
«نوشتن که نون و آب نمیشه.»
همین جملهی ساده، مسیر زندگی من رو تغییر داد. به خاطر سنت فامیلیمون، سراغ رشته ریاضی رفتم؛ اما سال آخر دبیرستان، به تجربی تغییر رشته دادم. آخرش هم موقع قبولی دانشگاه، از مدیریت بازرگانی سر درآوردم.
(واقعا چه مسیر پیچپیچی رو طی کردم.)
با اینکه تقریبا آدم موفقی بودم؛ اما ته دلم از خودم و زندگیم راضی نبودم. شادی من به خلق کردن گره خورده بود اما همیشه این موضوع رو نادیده میگرفتم.
بعد از پرسوجو و پشت سر گذاشتن اتفاقاتی که اینجا مجالی برای گفتنش نیست، فهمیدم که تولید محتوا همون راه جادوییه که زخمهای روحم رو شفا میده.
از اون زمان، تصمیم گرفتم خیلی جدی دنبال یادگیری تولید محتوا برم. اولش با آزمونوخطا و کارآموزی شروع کردم.
بین سایتها و منابع مختلف چرخ میخوردم تا نکتهای یاد بگیرم؛ اما مگه میشد داخل دریای محتوا ناخدا شد؟ حجم مطالب و آموزشها زیاد بود و هرچی بیشتر میگشتم، بیشتر گیج میشدم.
یه شب که بیهدف داخل اینستاگرام چرخ میزدم، هشتگهای مربوط به تولید محتوا رو سرچ میکردم تا خوابم بگیره. بله، همونجا من خفنترین باشگاه محتوایی ایران رو پیدا کردم و جرقه امید تو دلم زده شد.
بعد خوندن بایو و دیدن پستها، ذوق کردم که انگار یه خونهای هست که میشه بهش پناه برد تا بیشتر غرق دنیای محتوا بشی.
تا چندماه، مطالب پیج و سایت باشگاه محتوا رو دنبال میکردم تا اینکه تصمیم گرفتم آموزشهای فصل ۱۶.۵ باشگاه محتوا رو از دست ندم. فصلی که آفلاین بود و به درد من شاغل میخورد. اشتباه میکردم و در ادامه دلیلش رو بهتون میگم.
از ذوق و هیجان موقع ثبتنام و لحظهشماری برای دیدن آموزشها که بگذریم؛ الان که قطار باشگاه به ایستگاه آخر رسیده، دوست داشتم تجربهام رو با تویی که دلت پر از شک و تردیده و نمیدونی قدمهای اولت رو چطوری برداری، در میون بگذارم.
چرا من باشگاه محتوا رو انتخاب کردم؟
اول از همه اینو بگم که شما میتونید محتوای پیج و سایت باشگاه محتوا رو رصد کنید و هروقت شرایطش رو داشتید؛ اقدام به ثبتنام کنید. اما به نظرم اجازه ندید که این زمان خیلی طولانی بشه. وقتی وارد باشگاه بشید، میفهمید من چی میگفتم!
بریم سراغ جواب سوالی که نوشته بودم.
غوغای نظم و توجه به جزییات
از مطالعهی بروشور آشنایی با دوره لذت بردم. انقدر همهچی کامل توضیح داده شده بود که جای هیچ ابهامی رو باقی نمیگذاشت. این توجه به جزییات و نظم از زمان ثبتنام تا انتهای دوره پابرجا بود. این مورد رو شما در آموزشها و نکات تدریس شده، قوانین گروههای تلگرامی، نحوه ارسال تکالیف و... هم میدیدید.
دورهمی آدمهای کاربلد
مثل مدرسه و دانشگاه، هر درس توسط یه استاد کاربلد و باتجربه آموزش داده میشد. کدوم دوره رو سراغ دارید که همچین قابلیت خفنی داشته باشه؟ اونم برای دنیای محتوا که واقعا آموزش هر شاخه یه استاد باتجربه میطلبه؟
تمرین، تمرین و تمرین
آموزشها و تدریس خوب زمانی ارزشمنده که بتونی جوهر عمل رو بهش اضافه کنی. همهی همباشگاهیها موظف بودند تا بعد از دیدن ویدیوهای دوره، تکالیف مرتبط باهاش رو در یه زمان مقرر تحویل بدند. مهمتر از تحویل تکالیف، بررسی نقاط ضعف و قوت تمرینها بود که باعث میشد بفهمی چند مرده حلاجی.
منتور، یاور همیشه همراه شما
خونهای که آقای داریان و خانم قویمی به عنوان مامان و بابای باشگاه بنا کردند، اعضای دیگهای هم داره. منتورهای باشگاه که به نظر من، خواهرهای شما در طول دوره هستند.
هر کدوم از شما، حداقل یک منتور رو در طول دوره داره. منتوری که حواسش چهارچشمی به شماست. مثل یه خواهر بزرگتر راهنماییتون میکنه و تو این مسیر دستتون رو میگیره. الان که به منتور خودم فکر میکنم یه لبخند گوشه لبم نقش بسته:)
برخورد صمیمی و گرم تمام اعضای باشگاه، باعث میشه تا خیلی راحت باهاشون ارتباط بگیرید. دقیقا این مسئله دلیل پشیمونی من از بابت شرکت تو دورهی آفلاین بود. قطعا اگه به عقب برگردم، دورهی آنلاین رو شرکت میکنم. در طول دوره، ویدیوهای آفلاین رو دیدم و به جو صمیمی کلاسها غبطه خوردم. مخصوصا کلاسهای آقای داریان.
پیدا کردن آدمهای همفرکانس
مثل زمان مدرسه، یه لذت خاصی وجود داره که آدمهایی رو پیدا کنی که باهاشون اشتراکات زیادی داری. باشگاه محتوا مثل زمان مدرسه، دوستان و عزیزانی رو سر راهت قرار میده که در کنارشون رشد میکنی و لذت کسب تجربه و آموزش دیدن رو میچشی. به این فکر کن که چه ارتباطات حرفهای و سازندهای میتونی با منتورها، همباشگاهیها و مربیهای باشگاه بسازی.
موهبتی به اسم درسهای اختیاری
دروس اختیاری، باعث میشه کمتر غصهی تموم شدن دوره رو بخورم. چون این انگیزه رو دارم که ویدیوهایی هست که منو فرا میخونند تا از مدار آموزش خارج نشم. راستش ما در طول دوره، دو گروه درس داشتیم. دروس اصلی رو باید هر هفته برای انجام تکالیف حتما میدیدیم. دستهبندی بعدی دروس اختیاری بود که دیدنشون اجباری نبود. اگه زمان آزاد در طول هفته داشتید، میتونستید اونا رو هم ببینید. فقط همین رو بگم که خود دروس اختیاری اندازهی یه دورهی مجزاست. انقدر که کامل و مفصل همهچی رو توضیح داده.
از آموزش تا کارآموزی
این سوال ذهنت رو مشغول کرده؟
حالا که شش هفته آموزش دیدم و تکالیف رو تحویل دادم، چه اتفاقی می افته؟
خیلی از مدرسها به اینجای مسیر که میرسند، باهاتون بایبای میکنند یا با وعدهی کارآموزی و پیدا کردن شغل مناسب به شرط وجود شرایط ایدهال شما، معطلتون میکنند. فرق باشگاه پدر مادر دار همینه. شما بعد اتمام دوره و تحویل پروژهی آخرتون، در صورت کسب رتبهی ۱ تا ۵، بلیط کارآموزی تو یه محیط حرفهای رو برنده میشید.
این فرصت طلایی دقیقا همون چیزیه که برای پرواز بهش نیاز دارید.
اگه از پسش برنیام، چطور؟
این سوال رو میشه از دو تا جنبه بررسی کرد.
ببین عزیز من، مهارتی که از نظر فنی باید بلد باشی اینه که تا حد معمولی، به ورد، پاورپوینت و اکسل مسلط باشی. تمرینها رو باید در این قالبها ارایه بدی. اگه یکمی نکات ویراستاری مثل کاربرد نیمفاصله و کاربرد علایم نگارشی رو هم بلد باشی که چه بهتر! من خودم چالشم بیشتر با ویراستاری و درستنویسی بود. اگه بلد نیستی هم غمت نباشه. همهی نکات، مفصل و جامع بهت آموزش داده میشند.
اگر هم نگرانی که چون مبتدی هستی این دوره برات مناسب نباشه، باید بگم که آموزشها و فضای باشگاه طوری طراحی شده تا همهی بچهها با هر سطحی بتونند از آموزشها استفاده کنند. یه نکتهی مهم اینه که آموزشها نیاز به صرف زمان دارند. من در طول این شش هفته، نود درصد تایم آخر هفتههام رو( به خاطر شاغل بودن) به دیدن ویدیوها و انجام تکالیف اختصاص میدادم. اگه قصد شرکت تو دوره رو داری بدون که یه ماراتن شش هفتهای پیش رو داری که باید براش یه زمانی رو خالی کنی.
کلام آخرم
خلاقیت و مهارتهای من با آموزشهای باشگاه، قد کشید. دایرهی ارتباطیم تو این حوزه وسیعتر شد و دلخوش به این بودم که تو جنگل تاریک ابهام و سردرگمی، آدمایی بودن که دستمو میگرفتن تا از ترسهام بگذرم. همیشه شروع یه مسیر جدید سخته اما تدریسهای گیرا، راهنمایی منتورها و همراهی همباشگاهیها باعث شد تا شیرینی شرکت تو این دوره تا ابد تو دلم بمونه. این شروع ماجراجویی من بود. امیدوارم تو هم این لذت رو بچشی.