
فرض کن با یک مسأله ریاضی مواجه شدهای. استاد پرسش را جلوی تو میگذارد و به تو میگوید: فکر کن، ببین میتوانی آن را حل کنی یا نه! واقعا راه حل تقویت فکر چیست؟ راه های تقویت تفکر
استاد میگوید: «فکر کن» «بیشتر فکر کن»
واقعا معنای این جمله چیست؟ دقیقا از من میخواهد چه کار کنم!؟ هاج و واج دارم به مسأله نگاه میکنم ولی واقعا نمیفهمم که استاد منظورش چیست!
واقعا وقتی شما در مورد یک مسأله فکر میکنید چه کار میکنید؟!
فرض کن با مشکلی در زندگی خود مواجه شدهای! باید با تفکر سعی کنی راه حلی پیدا کنی! چه میشود که برخی از افراد خیلی سریع گزینههای متنوع و خلاقی برای حل مسأله پیدا میکنند اما من...
آیا تا به حال پیش آمده است که احساس کنی ذهنت خشک است و طراوتی ندارد و چیزی از آن بیرون نمیآید؟ احساس کنی که فکرت جریان ندارد.
راه حل راه انداختن فکر چیست؟ چه چیزی میتواند کمک کند که فکرمان به حرکت بیافتد؟!
بیاییم در مورد هسته خرما فکر کنیم!
هسته خرما
ناخودآگاه از خودمان «سؤال» میپرسیم. به چه چیزی در هسته خرما فکر کنیم! از چه جهتی به هسته خرما فکر کنیم.
بگذارید بیشتر بپرسم:
هسته خرما چیست؟ حقیقتش چیست؟ ویژگیهای آن چیست؟ وزنش چه قدر است؟ چه تعداد هسته خرما وجود دارد؟ رنگ هسته خرما چیست؟ رابطه هسته خرما با بقیه خرما چیست؟ هسته خرما چه طور تغییر میکند؟ چه تغییراتی در اطراف خود ایجاد میکند؟ هسته خرما چه زمان ایجاد میشود؟ در چه مکانی وجود دارد؟ شکل آن به چه صورت است؟ چند نوع هسته خرما داریم؟ آیا انواع هسته خرما خواص متفاوتی دارد؟ چه خواص مشترکی دارد؟ هسته خرما در آینده به چه چیزی تبدیل میشود؟ در چه صورت به نخل تبدیل نمیشود؟ در چه صورت فاسد میشود؟ اگر هسته خرما نبود چه میشد؟ هسته خرما را چه کسی یا چه چیزی و چه طور به وجود آورده است؟ داخلش هسته خرما چگونه است؟ چه عواملی روی هسته خرما اثر میگذارد؟و ...
به این سؤالات دقت کنید. درحالی که سؤالات را میخوانید، ذهنتان فعال میشود. هسته خرما چه جهاتی دارد و از چه زوایای متنوعی میتوان آن را بررسی کرد. شاید جواب هیچ یک از این سؤالات را ندانید اما پرسیدن همین سؤالات، سبب میشود که ذهن ما از حالت غیر فعال خارج شود و راه بیفتد.
آری! سؤال راه انداز فکر است. وقتی با یک مسأله ریاضی مواجه میشویم، پرسشهایی که از خود میپرسیم، ما را برای حل مسأله راهنمایی میکند.
همین طور وقتی با مشکلی در زندگی مواجه میشویم پرسش از راهکارها و آثار هر یک، فکر ما را راه میاندازد.
جالب اینجاست که قالبهای کلی پرسش ثابت هستند، یعنی شما اگر تعداد خاصی از سؤالات را حفظ باشید، در تعامل با هر مسأله میتوانید همان سؤالات را از خود بپرسید.
به عنوان نمونه در مورد هر چیزی میتوان از «چیستی و چگونگی و چرایی» آن از خودمان بپرسیم.
اگر خوب دقت کنیم، نزدیک به 12 نوع سؤال از چرایی داریم! راه حل تقویت فکر راه های تقویت تفکر
وقتی از چیستی سؤال میپرسیم، سؤالات ما در ده محور قابل بررسی است و میتوان سؤال از چیستی را به این ده محور تفکیک کرد. خود این محورها قابل تقسیم به یک سری سؤالات کلی دیگر هستند.
وقتی از چگونگی سؤال میپرسیم میتوان سؤالات را ناظر به مبدأ و مقصد و مسیر و زمان و محرک و متحرک تقسیم بندی کرد و هر یک از این محورها قابل تقسیم به سؤالات دیگر است.
خلاصه اینکه اگر سؤالات را خوب یاد بگیریم، میتوانیم بهتر فکر کنیم!
افرادی که قوه تفکر قوی دارند، خود به خود یاد گرفتهاند که در مواجهه با هر چیز، چه سؤالاتی باید از خود بپرسند.
اگر کسی مجموعه سؤالات را بداند و بعد یاد بگیرید که در مواجههها چه سؤالاتی را بپرسد، حرکت مؤثری در تقویت تفکر را دنبال کرده است.
اگر خوب دقت کنیم، میبینیم که سبکهای تفکر متنوع مثل: «تفکر خلاق» و «تفکر نقاد» و «تفکر سیستمی» و «تفکر استراتژیک» و «تفکر طراحی» و «تفکر مثبتنگر» و «تفکر کلینگر» و ... به نوعی به همین نظام مسائل و پرسشها بر میگردد.
وقتی صحبت از تفکر خلاق است، از سؤالاتی سخن میگوییم که سبب میشود ما به راههای نامتعارف فکر کنیم تا شاید راهی برای حل مسأله پیدا کنیم.
در تفکر نقد، صحبت از سؤالاتی ناظر به صحت منابع یا صحت استدلال و امثال آن است تا شخص ساده اندیشانه هر چه دید، باور نکند!
در تفکر کلی نگر، پرسش از نکات کلان و کلی موضوع است.
در تفکر مثبت نگر، به نقاط قوت و جهات مثبت موضوع توجه میکنیم.
لذا کسی که به نظام مسائل، آگاهی داشته باشد در جایی که نیازمند خلاقیت است، سؤالات مرتبط با آن را از خود میپرسد.
در جایی که نیازمند فهم نکات مثبت است، سؤالات تفکر مثبت نگر را از خود میپرسد.
در جایی که نیازمند نقادی است، سؤالاتی که در منابع و کیفیت استدلال و ... تردید ایجاد میکند از خود سؤال میپرسد.
و به این ترتیب از سبک فکری که به آن نیاز دارد در زمان مناسب استفاده خواهد کرد.
مفهوم «حال» مفهوم انسان شناسانه عمیقی است که راه حل بسیاری از مشکلات زندگی ما در آن نهفته است. اگر حال مناسب در انسان ایجاد شود، خود به خود سبک فکری مناسب نیز در انسان ایجاد خواهد شد.
فرق ایجاد سبک فکری مناسب به کمک «حال» با سبک فکری مناسب به کمک سؤالات از پیش تعیین شده چیست؟ پاسخ این است که سبک فکری تعیین شده به کمک سؤال به صورت تحمیلی، سبک تفکری را ایجاد میکند که ممکن است، آن سبک تفکر به صورت تحمیلی آفت نیز داشته باشد، علاوه بر اینکه به قدرت و انگیزه حال مناسب پیش نمیرود.
به عنوان نمونه سبک تفکر خلاق را در نظر بگیرید. سبک تفکر خلاق ممکن است از حال «توکل» در انسان ایجاد شود. همین طور که ممکن است از حال «تنبلی» یا «تنوع طلبی» در انسان ایجاد شود. ممکن است فرض تنبل برای انجام ندادن کار سخت، فکرش را به کار بیاندازد تا راهی خلاقانه پیدا کنید. شخص با توکل نیز، پشت درهای بسته به دنبال انجام وظیفه خود است و به همین خاطر به راههای خلاقانه فکر میکند. شخص تنوع طلب نیز، برای ارضای تنوع طلبی خود، به دنبال گزینههای خلاق است.
این خلاقیتها خیلی متفاوت هستند. اگرچه در ظاهر همگی خلاقیت هستند ولی خلاقیتی که شخص به دلیل تنبلی به سراغ آن میرود به مرور زمان او را تنبلتر و ضعیفتر میکند. اما خلاقیتی که شخص به دلیل تکلیف درگیر آن است، فضای متفاوتی دارد و سبب جدیت بیشتر او در انجام وظیفه میشود. همانطور که خلاقیت ناشی از تنوع طلبی، نه تنها هزینهساز است بلکه روز به روز بن بستهای بیشتری در مسیر ارضای حس تنوع طلبی در روی چشم انسان میگذارد.
پرسشهای خلاقیت یکسان هستند ولی اینکه ما با چه نیتی به سراغ آنها آمدهایم به این سؤالات فضای متفاوتی میدهد و درنتیجه احتمالا به نتایج متفاوت نیز دست پیدا کنیم.
لذا اگر کسی به دنبال تقویت تفکر خود است، یکی زا مهمترین ابزارها، اصلاح حال و نیت است. نیت باید برای خدا باشد و این نیت به صورت سیستمی بسیاری از ابعاد وجود ما، از جمله تفکر ما را تقویت میکند.