اگر هنوز بوم زندگی خودتان را ترسیم نکردهاید، لازم است پیش از مطالعه این نوشتار، نوشتار آموزش گام به گام ترسیم بوم زندگی را مطالعه کنید و تمرینات آن را انجام دهید.
در این نوشتار آموزش میبینید که چطور میتوانید بوم زندگی خودتان را نقد و تحلیل کنید.
پس از اینکه مجموعه تمارین بالا را انجام دادید، در مقابل هر چیزی که نوشتید، یک «چرا» بگذارید و سعی کنید به این سؤال پاسخ دهید که:
چرا این کار، این فکر، این احساس، این عادت، این رابطه، این محیط و این سطح خاص از آن را دارید؟ و چرا غیر آن و در غیر این سطح نیست؟
بسیاری از افراد در پاسخ به این سؤال شروع میکنند از خوبیهای این کار صحبت کنند. مثلا وقتی میگوییم چرا این کار را انجام میدهی، میگویند کار خوبی است و فلان فواید را دارد در حالی که این پاسخ، دلیل خوبی برای انجام آن کار نیست. این پاسخ بیانگر اهمیت و خوب بودن آن کار است اما مگر هر کار خوبی را باید انجام داد؟!
کارهای خوب زیادی هستند که آنها را انجام نمیدهیم. باید در پاسخ به این سؤال که چرا آن کار را انجام میدهیم، علاوه بر خوب بودن این، نشان دهیم که این کار برای من «بهترین» است و «ضرورت» دارد و کاری غیر از این کار نیست که این سطح از خوبی و ضرورت را برای من داشته باشد.
برای اینکه دقیقتر بتوانید خود را نقد کنید، بر روی صندلی داغ بنشینید و از زاویه دیدهای مختلف خود را نقد کنید، مثلا از خود بپرسید:
خداوند من را در این زمینه چه طور نقد میکرد؟
شیطان من را چه طور نقد میکند؟
اگر کارهای من در شبکه ملی پخش میشد، مردم مرا چه طور نقد میکردند؟
اگر متخصص و استادی بخواهد مرا نقد کند، چه میگوید؟
اگر بدانم که فردا صبح زود خواهم مرد، آیا باز هم این کار را انجام میدهم؟
اگر کسی از اطرافیانم، دقیقا این کار کرا میکرد، او را چه طور نقد میکردم؟
این زوایای دید برای تشخیص حق یا باطل بودن کار نیست بلکه به ما کمک میکند کارهای خود را از زاویههای بیشتری رصد کنیم و برخ از عیبهای پنهان آن را شناسایی کنیم.
این شش پرسش کلی را باید از خودتان بپرسید:
اگر حقوق یک میلیاردی به شما بدهند، آیا باز هم این کارها را انجام میدهید؟
چرا با دوستان یا همکارانتان زیاد وقت میگذارید ولی با خانواده نه؟
چرا به فکر هدایت مردم هستید ولی خانواده نه؟ اگر واقعا نیت شما خداست، چرا پسر عمویتان برایتان مهم نیست؟
چرا هر بخش را با کیفیتی بیشتر یا کمتر انجام نمیدهید؟ چرا کمیت آن را تغییر نمیدهید؟
لطفا کارهایی از خودتان را که خیلی قبولی دارید نقد کنید و به چالش بکشید!
خوب است از اطرافیانتان هم کمک بگیرید و از آنها هم بخواهید که شما را به نقد بکشند.
برای هر پاسخی که به سوالات بوم زندگی خود دادهاید این 5 سوال را از خودتان بپرسید و پاسخها را روی یک کاغذ یادداشت کنید:
آیا این کار خوب است؟
اگر خوب است، آیا اولویت هم دارد؟
اگر اولویت دارد، آیا با این کمیت و کیفیت اولویت دارد یا اینکه کمیت و کیفیت دیگری مناسبتر است؟
نیت شما از انجام این کار چیست؟ چه قدر اخلاص دارید؟
استناد و دلیلت برای سؤالات مراحل قبل چیست؟ از کجا فهمیدید که فلان کمیت و کیفیت مناسبتر است؟ آیا میتوانید دفاعی علمی از پاسختان داشته باشید یا اینکه صرفا بر اساس شبه علم و گزارههای کیلویی و فلهای به چنین نتیجهای رسیدهاید!
بسیاری از نقدها بدون روشن بودن هدف و چشم انداز، مشکل منطقی دارد. به این مثال دقت کنید:
فرض کنید به کسی بگوییم: «چرا در فلان جا تدریس میکنی؟»
و او در پاسخ بگوید: «چون جای خوبی است!»
ما نمیتوانیم این پاسخ را از او بپذیرم، چرا که جای خوب زیاد است! اگر هم او در پاسخ بگوید: «چون اینجا از جاهی دیگر بهتر است» باز هم نمیتوانیم این پاسخ را از او بپذیریم؛ در اینجا از او میپرسیم: «از چه جهت بهتر است؟ و تو چرا به این جهت اهمیت بیشتری میدهی؟»
اما اگر او در پاسخ بگوید: «چون من چشم اندازم این است که مثلا شاگردانی در فلان زمینه تربیت کنم و فلانجا که من در آنجا تدریس میکنم از میان دهها گزینه دیگر که بررسی کردهام فلان برتریها را در راستای رسیدن به هدفم دارد» این پاسخ را میتوانیم از او قبول کنیم.
البته باید در تعیین چشم انداز دقت کافی صورت گرفته باشد ولی با پذیرش چشم انداز، دیگر اشکالی به او وارد نیست.
بنابراین در نقدهایی که به خود وارد میکنید، به این نکته توجه داشته باشید که نه دفاع و نه نقد از کار، بدون دانستن چشم انداز، چندان منطقی به نظر نمیرسد.
بوم زندگی یکی از ابزارهای دستیابی به چشم انداز زندگی است و انتخاب موضوع پایان نامه بر مبنای آن است.
در نوشتار جامع صفر تا صد نوشتن پایان نامه، گام به گام مراحل نوشتن یک پژوهش کاربردی بر مبنای رسالت و چشم انداز شخصی خودتان را به شما شرح دادهایم.