
چرا ویکتور همه جای فیلم داره شیر میخوره؟
این طرح سنگی عظیم روی دیوار آزمایشگاه چیه؟
داستان رنگ ها توی فیلم چیه؟
شاید خیلی هاتون متوجه نشده بودین ولی این فیلم به شدت زیاد نکته داره که احتمالن مث خود من متوجه اش نشدین خود گیرمو دل تورو راجب فیلم دیدن میگه دیدن یک فیلم برای بار اوله مثل یه قرار عاشقانه است و دفه ی سوم ازدواجه.

اگه دقت کرده باشین ویکتور همه جای فیلم داره تنها نوشیدنی که داره میخوره شیره و همه ی لیوان ها داخلش سفیده این به خاطر اینه که ویکتور هنوز بچه است و هنوز دنبال مامانش میگرده دقت کنین اون حتی نه سیگار و نه مواد و حتی مشروبم نمیخوره و همه زن ها رو هم شبیه مامانش میبینه که جالب تر میشه وقتی بگم نقش مادر و برادرزنش رو یک نفر بازی کرده برای اینکه توی نقش مادرش یکم متفاوت تر بنظر بیاد یه گریم جزئی هم بهش اظافه کردن.

اما موقعی که ویکتور داره توی آزمایشگاه کار میکنه روبروی تخت هیولا تصویر الهه یونانی مدوسا رو میبینیم که خود ایشون گرفتار خشم خدایان شده و یک نفرین ابدی داره این مه هر کسی به چشماش خیره میشه به سنگ تبدیل میشه یعنی نه میمیره نه زنده میمونه مث خود هیولا که محکوم به تنهاییه و همه ازش میترسن

هر کسی توی فیلم رنگ مخصوص خودشو داره رنگ ویکتور قرمزه که از مادرش میاد و همه جا میبینیم این زخم و داره با خودش میبره رنگ پدر و هارلندر آبیه و رنگ های سبزی که شما میبینید فقط از الیزابت میاد
جالبه شما هرجا الیزابت رو توی فیلم میبینید نور هم میبینین و اکثر جاهایی که هارلندر رو میبینین سرما و بارون و رعد و برقه.

توی خونه هارلندر ما داریم میبینیم که داره یه عکسی میگیره اون داره درواقع یه نقاشی خیلی معروفی از مومنتوم موری رو بازسازی می کنه هدف نقاش از این کار این بوده که همیشه باید به یاد مرگ باشیم و هارلندر یک زن و یک هلو داره بهش اظافه می کنه که هلو هم همه میدونیم که نماد شهوته و دنیاست یعنی با اینکه اون سفلیس داره وقراره ولی نمیخواد بیخیال دنیا باشه

یه سکانسی هست که هیولا از ساختمون پرت میشه بیرون و میوفته توی جنگل قشنگ این کاملا به نقاشی سقوط آدم اثردست یان بروگل اشاره داره
نکته جالب تر از همه که این رمان رو 200 سال پیش مری شلی یه دختر 18 ساله نوشته.