ویرگول
ورودثبت نام
قطره ای از فضائل اهل بیت
قطره ای از فضائل اهل بیتیا بقیة الله اغثنا و ادرکنا
قطره ای از فضائل اهل بیت
قطره ای از فضائل اهل بیت
خواندن ۳ دقیقه·۱۳ روز پیش

🏴 **وقتی زینب پیشانی بر محمل کوبید؛ روضه‌ی ورود کاروان به کوفه و اشعار ایشان**

ای روزگار زینب ، جان رفت از تن او

در قتلگاه نیمی ، بزم شراب نیمی

علامه مجلسی در بحارالأنوار (ج ۴۵، ص ۱۱۵) روایتی جانسوز از لحظات ورود اسرا به کوفه نقل می‌کند که عمق فاجعه و بی‌تابی زینب را نشان می‌دهد:

زمانی که سرهای مقدس شهدا را وارد شهر کردند و سر مطهر حسین همچون ماه در میان آن‌ها می‌درخشید، زینب با دیدن این صحنه از خود بی‌خود شدند. ایشان در اوج غربت و اندوه، چنان سر خود را بر چوبه‌ی محمل کوبیدند که خون از زیر مقنعه‌شان جاری شد. شاهدان عینی در آن لحظه نقل کرده‌اند: «فَنَطَحَت جَبِینَها بِمُقَدَّمِ المَحمِلِ حَتَّی رَأینَا الدَّمَ یَخرُجُ مِن تَحتِ قِناعِها».

پس پیشانی‌اش را به جلوی جهاز (محمل) کوبید، تا جایی که دیدیم خون از زیر نقابش بیرون می‌آید.»

بانوی صبر پس از این بی‌تابی، با صدایی لرزان و در نهایت فصاحت، این اشعار را برای برادر خواندند:

**متن عربی:**

یا هلالا لما استتم کمالا

غاله خسفه فابدا غروبا

ما توهّمت یا شقیق فؤادي

کان هذا مقدرا مکتوبا

یا أخی! فاطم الصغیرة کلمها

فقد کاد قلبها أن یذوبا

یا أخي! قلبک الشقیق علینا

ما له قد قسی و صار صلیبا

یا أخی لو تری علیا لدی الأسر

مع الیتم لا یطیق جوابا

کلما أو جعوه بالضرب نادا

ک بذل یفیض دمعا سکوبا

یا أخی! ضمه الیک و قربه

و سکن فؤاده المرعوبا

ما اذل الیتیم حین ینادي

بأبیه و لا یراه مجیبا

***

**ترجمه فارسی:**

ای هلال ماه که چون کامل شدی، خسوف تو را گرفت و پنهان شدی.

ای عزیز دلم، گمان نمی‌کردم چنین روز مصیبتی مقدر شده باشد.

ای برادر جان، با فاطمه‌ی کوچک سخن بگو که نزدیک است دلش آب شود.

ای برادر جانم، قلب تو با ما مهربان بود، چه شده که نسبت به ما نامهربان شده‌ای؟

ای برادر، کاش علی را وقت اسارت می‌دیدی که همراه یتیمان دیگر، توان سخن گفتن نداشت.

هر وقت او را می‌زدند و آزار می‌دادند، تو را به زاری می‌خواند و اشک از دیدگانش جاری بود.

ای برادر جان، او را در آغوش خود بگیر و نزدیک خود بنما و دل پریشان او را آرام کن.

ای برادر جان، چه قدر برای یتیم سخت است که او پدرش را صدا بزند، ولی پدر پاسخ او را ندهد.

***

*سایه‌سارِ اشعار (زمزمه):*

ای هلال من به بالای سنان قرآن بخوان

قاری قرآن و قرآن را زبان ! قرآن بخوان

با صدای خود مسخّر کن تمام کوفه را

کوفه را هم کربلا کن ؛ هم چنان قرآن بخوان

گرچه بشکسته جبینت بر سر نی ، سجده کن

گرچه گشته از دهانت خون روان ، قرآن بخوان

تا مگر آوای قرآن تو آرامم کند

بر فراز نیزه ، ای آرام جان قرآن بخوان

تا که اسلام تو را اهل زمین باور کنند

ای امام کلّ اهل آسمان قرآن بخوان

زاده ی مرجانه دارد قصد آزار تو را

تا نرفتی زیر چوب خیزران قرآن بخوان

متن کامل شعر در کانال ایتا

حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه فرمودند

«به شیعیان و دوستان ما بگویید خدا را قسم دهند به حق عمه ام زینب که فرج مرا نزدیک گرداند.»

شیفتگان حضرت مهدی، ج۱، ص۲۵۱

اللّهم عجّل لوليّک الفرج بحقّ زينب کبری سلام الله عليها

بخشی از خطبه حضرت زینب کبری در کوفه

اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد. همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشتۀ خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم می‌گسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیلۀ فریب و تقلب ساخته‌اید...

وای بر شما ای مردم کوفه! آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا دریده‌اید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده‌اید؟! و چه حرمتی از او شکسته‌اید؟! چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته‌اید؟!...

اگر پیامبر از شما بپرسد، این چه کاری بود که کردید با آنکه شما امت آخر الزمان بودید ، چه پاسخ خواهید داد؟ شما چه کردید با اهل بیت و فرزندان و عزیزان من؟! جمعی را به اسارت بردید و گروهی را به خون آغشته کردید.

این پاداش من نبود (با آنکه من خیرخواه شما بودم) در حق خویشاوندانم این‌گونه به من جفا کنید. من می‌ترسم همان عذابی که قوم «اِرَم» را به نابودی کشاند، بر شما نیز فرود آید....

اشعار اهل بیت علیهم السلام در کانال ایتا

روضه سوزناک حضرت زینب کبری دروازه کوفه

#حضرت_زینب #امام_حسین #روضه_سوزناک #کوفه #اشعار_اهل_بیت #بحارالانوار #کلام_ناب #مرثیه #عاشورا #محمل

اهل بیت
۶
۰
قطره ای از فضائل اهل بیت
قطره ای از فضائل اهل بیت
یا بقیة الله اغثنا و ادرکنا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید