ویرگول
ورودثبت نام
زهرا سلطانشاهی
زهرا سلطانشاهیاینجا از روزمره ها میگم
زهرا سلطانشاهی
زهرا سلطانشاهی
خواندن ۳ دقیقه·۱۵ روز پیش

پشت فرمان؛ چرا فرمول یک هنوز دنیایی مردانه است؟

از همان روزهایی که در کودکی، حرکات دست‌های پدرم روی فرمان را تماشا می‌کردم و شیفته‌ی صدای دنده‌عوض‌کردن و تسلطش بر جاده بودم، رانندگی برای من چیزی فراتر از یک جابه‌جایی ساده بود؛ نوعی هیجان خالص. همان لحظه‌ای که پا روی گاز می‌گذاری و برای چند ثانیه حس می‌کنی زمان کندتر می‌شود.

بزرگ‌تر که شدم، این علاقه به سرعت تبدیل شد به چیزی عمیق‌تر. وقتی در اتوبان با سرعت بالا رانندگی می‌کنم، وقتی مانورها را با دقت انجام می‌دهم و آدرنالین در رگ‌هایم می‌دود، تازه حس می‌کنم واقعاً زنده‌ام.

همین کشش به سرعت، من را به دنیای فرمول یک رساند. می‌خواستم آن هیجان را، حتی از پشت صفحه‌ی مانیتور، تجربه کنم. اما هرچه بیشتر مسابقه‌ها را دنبال کردم، یک سؤال بیشتر در ذهنم ریشه دواند:

چرا در بالاترین سطح اتومبیل‌رانی جهان، تقریباً هیچ زنی را پشت فرمان نمی‌بینیم؟

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که مدام از برابری حرف می‌زند؛ دنیایی که در آن زنان در بسیاری از حرفه‌های سنگین و پرتنش، پا‌به‌پای مردان کار می‌کنند. پس چرا فرمول یک هنوز این‌قدر مردانه به نظر می‌رسد؟

مسئله واقعاً توانایی فیزیکی است؟

اولین پاسخی که معمولاً شنیده می‌شود، تفاوت‌های جسمانی است. رانندگی در فرمول یک واقعاً فشار فیزیکی سنگینی دارد: تحمل چند برابر وزن بدن در پیچ‌ها، گرمای شدید کابین، فشار مداوم روی گردن و بالاتنه، و نیاز به تمرکز دائمی در سرعت‌های بسیار بالا.

اما آیا این فشارها ذاتاً زنان را از رقابت حذف می‌کنند؟

به نظر نمی‌رسد پاسخ، یک «بله»‌ی قطعی باشد.

در بسیاری از ورزش‌ها و مشاغل سخت، زنان نشان داده‌اند که بدن انسان با تمرین تخصصی می‌تواند به سطح بالایی از استقامت و آمادگی برسد. خلبان‌های جنگنده، ورزشکاران حرفه‌ای، رزمی‌کارها و قایقرانان زن، سال‌هاست در محیط‌هایی فعالیت می‌کنند که فشار جسمی و روانی بسیار بالایی دارد.

در واقع، بخش زیادی از توانایی موردنیاز در فرمول یک، مثل تحمل G-Force، قدرت گردن، استقامت قلبی-عروقی و مقاومت در برابر گرما، قابل تمرین و تقویت است. بنابراین مسئله فقط «توانایی ذاتی» نیست؛ مسئله این است که آیا زنان از همان ابتدا به مسیر حرفه‌ای درست، امکانات مناسب و آموزش تخصصی دسترسی داشته‌اند یا نه.

چرخه‌ی معیوبِ نبود الگو

بااین‌حال، شاید مانع اصلی حتی فیزیکی هم نباشد؛ بلکه فرهنگی و ساختاری باشد.

وقتی یک دختر کوچک هیچ زنی را در قامت قهرمان فرمول یک نمی‌بیند، چطور قرار است خودش را در آن جایگاه تصور کند؟

اینجا یک چرخه‌ی معیوب شکل می‌گیرد:

·        چون زنان در فرمول یک کم دیده می‌شوند،

·        دختران کمتری به این مسیر جذب می‌شوند،

·        و چون ورودی کمتر است، حضور حرفه‌ای زنان هم همچنان محدود باقی می‌ماند.

نبود الگو فقط یک مسئله نمادین نیست؛ روی انتخاب‌های واقعی آدم‌ها اثر می‌گذارد. اگر کسی در کودکی فردی شبیه خودش را در جایگاه موفقیت نبیند، ممکن است اصلاً آن رؤیا را جدی نگیرد.

به همین دلیل، بسیاری از زنان بااستعداد زمانی علاقه‌ی جدی‌شان به موتوراسپرت را کشف می‌کنند که برای ورود حرفه‌ای به مسیر فرمول یک دیر شده است. نه به‌خاطر کمبود استعداد، بلکه چون دیر دیده شده‌اند، دیر حمایت شده‌اند و دیر فرصت رشد پیدا کرده‌اند.

راهی که هنوز بسته نیست

البته شرایط آرام‌آرام در حال تغییر است. پروژه‌هایی مثل F1 Academy دقیقاً با هدف بازکردن مسیر ورود دختران و زنان جوان به دنیای مسابقات شکل گرفته‌اند.

شاید هنوز تا دیدن یک قهرمان زن در صدر جدول فرمول یک فاصله زیادی وجود داشته باشد، اما این مسیر غیرممکن نیست. اگر فرصت‌ها از کودکی برابر باشند، اگر حمایت تخصصی و سرمایه‌گذاری واقعی وجود داشته باشد، و اگر الگوهای بیشتری دیده شوند، شاید نسل بعدی دیگر مجبور نباشد این سؤال را بپرسد که:

«چرا هیچ زنی در فرمول یک نیست؟»

شاید مسئله این نباشد که زنان برای فرمول یک ساخته نشده‌اند؛ شاید مسئله این باشد که فرمول یک هنوز برای زنان ساخته نشده است.

دخترانزنانفرمول یک
۳
۱
زهرا سلطانشاهی
زهرا سلطانشاهی
اینجا از روزمره ها میگم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید