تسویه وام شرکت

سلام ، امروز 24 روز از فروردین 1398 گذشته و تا الان چند باری خواستم پست جدید بذارم ولی دست و دلم به تایپ نرفت تا امروز .... خب آخرین مطلب من تقریبا برای 2 ماه پیش بود و زمانی که من و خانمم دو شیفت باید سرکار میرفتیم ( میتونید مطلب قبلی رو از اینجا بخونید).

خلاصه بگم حدودای بهمن سال گذشته تو اخبار شنیدم که وام ازدواج قراره 60 میلیون بشه و منم هم شاد بودم هم ناراحت، شاد به این خاطر که وام خوبی تو سال 98 با اقساط بلند مدت میتونم بگیرم و حتی باهاش ماشین بخرم و ناراحت از این که منم الان قسط داشتم و باید قسط عروسی و ... رو میدادم. خلاصه تونستم از یکی 60 میلیون قرض کنم و موقعی که تو سال 98 تو اردیبهشت وام ازدواج رو گرفتم اون پول رو بهش برگردونم ، منم 60 میلیون رو که گرفتم پولی که 20 میلیون از دوستم قرض گرفته بودم رو پس دادم ( اینجا در موردش نوشتم ) قرض های اصلی رو هم پس دادم و یه مقدار دیگه پول هم که از بقیه طلب داشتم گرفتم و تهش 30 میلیون برام موند ، البته چک های اردیبهشت رو گذاشتم تو همون اردیبهشت 98 پاس کنم .

با این 30 میلیون قصد داشتم ماشین بخرم و هرچی دنبال ماشین خوب گشتم چیزی پیدا نکردم و قرار شد بعد عید نوروز ماشین بخرم اخه همه میگفتم ماشین خوب شب عید پیدا نمیشه و بعد عید خیلی ها ماشینشونو میفروشن و میشه ماشین خوب خرید.

خلاصه بعد چند هفته که ماشین مورد نظرمو پیدا نکردم از ترس پایین اومدن ارزش پول رفتم با این 30 میلیون سکه خریدم که تا بعد عید که ماشین میخرم ارزش پولم کم نشده باشه که این کارم اشتباه بود و یک دفعه دیدم سکه مدام روز به روز داره ارزون میشه و 1.5 میلیون سر این کار ضرر کردم و رفتم سکه ها رو فروختم و نقد کردم.

اگه یادتون باشه تو یکی از پست های قبلی گفته بودم که یه وام هم داشتیم که معوق شده ( اینجا) و رفتم از 30 ت پول ماشین 10 میلیون به این صندوق دادم و مهلت خواستم که برای 25 میلیون باقی مونده ( البته 25 میلیون اصل پول بود و حدود 8 میلیون هم سود دیر کرد و سود وام بود ) صبر کنن تو سال 98 خرد خرد میدیم که ظاهرا قبول کردن اما دقیقا روز 28 اسفند دیدم هر 4 تا چک ضامن رو فرستادن بانک و برگه کردن .

منم که رفتم صندوق هیچ کس نبود که جوابگو باشه و یک نفری هم که تو صندوق بود از همه چیز بیخبر بود ، البته این وام برای زمانی بود که شرکت داشتیم و من و داداشم این وامو گرفته بودیم برای شرکتمون که سر اون شرکت ور شکست شدیم ، منتها این که چک ضامن ها رو برده بودن بانک و برگه کرده بودن برام خیلی خیلی سخت و عذاب آور بود و کل اعتبارم زیر سوال رفته بود ، خلاصه وقتی رفتم صندوق و پرسیدم من که مهلت گرفته بودم یک کارمند فقط تو دفتر بود که از هیچ چیزی خبر نداشت و گفت صندوق از فردا تا 17 فروردین تعطیله اگه الان کل وامو تسویه کنی میتونی چک های ضامن ها رو تحویل بگیری و ببری بانک و تا 10 روزش نشده به بانک تحویل بدی که تو استعلام هم نره .

تازه اگه از 10 روز بیشتر میشد برای رفع سو ، چک ها باید پاس میشدن البته بانک تا بانک قوانین اون فرق میکنه ولی بانک ملی لازمه که چک برگشتی که 10 روز کاری از تاریخ برگشت اون گذشته برای رفع سو پاس بشه و این یعنی 4 تا چک که مبلغ هر کدوم 110 ملیون تومن بود 👀

خلاصه بدو بدو رفتم از بقیه پول ماشین 20 میلیون مونده بود رو برداشتم و علی رغم میل باطنی سرویس طلا خانمم هم برداشتم برای فروش . خیلی برام سخت بود که سرویس طلا خانمم رو بفروشم منتها خود خانمم سرویس رو داد که بفروشم و گفت بهش نیازی نداره و اینجور سعی کرد راضیم کنه که سرویس رو بفروشم . از اون طرف هم داداشم رفته بود مسافرت ( همون داداش که با هم شرکت داشتیم و این وامو گرفته بودیم ) و تو شهر خودمون نبود که بتونه کاری برام بکنه .

سخت ترین مرحله در ابتدا این کار فروختن سرویس طلای خانمم بود که خیلی خیلی برام سخت بود و هست ، که اونم حدود 13 میلیون شد و در مجموع 33 میلیون پول داشتم که دقیقا اندازه بدهی ما به صندوق بود و به صندوق پرداخت کردم و سریع چک های ضامن ها رو بردم بانک تحویل دادم و قضیه ختم به خیر شد. البته ضامن ها بابام و داداشم و شوهر خاله ام بود که فکر کنم اصلا شوهر خاله هم متوجه نشد چکش برگه شده و بابا و داداش که صبح زنگم زدن و گفتن چک ها برگه شده سریع چک ها رو برگردونده بودم بانک و نیازی به رفع سو نبود.

الان نه دیگه پول دارم که ماشین بخرم ، نه خانمم سرویس طلا داره ! خیلی فروش سرویس طلا برا سخته بود و هنوز که هنوزه بابتش ناراحتم ! ای کاش میتونستم 40 میلیون پول قرض کنم به صورت قرض الحسنه و تا آخر سال 1398 تسویه میکردم و باهاش ماشین میخریدم . منتها چیزی که زیاده پول با سود های عجیب غریب 30 درصد به بالا و خبری از قرض الحسنه نیست و ماشینی که الان با 40 میلیون میتونم بخرم معلوم نیست با این وضع اقتصادی آخر سال 1398 چند بشه

همش حس رکب خوردن و بازنده بودن رو دارم ، یک بار میگم خدا را شکر پول ماشین و.. بود که این وام رو تسویه کنیم ولی یه حس قوی تر تو ذهنم میگه تنها کسی که سر این وام ضرر کرده من هستم ، از زندگیم و پول ماشینمو و طلا زنم زدم برای وام شرکت و داداشم هم نبود که پولی جور کنه.

ای کاش میتونستم 40 میلیون وام قرض الحسنه بگیرم ، ای کاش ! و همش این جمله زیر جلو چشمم هست و حس میکنم اون کسی که سر این وام خودشو آتیش زد من هستم

👌👌👌👌👌👌برای گرم کردن اطرافیان حتما لازم نیست خودتو آتیش بزنی👌👌👌👌👌👌