تلگرام از باجه ای در Midwest

متنی را که داده بودم دست متصدی پس گرفتم

چه فایده ای بر کلمات

چه فایده ...

شش کیلومتر دویدم

ولی حالم هیچ تغییر نکرد

کلماتم را فرو میدهم

نقطه ها ویرگول ها و نشانه ها را

همه را میخورم

و اینگونه سوء هاضمه میگیرم

دلم برای تو تنگ است .

کاش همین جمله را هم

زیر لبخند پنهان میکردم.

من خوبم. آرامم. سرحالم.

همه چیز اینجا مرتب است.

از دور چشمها و لبهایت را میبوسم.


م.

بیست و چهارم مرداد هزار و چهارصد و یک