ویرگول
ورودثبت نام
zahra sheikhi
zahra sheikhiمن یک معمارمنظر و یک سوشال مدیا مارکتر هستم.
zahra sheikhi
zahra sheikhi
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

تجربه من از ورود هوش مصنوعی به مارکتینگ؛ از ترس تا استفاده واقعی!

وقتی اولین بار اسم هوش مصنوعی در مارکتینگ رو شنیدم، فکر کردم با یک چیز خیلی پیچیده و مخصوص برنامه‌نویس‌ها طرفم. 

راستش رو بخواهید، حتی کمی هم ترسناک به نظر می‌رسید، با خودم می‌گفتم یعنی قراره جای ما رو بگیره؟

اما وقتی وارد دنیای دیجیتال مارکتینگ شدم، فهمیدم موضوع کاملاً فرق داره، هوش مصنوعی نه یه رقیب، بلکه یه ابزاره، البته اگر بلد باشی درست از اون استفاده کنی.

من اول فکر می‌کردم AI فقط محتوا می‌نویسه

اولین استفاده‌ام از هوش مصنوعی برای نوشتن کپشن بود، می‌گفتم «یه متن تبلیغاتی بنویس» و یه متن تحویل می‌گرفتم، گاهی خوب بود، گاهی خیلی معمولی.

بعد فهمیدم مشکل از ابزار نیست؛ از منه که دقیق نمیگم چی می‌خوام. کم‌کم یاد گرفتم هوش مصنوعی مثل یک همکار تازه‌کاره.اگر دقیق توضیح ندی، خروجی هم مبهم میشه.

بعد از مدتی متوجه شدم پشت صحنه چیز بزرگ‌تری وجود دارد!!

هوش مصنوعی میتونه از داده‌ها یاد بگیره، الگوها رو تشخیص بده، و حتی رفتار آینده کاربران رو پیش‌بینی کنه.

برای منِ تازه‌کار این خیلی جذاب بود. مثلاً تصور کنید بتونیم بفهمیم:

  • کدوم کاربر احتمال خرید بیشتری داره؟

  • چه ساعتی پیام تبلیغاتی ارسال کنیم؟

  • کدوم کمپین بیشترین بازدهی رو داره؟

  • چرا یه پست تعامل بالاتری گرفته؟

اینجا دیگه بحث فقط نوشتن متن نیست، بحث تصمیم‌گیری بر اساس داده است.

هوشمند کردن مارکتینگ

وقتی بیشتر مطالعه کردم، فهمیدم چیزی به نام «یادگیری ماشین» وجود داره، سیستمی که داده‌های گذشته رو بررسی می‌کنه و از اون برای پیش‌بینی آینده استفاده می‌کنه. یعنی اگر هزاران رفتار کاربر ثبت شده باشد، سیستم می‌توانه الگو رو پیدا کنه و بگه چه اتفاقی احتمالاً تکرار می‌شه.

برای من این یعنی: کمتر حدس بزنم، بیشتر تحلیل کنم و این تفاوت بین مارکتینگ آماتور و حرفه‌ایه.

بخش هیجان‌انگیز ماجرا: هوش مصنوعی مولد

بعد به ابزارهای مولد رسیدم، همون‌هایی که می‌تونن متن، تصویر، سناریو، ایمیل و حتی ایده کمپین تولید کنن.

اوایل، فکر می‌کردم یعنی دیگه لازم نیست فکر کنم اما خیلی زود فهمیدم اگر خودم استراتژی نداشته باشم، خروجی هم سطحی می‌شه.

هوش مصنوعی خلاقیت رو جایگزین نمی‌کنه، الگوها را ترکیب می‌کنه. اگر بهش بگی «یه کمپین خلاقانه بده»، احتمالاً یه چیز کلی تحویل می‌ده اما اگر دقیق بگی مخاطب کیه، هدف چیه، لحن برند چگونه است و چه محدودیت‌هایی داریم، نتیجه کاملاً فرق می‌کنه.

بزرگ‌ترین درسی که گرفتم: پرامپت‌نویسی یک مهارته

کم‌کم فهمیدم اصل بازی توی «پرامپته» ...

یعنی همون دستوری که به سیستم میدیم. چند اشتباه بزرگ که خودم انجام دادم:

  • سؤال‌های کلی پرسیدن.

  • نقش مشخص نکردن.

  • انتظار جواب عالی با توضیح کم.

  • راستی‌آزمایی نکردن اطلاعات.

  • فکر می‌کردم هوش مصنوعی خودش همه چیز رو می‌فهمه در حالی که نه ذهن‌خوانه، نه جایگزین تفکر.

الان یاد گرفتم دقیق بگم چی می‌خوام، باید مرحله‌ای خروجی بگیرم و اگر مطمئن نیستم، اطلاعات رو بررسی کنم.

چون متاسفانه ، گاهی با اعتماد به نفس کامل اطلاعات اشتباه میده!

چالش زبان فارسی

یکی از چیزایی که برام جالب بود این بود که خروجی انگلیسی معمولاً قوی‌تر از فارسیه، بعد فهمیدم دلیلش حجم بیشتر داده‌های انگلیسی و ابزارهای قوی‌تره. توی فارسی گاهی باید بیشتر ویرایش کنیم، گاهی لازمه دقیق‌تر توضیح بدیم، و همیشه باید صحت اطلاعات رو بررسی کنیم، این یعنی هنوز نقش ما به عنوان مارکتر خیلی پررنگه.

آیا من بدون هوش مصنوعی می‌تونم کار کنم؟

صادقانه بگم؟ می‌شه، اما کندتر، سخت‌تر و احتمالاً با خطای بیشتر.

الان از هوش مصنوعی برای این کارها استفاده می‌کنم:

  •  ایده‌پردازی اولیه کمپین 

  • ساختاردهی به مقاله‌ها

  • تحلیل سریع داده‌های متنی

  • تولید نسخه‌های مختلف یک تبلیغ

  • خلاصه کردن گزارش‌ها

اما تصمیم نهایی هنوز با خودمه.

به نتیجه ای که رسیدم:

هوش مصنوعی نه دشمنه، نه ناجی مطلق. برای منِ مارکتر تازه‌کار، یک شتاب‌دهنده است. 

  1. اگر یاد بگیرم چطور درست ازش استفاده کنم: جلو میفتم

  2.  اگر فقط به اون تکیه کنم: سطحی می‌شم.

به نظرم آینده مارکتینگ ترکیبی از تحلیل ماشینی به‌علاوه تفکر و استراتژی انسانیه و کسی برنده است که هر دو تا رو بلد باشه.


هوش مصنوعیپله به پلهدیجیتال مارکتینگ پله به پلهسوشال مدیا مارکتینگدیزاینر
۶
۰
zahra sheikhi
zahra sheikhi
من یک معمارمنظر و یک سوشال مدیا مارکتر هستم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید