موسیقی، هر زمان موسیقی، هروز موسیقی، هرشب موسیقی، در هر شرایط موسیقی.
افکاری که تنها با موسیقی خاموش میشوند. ذهن پرخاشگر، فقط و فقط با موسیقی و موج های آن آروم میشود. قلبی پر از درد و شکسته، تنها با موسیقی و آن صدای دریا مانند پیانو آرام میشود.
گاهی جنونی برای کشتن فردی، از طریق موسیقی وارد مغز و قلب میشود. اما این کشتن، خطرناک نیست. بلکه آن فرد تنها میخواهد خودش را ثابت کند. به چه کسی؟ معلوم است به خودش.
او از این دنیا فراریست، چرا که فقط دنیای موسیقی اش را دوست دارد. تنها چیزهایی که برای او یک نوع سرگرمی و خوشحالی به حساب میایند، گوش دادن به موسیقی است.
هنگامی که به موسیقی گوش میدهد، در ذهنش تصور میکند که در حال دویدن است. در میان کشتزار هایی پر از علف ها و گیاهانی که تا زانو های او رشد کردند. هوا آبی رنگ است و در واقع کم کم در حال تاریک شدن است. هودی سیاه رنگی به تن دارد و در حال فرار از واقعیت است. میدود، پر سرعت میدود. پیچیده است. ذهن و قلبش در هم پیچیده است.
موج های موسیقی به او احساس زنده بودن میدهند. ناگهان، تاریکی جلوی دیدش را میگیرد. زیر پاهایش خالی میشود و در اتاق همیشگی خودش، بر روی زمین میوفتد. صدای موسیقی قطع شده است اما او به دور و بر اتاقش نگاه میکند تا بتواند نشانه ای از همان موسیقی پیدا کند. آرام آرام از جایش بلند شده و به سمت تختش میرود. بر روی آن دراز میکشد و چشمانش را میبندد.
نفس بلند و عمیقی میکشد و آرزو میکند تا موسیقی اش دوباره پخش شود. او سکوت را نمیخواست. او صدای دعوای بیرون از اتاقش را نمیخواست. او حتی صدای گنجشکی بر روی درخت را هم نمیخواست. حس کرد که موسیقی دوباره در گوشش در حال پخش شدن است. بدنش آرام آرام از روی تخت بلند شد و در هوا معلق شد.
نمیترسید زیرا میدانست این همان احساساتی است که از طریق موسیقی به بدنش وارد شده است.
موسیقی، بله. این موسیقی است. موسیقی قدرت های زیادی دارد. موسیقی چیست؟ خب بگذارید من از زبان خودم بگویم. موسیقی چیزی به نام خانه میباشد که هرکسی به روش خود به آن پناه میبرد. انسان های زیادی هستند که برای فرار از حقیقت و واقعیتی که جلوی چشمانشان است، به موسیقی پناه میبرند. این موج ها با ما حرف میزنند. بله درست است. موسیقی واقعا با ما حرف میزند، اما ما بعضی اوقات این حرف ها را نمیفهمیم و مانند رهگذری که بی اعتنا و به تندی از کنار فقیری رد میشود، از کنارش عبور میکنیم. بله بله بله. موسیقی همان فقیر است.
او گاهی حال ما را ملایم تر و گاهی جنون ما را بیشتر میکند. گاهی لذت و گاهی تنفر ما را بیشتر یا کمتر میکند. در ازای این چیز ها هم او از خوشحال ما تغذیه میکند و ما را در آغوشی گرم و نرم میگیرد.
نوشته ای از نویسنده: خواستم بگویم که حواستان به موسیقی هایتان باشد. آن ها واقعا میتوانند جان شما را از هرچیزی نجات دهند...