
یادمه سال ۱۴۰۰ بود، اون موقع هنوز نمیدونستم دقیقاً وارد چه دنیایی شدم. همه چیز از یه کانال تلگرام شروع شد، یه سری حرف درباره بیتکوین، ماینرها، سودهای عجیب که منو تا یه حد کوچولویی کنجکاو کرده بود.
من اون موقع فقط بیتکوین رو میشناختم، اونم در حد اسم. تتر که اصلاً نمیدونستم چیه.
تا اینکه یه همکلاسی داشتم یا بهتر بگم یه آدمی که خیلی جدی درگیر بازار بود. با یه گوشی ساده شروع کرده بود، کم کم شده بود کسی که دائم نمودار نگاه میکرد و درباره کندلها حرف میزد. یادمه یک لپ تاپ خرید و دیگه نمودار ها رو با لپ تاپ بررسی می کرد. همون شد جرقه ای برای من.
اولین تجربه واقعیم هم خنده داره. با حدود 100 هزار تومن تتر خریدم، از یه صرافی ایرانی گرفتم و بعدش منتقلش کردم به بینگایکس. همون اولین تجربه، یه سود کوچیک داد. ولی اون چیزی که بیشتر از پول خوشحالم کرد، خود فهمیدن یک دنیای جدید کریتو بود. یه حس عجیب بود. انگار دارم یه مهارت جدید یاد میگیرم.
خیلی بعد ها با نوین تتر آشنا شدم. اولش فقط مثل بقیه صرافیها نگاهش میکردم. ولی چون خودم هم تولید محتوا و سئو کار میکردم، شروع کردم از نزدیکتر بررسی کردنش. بعد از یکی دو سال، همزمان با کارم، شروع کردم به تولید محتوا براش و شناخت عمیقتر.
چیزی که برام مهم بود فقط اسم صرافی نبود. بیشتر بحث امنیت، تجربه کاربری و ارتباط واقعی با پشتیبانی بود. نوین تتر برای من بیشتر یه ابزار شد برای کارهای واقعیم: نگهداری تتر، تبدیلها، آربیتراژ، و جدیداً هم P2P.
بعد از اولین تجربه خریدم، کم کم رفتم سمت ریپل و چند تا ارز دیگه. اون موقعها هنوز خیلی نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم، ولی جذاب بود. راستش رو بخوایین مسیرم خیلی صاف نبود. اسپات کار کردم، فیوچرز زدم، آربیتراژ رو امتحان کردم…
حتی یه مدت کوتاه با ایردراپها درگیر بودم که تقریباً هیچ نتیجهای نگرفتم. کپیترید هم کردم و خب اونم جزو تجربههای نهچندان خوشایند بود.
چیزی که اون زمان نداشتم؟ خیلی ساده بگم: حد ضرر، استراتژی، و صبر بود. می خواستم با فعالیتی که شاید فقط درک و فهمیدنش چندین ماه زمان ببره، توی یک هفته موفق بشم.
حتی چند بار فیوچرز رو فقط شانسی باز کردم. به سیگنالهای تلگرامی اعتماد کردم، نتیجهاش هم خب مشخص بود.
ولی کمکم یه چیزی تو ذهنم عوض شد. دیدم بعضیها دارن از استراتژی حرف میزنن، نه شانس. اونجا بود که تازه فهمیدم بازار، بازی هیجان نیست. نه ضررهای خیلی سنگین داشتم، نه سودهای عجیب ولی همون تجربههای کوچیک کافی بود بفهمم باید مسیرم رو درست تر بچینم.
شروع کردم به یادگیری واقعی. استراتژی ها، تحلیل تکنیکال، آنچین، ابزارهای مختلف، حتی کار با ابزارهای AI. کنارش هم تولید محتوا میکردم و تجربههام رو مینوشتم.
استراتژی هایی که خیلی خوشم ازشون ،همچنان هم استفاده می کنم و خب استراتژی های اولیه این کار حساب میشه رو هم اینجا به صورت خلاصه می نویسم:
تقسم سرمایه: از چند تا کیف پول و صرافی همزمان استفاده کنم. مثلا برای تتر همیشه از نوین تتر استفاده می کنم.
خرید پله ای: با مثال بخوام بگم تایم خرید تتر رو پیدا می کنم و مقداری می خرم و همین رو هر یک هفته، دو هفته یا یک ماه تکرار می کنم، تا به تارگتم برسم.
حد سود پله ای در ترید: در اینجا دو روش کار دارم. مثلا 3 تا حد سود تعیین می کنم، وقتی به اولین حد سود رسیدم، یک سوم سرمایه مو بر میدارم و همینو تا حد سود سوم ادامه میدم. روش دوم اینه که وقتی به حد سود اول رسیدم، حد ضررم رو روی نقطه ورود میزارم، وقتی به حد سود دوم رسیدم، نقطه ورودم رو روی حد سود اول میزارم و همینو ادامه میدم.
این 3 تا استراتژی جز استراتژی های ساده، کاربردی و مهم برای شروع کار هست.
یه چیزی رو هم باید بگم من توی این مسیر چند بار هم فاصله گرفتم. دور شدم و فعالیتی نداشتم و یه مدت نمیرفتم سمت بازار، بعد دوباره برمیگشتم. ولی هر بار یه چیزی بیشتر می فهمیدم. این بازار مال آدم های صبور، با حوصله و غنیطبع هست.
تا اینکه کمکم اسپات و آربیتراژ برام تبدیل شد به یه روش منطقی تر برای جبران اون تجربههای قبلی. نه با هیجان، بلکه با حساب و کتاب. تونستم ضرر هایی که کردم رو جبران کنم همراه با یه ذره چاشنی سود.
اینجا باز می رسیم به صرافی نوین تتر که همچنان دارم باهاش کار و فعالیت می کنم. یه چیزی که برام جالب بود اینه که شلوغ و پیچیده نیست. اگه کسی واقعاً بدونه چی میخواد، خیلی راحت میتونه ازش استفاده کنه. و مهمتر از همه، حس امنیتی که بهت میده. چیزی که توی این بازار از هر سودی مهمتره.
الان که نگاه میکنم، مسیرم از اون خرید تتر با 100 هزار تومن خیلی فاصله گرفته… ولی هنوز هم دارم یاد میگیرم. و فکر می کنم این داستان هیچ وقت تموم نمیشه.