قفل ذهنی و شکست آن

حتماً خیلی برامون پیش اومده که خودمون ،خودمونو از انجام کاری منع کنیم و برای انجام ندادن اون کار دلیل و منطق داشته باشیم گاهی این دلایل می‌تونه بخاطر تربیت باشه یا بخاطر عرف جامعه باشه یا بخاطر مذهب و دین باشه و..... گاهی هم کاری رو بر خلاف میلمون انجام نمیدیم بخاطر این که خجالت می‌کشیم و به اصلاح خودمونی رومون بر نمیاد.

با یه مثال سعی میکنم موضوع رو باز کنم ، من و خانمم رفتیم کفش بخریم و اولین مغازه فروشنده چند کفش نشون داد و خانمم با این که هیچ کدوم رو پسندش نبود، اما خجالت می‌کشید به فروشنده بگه هیچ کدوم رو پسندم نیست و یکی از کفش ها رو خرید .

این موضوع چند باری تو موارد دیگه هم پیش اومد و این رفتار از این نظر برای من عجیب بود که خانم من خودش فروشنده هست و روزانه چندین مشتری داره که میان جنس ها رو میبینن ولی خرید نمیکنن . به عبارت دیگه هر روز درگیر این موضوع بود که آدم های اطرافش تا یه کالایی رو کامل پسند نکنن خرید نمیکنن ولی وقتی خود خانمم به عنوان خریدار میرفت جایی اولین مغازه اگه چند تا جنس براش میاوردن حتی اگه اون جنس پسندش نبود خجالت می‌کشید بگه هیچ کدوم پسندم نیست و یکی شو میخرید

دیروز‌ بعد خرید کفش گفتم بریم بیرون ناهار ماهی بخوریم ، اولین رستوران که رفتیم و منو رو دیدیم ماهی رو انتخاب کردیم و گارسون گفت ماهی نداریم و خانمم سریع گفت اشکال نداره و چشمش رو به منو دوخت تا یه غذای دیگه انتخاب کنه چون خجالت می‌کشید بدون سفارش از اونجا بیاد بیرون که من به گارسون گفتم نه ما فقط ماهی میخوایم و تشکر کردم اومدیم بیرون

دقیقاً ۴ رستوران مختلف با فاصله مکانی هر کدوم ۱۵ دقیقه از هم رفتیم و دوبار آخر خانمم رو تنها فرستادم داخل گفتم برو بپرس ماهی دارن یا نه ، اگه نداشتن بیا بیرون

تا این که چهارمین رستوران ماهی داشت و این شد که بعد از یک ساعت دنبال غذا گشتن، به منو انتخابی خودمون رسیدیم .

الان این موضوع برای خانمم حل شده که اگه جنس مورد نظرشو پیدا نکرد می‌تونه بره فروشگاه دیگه بخره ، منتها برداشتم اینه هنوز به پذیرش واقعی نرسیده و احتمالا اگه تنها بره خرید دوباره همون مغازه اول عذاب وجدان بگیره و اولین جنس رو بخره

خلاصه که خیلی از کارهایی که ما انجام نمیدیم نتیجه اون قفل ذهنی هست جوری که حتی ممکنه انجام دادن یا ندادن اون کار اگه برخلاف تصورات خودمون باشه باعث عذاب وجدان بشه و این موضوع رو میشه به خیلی کارهای روزمره بسط داد.البته که افراط و تفریط در هر کاری درست نیست ولی سر بسته هم بگم خودم من درگیر این قفل ذهنی هستم ولی هنوز مشوقی پیدا نکردم که کمکم کنه از اون زندان ذهنیت آزاد بشم . این که وجدان ، عذاب وجدان و قفل ذهنی یکی هست یا کاملا متفاوت رو من نمیدونم ، منتها منتظر نظراتتون هستم .