ویرگول
ورودثبت نام
yosefhosiny2020
yosefhosiny2020
yosefhosiny2020
yosefhosiny2020
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

تیر تراش ، رویای به اندازه قد یک سرباز

فرمانده صداش نمیاد و فقط دهانش باز و بست میشه و یک راکت از روی سر ما رد میشه و می خوره به آمبولانس ،همه سکوت می کنند ، زمان می ایسته و زمین می لرزه و من فکر می کنم کی می تونه تو اون آمبولانس باشه.

امروز دوشنبه است ، دوشنبه ها خوبه ، تا حالا که خوب بوده اما سه شنبه زیاد خوب نیست ، شاید هم برای من اینطوره ، سه شنبه بود که با ته مانده حقوق یک سرباز یک پوزیشن باز کردم تو صرافی و اونم لیکوئید شد ، سه شنبه بود که فهمیدم تیر تراش چیه ، و سه شنبه بود که بهترین دوستم از دوران بچگی تو آمبولانس بود و بعد همه چیز با هم اتفاق افتاد ، به قول چاووشی لعنت به این سه شنبه ها و سه شنبه بود که من اون خواب دیدم خواب دیدم که وسط یک قبرستان قدیمی نشستم دارم به یک قبر چهار متری نگاه می کنم ، همه بودیم و در کنار قبرهای قدیمی ، قبرهای جدیدی می کندیم ، یک درخت گلابی بود و رفتم یک میوه از ش کندم و بعد خودمو بالای ا

شنبهجنگواقعیتجام جهانی
۰
۰
yosefhosiny2020
yosefhosiny2020
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید