نقطه آرامش این زندگی کجاست؟

نمیدونم این فکر عجیب از کی توی سر من شکل گرفت که تا وسطای دهه 30 زندگی باید حتما به یه ثبات نسبی توی زندگیم رسیده باشم...دیگه تهِ تهِ تهش با تخفیف تا 40 سالگی!

انگاری که همیشه باید میدویدم تا برسم به نقطه ای که از اونجا به بعد قرار بود همه چی آروم باشه! ولی کم کم دارم فکر میکنم که اگه هیچوقت به اون چیزایی که توی سرمه نرسیدم چی؟ اگه هیچوقت 40 سالم نشد چی؟ پس همه چی کشک؟

نمیدونم بقیه زندگی چی میشه فقط اینو فهمیدم که من از تهِ قلبم همه چی رو برای بعد از 30 سالگی نمیخواستم! یه چیزایی رو اگه الان بهش نرسی دیگه هیچوقت بهت مزه نمیده... انگار فهمیدن و درک کردنش کار حضرت فیله ولی باید فراتر از شعار دادن، قبول کنم که زندگی نه دیروزه نه فردا، همین حالاست... کاش بتونم از این همه خواستن دست بکشم و بفهمم داشتن چه لذتی داره.