براش گل رز قرمز خریدم ، با غرور تو خیابون دست گرفت

فکر کنم حدود دو ماهی میشد براش گل نخریده بودم ، شایدم کمتر از 2 ماه ... این مدت دستم تنگ بود که خرید گل جزء اولویت های پایین تر بود ، چند روز پیش حقوقم رو واریز کردن ، دیشب حدودای 11 شب که از کارم برمیگشتم خونه ، براش یه شاخه گل خریدم ، قبلا دونه ای 8 هزار تومن بود ، الان شده بود دونه ای 10 هزار تومن با یک کاور قهوه ای پارچه ای شد 13 ت

عکس گل تزئینیه
عکس گل تزئینیه

البته این که اینقدر قیمت ها کامل رو مینویسم میخوام یه برآورد قیمت واسه آینده داشته باشم تا سیر تغییر قیمت رو تو وبلاگم داشته باشم ، خب برگردیم به اصل موضوع؛ گل رو گذاشتم تو کیفم و رفتم محل کار خانمم تا با هم بریم خونه و گل رو تو موقعیت مناسب بهش بدم ، همونطور که قبلا هم گفته بودم الان خانمم تکشیفت کار میکنه و اگه شرایط جور بشه و خدا بخواد از 2 سه ماه آینده کلا دیگه سرکار نره .

تو راه خونه مسیرو عوض کردم که بریم کنتاکی بخوریم و هنوز گل تو کیفم بود و میخواستم توی فست فود گل رو بهش بدم ، دیشب هوا سرد شده بود و روی موتور دیگه سردتر ، گلابتونم سرمایی هست و با این سردی هوا پاییزی حسابی سردش شده بود ، گفت توی این فست فودی همیشه کولر روشنه ، اگه غمت نیست غذا رو سفارش بدیم بیاریم خونه بخوریم.

همونجا موتورو کنار خیابون نگه داشتم و زودتر تلفنی سفارش رو دادم و گفتم تا ما برسیم اونجا سفارشمون هم آماده باشه و ببریم خونه بخوریم و گل رو از تو کیفم در آوردم بهش دادم

چنان ذوقی کرد و خوشحال شد که خستگی کار از تنم بیرون رفت ،کلی تشکر کرد و سریع ازم پرسید راستی چند روز پیش بهت گفته بودم چرا برام گل نخریدی یه مدته ؟ گفتن نه ، نگفته بودی ! گفت چند روز پیش تو ذهنم بود ولی نگفتم :) وقتی خوب دقت کردم دیدم خودمم هم چند روز پیش تو ذهنم اومده بود حقوق این ماه رو که گرفتم براش گل بخرم خلاصه که تله پاتی شده بود :)

ولی چه خوب شده بود که بهم نگفته بود گل میخواد ، اخه اونجوری مزه خرید گل به عنوان ابراز علاقه و محبت از بین میرفت و میشد سفارش !

خلاصه گل رو با یه غرور خاصی تو دستش گرفت تا رسیدیم فست فوت ، راستش من تو مغازه همون اول یه صندلی بود به خانمم گفتم تو همین جا بشین تا من برم حساب کنم و غذا رو بگیرم ، یجورایی یه حس خجالت داشتم که خانمم با یه شاخه گل همرام بیاد تا کنار صندوق ، نمیدونم حسمو چجور بگم ... شاید روم بر نمیومد دیگران ببینن یه شاخه گل برا خانمم خریدم ... خلاصه یه حس غریبی که شاید نتونم تو کلمات خوب انتقالش بدم ولی امیدوارم شما درک کنید.

ولی دیدم خانمم اون گل رو با یه غرور خاصی تو دستش گرفته و اومد کنارم تو صف صندوق وایستاد ،انگار میخواست همه بدونن آقاش براش گل خریده و اینو به همه نشون بده ، هنوز خوشحالی رو تو صورتش میدیم ، خلاصه پولو حساب کردم و سفارشمونم هم آماده نشده بود و منتظر نشستیم ، یه چند تا سلفی هم با گل گرفتیم و حدود یه ربع بعدش با غذا اومدیم سمت خونه ، اول تا رسیدیم خونه یه لیوان خوشگل پر از آب کرد و گل رو گذاشت توش و دنبال یه جای خوشگل توی هال میگشت تا گل رو جوری بذاره که معلوم باشه .

خلاصه که دنیای خانم ها با آقایون متفاوته و شیرین :)

این ماه به جای این که حقوق رو سوم ماه واریز کنن 20 مهر واریز کردن و همین فاصله 17 روزه چه فشاری بهم اومد ، بدجور به ذهنم زده برای خودم کار کنم و از این حقوق بگیری در بیام .راستی الان حدود 9 ماه شده که با هم عروسی کردیم