
چرا هر بار یکی از اونجرها قاتله؟
چرا انقدر تغییر مقدار نور ما میبینیم توی فیلم؟
کتابهایی که توی فیلم بهشون اشاره میشه، موضوعشون چیه؟
یه تئوری توی اینترنت هست که میگه توی سری چاقوکشی هر بار یکی از سوپرهیروهایی که توی مارول بازی کردن قاتل اصلیه؛ دفعهٔ اول کریس اوانس در نقش کاپیتان آمریکا، دفعهٔ دوم ادوارد نورتون که نقش هالک رو توی مارول بازی کرده بود، و قبل اینکه فیلم پخش بشه خیلیها حدس زده بودن که جرمی رنر که توی اونجرز، هاوکآی بود، قاتله؛ چون توی مارول بازی کرده، از بین مظنونین و از بقیهشون هم معروفتره که دیگه خودتون میدونید.
توی فیلم صحنههایی هست که یهو نور گرم و تابانی روی کاراکترها میافته و بنوا بلانک که مظهر منطق هست، وقتی حرف میزنه اون نور تابان از بین میره و هوای ابری و رنگهای سرد جاشو میگیرن؛ چون بهنظرم کارگردان میخواد بگه حقیقت سرده و تلخه. و میبینیم که آخر فیلم از طریق این نور وقتی خودشو میذاره جای آدمهای مذهبی قصه میتونه معما رو حل کنه و وقتی نور زرد بهش میتابه و به قصهٔ راه دمشق اشاره میکنه؛ سرنوشت سائول که نور خدا رو در راه دمشق دید و کور شد و سپس پردهها از چشمانش افتادند، چون به عیسی ایمان آورد و به یک پیرو مسیحی متعصب تبدیل شد. آخر فیلم میتونست خیلی راحت مارتا رو لو بده، ولی چون نور زرد و نماد باور بهش تابید، یاد حرف جاد افتاد که گفت: «من باید با خواست خودم خودمو تحویل بدم وگرنه کشیش بودنم هیچ معنیای نمیده.» واسه همین خودشو زد به گیجی تا فرصتی به مارتا بده که با اعتراف خودش همهچی مشخص بشه، نه اینکه پلیس بگیردش.
توی فیلم به کتاب «مرد توخالی» اشاره میشه؛ نوشتهشدهٔ جان دیکسون کار در سال 1935، که داستان سه برادر شعبدهباز یا بهتر بخوام بگم ایلوژنیسته که سعی دارن همدیگه رو بکشن و قربانی قصه در واقع توی تلهٔ طرح قتل خودش گیر میکنه و میمیره؛ که تقریباً اتفاقیه که برای ویکس هم میافته. ولی تنها منبع فیلم نیست؛ این کتاب وقتی جاد لیست کتابهای بهاری مارتا رو ارسال میکنه، یهسری کتاب هستن که همه منبع الهام نویسنده و کارگردان این فیلم هستن؛ مثل «بدن کیست؟» رمانی جنایی از نویسندهٔ بریتانیایی دوروتی ال. سایرز، یا کتاب «قتل راجر آکروید» اثر آگاتا کریستی که یه نکتهٔ جالب داره؛ اینکه برخلاف بقیهٔ کتابهاش اولشخصه و نریتور داره به مخاطب دروغ میگه، مثل جاد. از لحظهای که مکث میکنه تو نوشتن ماجرا، از اونجا داره به بلانک دروغ میگه؛ یعنی داره به مخاطب دروغ میگه یا چیزی که خودش باور داره رو میگه. تو میتونی با چیزی نگفتن صادق بمونی، بهجای اینکه دروغ بگی.
اگه یادتون باشه، رایان جانسون توی یه مصاحبه میگه که اپل اجازه نمیده که گوشیش دست کاراکترهای بد باشه و این خیلی سروصدا کرده بود؛ اما اینجا وقتی داره برای دکتر نت پیام میاد، میبینیم که گوشیش آیفونه و یعنی، خوب، فکر کنم یعنی اون داستان دیگه کنسله.
توی فیلم ما داریم میبینیم که ویکس جایی که داره ازش سخنرانی میکنه شبیه یه کشتیه که خود رایان جانسون میگه خواستم ویکس شبیه کاپیتان ایهب توی «موبیدیک» باشه.
لیست کتابهای اشارهشده توی فیلم و منابع فیلم
Hollow Man — John Dickson Carr
Whose Body? — Dorothy L. Sayers
The Murders in the Rue Morgue — Edgar Allan Poe
The Murder of Roger Ackroyd — Agatha Christie
And Then There Were None — Agatha Christie