شریف قبول نشدم اما دانشجوی شریف شدم(تکمیلی)

این پست ادامه پستی با همین موضوع است که اینبار در مورد مسائل احساسی انتقالی به شریف میخوام خیلی خلاصه توضیح بدم. میتونید بهش بگید بخش خاله زنک ماجرا!

شهریور به شما زنگ میزنن و تاریخی رو جهت ثبت نام به شما اعلام میکنن. خیلی خوشحالی و این هنوز اول کاره!

باز هم عکس قدیمی و نوستاژیک! سردر جدیده خیلی مسخره است!
باز هم عکس قدیمی و نوستاژیک! سردر جدیده خیلی مسخره است!

به افرادی که با تهران آشنایی ندارند و یا دانشگاه شریف رو از نزدیک ندیدند پیشنهاد میکنم حتما دو سه روز قبل ثبت نام برید تهران و دانشگاهتون رو ببینید. به صحبت های افراد گوش کنید، داخل دانشکده های مختلف رو ببنید و سوار آسانسورهای دانشکده ها بشید، سلف دانشگاه رو ببینید، به دغدغه بچه ها گوش کنید. این کار باعث میشه بفهمید خیلی هم جای عجیبی نیست. ولی یه فرق داره، بدون استثناء همه صحبت ها به اپلای کردن و تحصیل در خارج از کشور مربوط میشه! البته تلاش برای دانشگاه های تراز اول دنیا! این جو در دانشگاه های دیگر هم هست اما نه با این دوز!

من هیچ وقت این قسمت تراز اول بودن دانشگاه رو نمیفهمم! مگه بیکاری این همه درس بخونی بعدش بری یه جا بد تر از اینجا که بیشتر اذیت شی!؟برو یه جایی که خدایی باشی برای خودت!

بگذریم! آزمایشگاه ها رو تا جایی که اجازه دارید ببینید و سعی کنید با افرادی که عجله ای در کارشون نمیبینید با لبخند مکالمه کوتاهی داشته باشد.

دانشکده خودتون رو اما حداقل یه سه ساعتی توش بچرخید. تمام طبقاتش رو ببینید و همه جا رو سرک بکشید. سعی کنید با دانشجوهای خوش رو، دوست شید و ازشون راهنمایی بگیرید مخصوصا درمورد دروسی که ترم بعد دارید. چرا که شریف هم مثل خیلی از دانشگاه های دیگه دانشگاهی است که قلق داره. سعی کنید سرگروه ورودی های خودتون رو پیدا کنید(فردی که همه اونو میشناسن و اونم همه رو میشناسه) و یا حداقل شماره تلفن شو بگیرید. در نهایت پیش معاون آموزشی برید(همچین تهفه نابی هم نیست! اگه تو دفترش هم نبود خیلی مهم نیست ) احتمال خیلی زیاد آدم گند دماغی از کار در میاد و کلی نصیحت چرت و پرت با یه نگاه از بالا و کلی غرور اونم با یه نگاه تحقیر آمیز تحویل شما میده . اصلا اونو جدی نگیرید. صرفا خواستم یه آشنایی باهاش داشته باشید چرا که به ازای هر واحد درسی حداقل یه بار باید پیشش برید تا نامه هاتون رو امضا کنه!

درنهایت پیشنهاد میکنم نمازتون رو توی مسجد بخونید! یه بار دیدی شانست خوب بود و کنار آقای عارف یا آقای صالحی(مستر ری اکتور) یا یکی از وزرا یا رییس دانشگاه بودی! معمولا این اتفاق پیش میاد.

کمی هم تهران رو بگردید. دریاچه چیتگر یا رفتن به توچال یا پل طبیعت یا پارک ملت و برج میلاد میتونه اوقات خوشی رو براتون ایجاد کنه(همه رو اگه باهم رفتین بعدش یه شربت معده حتما بخورین). البته اگه مثل من استرس داشته باشین احتمالا دارید ویدیو آموزشی درس های ترم بعدتون رو تو سایت مکتب خونه اونم با سرعت بالا میبینید. (یکی از زیبا ترین لحظات برای من، از نزدیک دیدن اساتیدی بود که همیشه فیلمشون رو میدیدم! مثل دکتر اجتهادی !)

یکم از سختی ها بگم: شما هنوز کارت دانشجویی ندارید اگر هم داشته باشید رنگش فرق داره و به همین دلیل شما نه میتونید خوابگاه داشته باشید، نه میتونید عضو هیچ تشکل و گروه رسمی دانشجویی بشید، حتی حق رای دادن به شورا دانشکده رو هم ندارید. غذاتون معمولا سه برابر دیگرانه، درس اختیاری نمیتونید بگیرید. حق حذف درس رو ندارید و حتی استخر هم نمیتونید(آزاد میشه اما 40 تومن ناقابله!)

در این میان گاهی اساتیدی پیدا میشن که از بالا به شما نگاه میکنن چون تو شریف قبول نشدی! من پیشنهاد میکنم با یه نمره شیرین مشتی بر دهان این استکبار های مفسد بزنید! البته اساتید مهربان و گوگولی تعداشون بیشتره.

این سختی ها رو میتونید با پیدا کردن دوستان صمیمی رفع کنید. همیشه افراد برونگرا آماده دوستی با شما هستند اما دوستان صمیمی شما نمیشن(شاید هم شدن! به شما بستگی داره) اما برای شروع خیلی خوبه! تا جایی که میتونید از دوستانتون راهنمایی بگیرید. اما هیچ وقت در احساسات راهنمایی نگیرید! سخت بودن درس یه باور ذهنی مسخره است که واگیر داره و فقط بهتون استرس میده. من درسهایی رو تو شریف بیست شدم که به دلیل همین باور ذهنی که ویروسش همه جا بود، کمتر کسی اون درس ها رو بیست میشه!

اما چیزی که از همه مهمتره اینه که دوستی آدم ها ربطی به اینکه برای کنکور چقدر خوندی نداره سعی کنید با هر کسی که ازش خوشتون اومد دوست شید! و لطفا فاز عاشقی برندارید چون شما کاملا بلاتکلیفید و با این کار اول به خودتون و دوم هم به خودتون صدمه میزنید(شریف هم که خودکشی کردن توش خیلی حال میده، بعدا برای دیگران فرصت انتقالی رو از بین میبرید!)

جوِ هر دانشکده ای و حتی هر سال ورودی فرق داره. از اکیپ های پنج نفره تا منزوی های تک نفره تا بی اکیپی و حتی چند اکیپی مواجه میشوید. پیشنهاد من اینه که با فرد دوست بشید و نه با یک گروه. به تدریج و ناخودآگاه اکیپ و گروه خودش شما رو جذب میکنه.

به دلیل سیستم اتوماسیون پیشرفته وزارت علوم، شما نامه ای رو دریافت میکنید با این مضمون:
مرتیکه از اول ترم تا حالا سر کلاسا نیومدی و کلا غیبت خوردی! اگه تا آخر هفته اعلام نکنی با خودت چند چندی حتما اخراجت میکنیم بعدشم میفرستیمت صفر پنج کرمان و خدمت به مام وطن!
که کلی زنگ زدن و هماهنگی داره و زحمتش رو دوستان شما در دانشگاه مبدا باید متقبل شوند و گاهی مجبورید درسی رو بردارید که اگر خدایی ناکرده برگردید اون درس رو ازتون قبول نمیکنن مثل شیمی عمومی دو برای من!

درنهایت باید بگم اون کارت آبی رنگ که بعد یک سال به شما داده میشه (اگر موندگار بشید) شیرینی داره که با تلخی های گذشته یه شکلات دارک ۶۸ درصد به شما میده با یه طعم بینظیر.

این شکلات هم تموم میشه و میفهمی شریف هم انتهای موفقیت نبود یعنی انسان هیچ وقت آخر موفقیت رو نمیبینه چون موفقیت یک خط ممتده که همیشه هست!

موفق باشید!


شاید اشکالات نگارشی این پست به دلیل بروز احساسات مختلف در من، زیاد باشند که شما به بزرگواری خودتون ببخشید!