خیلی میشنویم که میگن یادگیری برنامهنویسی نیاز به دانش ریاضی نداره… :/?
کاملاً، کاملاً، کاملاً میتونم براتون تکذیبش کنم 🙂
برنامهنویسی پایه و اساسش کدهای منطقیه؛
محاسبات دقیق برای نوشتن کدهای بهینه و حتی ساختن فرمولهایی در همین راستا.
به نظر من برنامهنویسی و ریاضی دو تا پارتنر عاشقن که هیچجوره نمیشه از هم جداشون کرد 🤝💕
برنامهنویسی کلاً توی «حل مسئله» خلاصه میشه.
شما قبل از اینکه حتی یه خط کد بزنی، داری مسئله رو تحلیل میکنی، خردش میکنی، براش راهحل میسازی…
و این روند تا زمانی ادامه داره که مسئلهت کامل حل بشه 🙂

وقتی توی پایتون یا جاوااسکریپت یه حلقه for مینویسیم تا چیزی رو جمعبندی یا فیلتر کنیم، عملاً داریم با مفهوم دنباله و تکرار ریاضی کار میکنیم.
نوشتن الگوریتمهای مرتبسازی یعنی کار با مقایسهها، روابط ترتیبی و تحلیل پیچیدگی زمانی؛
که همش منطق و ریاضی خالصانه و مخلصانهست 🙂
طراحی ساختار دادههایی مثل آرایه، درخت یا گراف، مستقیم به نظریهی مجموعهها و گرافها وصله.
توی یادگیری ماشین و هوش مصنوعی، پای جبر خطی، ماتریسها و حسابان وسطه.
توی رمزنگاری، الگوریتمهای امنیتی بر پایهی اعداد اول و نظریهی اعداد ساخته میشن.
یعنی هر جا پای تحلیل، منطق یا بهینهسازی وسط باشه، پای ریاضی هم درمیون هستش🙂
الان شاید با خوندن اینا بترسین و بگین پس باید دکترای ریاضی بگیرم؟
نه 🙂
ناگفته نماند که یکسری فرمول های پر استفاده رو باید بلد باشیم اما در کل استفاده از ریاضیات در برنامه نویسی بیشتر به قسمت منطق ریاضی برمیگرده.
یعنی چی؟ :)
یعنی اینکه ریاضی توی برنامهنویسی بیشتر از جنس منطق، الگویابی، و بهینهسازیه تا فرمول و عدد.
به شخصه اینو قبول دارم که اگر شخصی ریاضی خونده باشه برنامه نویسی خیلی براش ساده تر پیش میره و شخصی که اصلا ریاضیات بلد نباشه و تجربه ی قابل قبولی توی حل مسئله نداشته باشه قراره خیلی توی مسیر یادگیریش بالا پایین رو تجربه بکنه.
قسمت امیدوار کننده ی ماجرا رو هم داریم :)
این مهارت چیزی نیست که نشه تقویتش کرد، با تمرین و تکرار و حل مسائل مختلف و خوندن درمورد الگوریتم ها میتونید (نمیگم به سادگی) طرز کارش و منطقش رو بفهمید.
نیاز به تلاش هم داره اما این از اون چیزاییه که هرچی بیشتر بخونید براتون راحت تر میشه، چون ذهنتون تحلیلی میشه و عادت میکنه به این سبک فکر کردن.
در اخر هم هرکی گفت برنامهنویسی ربطی به ریاضی نداره، بهش یه الگوریتم بازگشتی بدین تا بفهمه چی گفتم 🙂🤝
به هرحال این پست برای شفاف سازی بود نه ناامید کردنتون
دوسداشتم پستم بیشتر خودمونی باشه تا حرفه ای وگرنه خیلی مثال ها و حرف های بیشتری داشتم درمورد این مسئله تا برای کسایی که اول راه هستن قشنگ و درست جا بیفته، اما راستش بیشتر طرفدار ساده و کوتاه توضیح دادنم چون خودم از کسایی که زیاد کش میدن توضیح ی چیزی رو خوشم نمیاد :)
منتظر نظراتتون هستم :)
حالا شما بگید:
پستهای تخصصی و طولانی رو بیشتر دوست دارین یا همین مدل خودمونی و کوتاه؟ 🙂💌
بنظرتون چون از ایموجی استفاده میکنم شبیه chatgpt شدم؟
ایموجی رو توی نوشتن پست دوسدارم، حسو حالم رو میتونم به خواننده هام بفهمونم، ی جوری باهاش کنار بیاین :)💕