمیت یافت. او با فتح بورسا در سال 1326 میلادی،که یکی از بزرگترین شهر های بیزانس بود ضربه بدی به بیزانس وارد کرده و برای خود اعتبار دست و پا کرد. او بورسا را به عنوان پایتخت انتخاب کرد و این اولین پایتخت سلسله عثمانی بود.
او از داردانل گذر کرد، وارد اروپا شده و گالیپولی را تصرف کرد.او برای خود سکه ضرب کرد و دیوان تشکیل داد. همچنین ارتشی منظم با نام ینی چری تاسیس کرد.

سلطان محمد دوم یقینا قوی ترین و مشهور ترین سلطان عثمانی است.
مردی که قستنطنیه را فتح کرد.
در سال ۱۴۳۲ میلادی متولد شد و در سال ۱۴۸۱ درگذشت.فتح قسطنطنیه، پایتختِ بیزانس، هدفی بود که سلاطینِ پیشین عثمانی نیز به دنبالش بودند اما موفق نشدند. اما محمد نظامی آماده سازی کرد بی نقص؛ توپ های غول پیکر ساخت، همچنین قلعه روملی حصار را تاسیس کرد.
او استراتژی نظامی خاصی را پیش برد و پس از ۵۳ روز محاصره، در ۲۹ مه ۱۴۵۳، قسطنطنیه سقوط کرد. و پیامد این فتح، سقوط امپراطوری بیزانس بود که بیش از هزار سال حاکمیت می کرد بر دنیا. محمد دوم قستنطنیه با نام جدید اسلام بول را به عنوان پایتخت برگزید.
اکثریتِ قاطعِ حاکمان و مردمِ امپراتوری عثمانی، پیروِ مذهبِ سنیِ اسلام بودند. این مذهب، اساسِ باور هایِ دینی، قوانین (شریعت)، و نظامِ حقوقیِ امپراتوری را تشکیل میداد.در میانِ مذاهبِ چهارگانهیِ اهلِ سنت، مکتبِ فقهیِ حنفی، به عنوانِ مذهبِ رسمیِ دربار و دستگاهِ قضاییِ عثمانی شناخته میشد. این مکتب به دلیلِ انعطافپذیری و تواناییِ انطباق با شرایطِ مختلف، موردِ توجهِ حاکمانِ عثمانی قرار گرفته بود.
سلاطینِ عثمانی، به ویژه پس از تسلط بر سرزمینهایِ اسلامی (مانند مصر)، عنوانِ «خلیفه» را نیز یدک میکشیدند. این به آنها مشروعیتِ دینی و سیاسیِ عظیمی در جهانِ اسلام میبخشید و خود را رهبرانِ جهانِ سنی میدانستند.
مذهبِ اصلی و حاکم در امپراتوری عثمانی، اسلامِ سنی (حنفی مذهب) بود که پایهیِ قوانین، سیاست، و هویتِ امپراتوری را تشکیل میداد. در کنارِ این، تصوف نیز نفوذِ فرهنگیِ زیادی داشت. اما امپراتوری همچنین میزبانِ جوامعِ مهمی از مسیحیان و یهودیان بود که تحتِ سیستمِ «مِلت» اداره میشدند.
امپراتوری عثمانی، پس از قرنها حاکمیت، در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی با بحرانهایِ عمیقی روبرو شد. ضعفهایِ داخلی مانند فسادِ اداری، رکودِ اقتصادی، و ناتوانی در رقابت با قدرتهایِ صنعتیِ اروپا، در کنارِ فشارهایِ خارجیِ قدرتهایِ اروپایی و ظهورِ ملیگرایی در میانِ اقوامِ مختلفِ امپراتوری، بقایِ آن را به شدت تهدید میکرد.
تلاش ها برایِ مدرنسازی از طریقِ اصلاحاتِ «تَنزیمات» در قرنِ نوزدهم، با وجودِ برخی دستاوردها، نتوانست جلویِ تجزیه را بگیرد. ایدهی «عثمانیگرایی» نیز در برابرِ موجِ ملیگراییِ قومیِ قویتر، شکست خورد. جنبشِ «ترکانِ جوان» در اوایلِ قرنِ بیستم، با احیایِ نظامِ مشروطه و تلاش برایِ ملیگراییِ ترکی، آخرین امیدها برایِ نجاتِ امپراتوری را زنده کرد، اما این اقدامات نیز نتوانست مانع از ورودِ امپراتوری به جنگِ جهانیِ اول شود.
ورود به جنگِ جهانیِ اول در کنارِ قدرتهایِ محور، سرآغازِ پایانِ امپراتوری بود. شکستِ نظامی، انقلابِ اعراب، و نسلکشیِ ارامنه، امپراتوری را به زانو درآورد. پیمانِ سور در سال ۱۹۲۰، عملاً آن را تجزیه کرد. با این حال، جنبشِ ملیگرایِ ترکی به رهبریِ مصطفی کمال آتاترک، با جنگِ استقلال، بخشهایِ باقیمانده را نجات داد. در سال ۱۹۲۲، سلطنت لغو شد و در سال ۱۹۲۳، جمهوریِ ترکیه به عنوانِ یک دولتِ ملیِ سکولار تأسیس گردید و بدین ترتیب، امپراتوریِ ششصد سالهیِ عثمانی به تاریخ پیوست

سرانجام عبدالحمید دوم:
س از اینکه سلطنت در سال ۱۹۲۲ لغو شد، او برای مدت کوتاهی (حدود ۱۶ ماه) به عنوان خلیفه باقی ماند تا اینکه در سال ۱۹۲۴، با اعلام جمهوری ترکیه و لغو کامل خلافت، او نیز از ترکیه تبعید شد و دوران خلافت عثمانی رسماً پایان یافت.
حال نظر شما چیست؟
یلدا عبدالله پور