ویرگول
ورودثبت نام
زهرا بختیاری
زهرا بختیاریمامانِ حسین و حسنا علاقمند به شعر و داستان بلند
زهرا بختیاری
زهرا بختیاری
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

«در جُستنِ او»

او
او

سالها پیش .. دوستی‌ای شکل گرفت که نباید ....

ازش خوشم اومده بود ..

فکر میکردم وقتی کنکور دادم ، می‌تونم رشته ای که درس می‌خوند رو انتخاب کنم ... همون دانشگاه .... اما 🫠

زهی‌خیال‌باطل ...

من قبول نشدم و.‌.... یک‌سال موندم پشت کنکور...

روزها می‌گذشت و من کنجکاوتر میشدم و اون هم‌صحبت‌تر

باهم حرف میزدیم .. و .. فقط ... یک عدد عکس ازهم دیده بودیم ، ...... ((( —افتضاح تر از این نمیشه، با یه دونه عکس فقط عاشق شدم—)))

...........................................................!؟؟!

چون از ترسم به کسی چیزی نگفته بودم ؛ کسی نبود بهم بگه :« ز چه رووی عاشق ‌شدی»؟» چطور ممکنه ...

۳
۰
زهرا بختیاری
زهرا بختیاری
مامانِ حسین و حسنا علاقمند به شعر و داستان بلند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید