این روزها حال خوشی ندارم هرباری که میخوام تفاله ذهن ام را بواسطه کلمات بیرون برزم چندکلمه اول را باحال خوب مینوسم.
بعدبه یکبارگی موتور ذهنم ازحرکت بازمیماند انگار مدتهاست سرجایش خاموش بوده.
شاید این اتفاق برای خیلی ها پیش امده باشد یاهم تنها من دارم تجربه می کنم .
این امربرایم قبلابیگانه بود باوصفی که فردی پرمشغله هستم قبلا چنین نبودم هرچندسرم شلوغ میبود هرگز موتور ذهنم متوقف نمیشد خستگی را بانوشتن رفع میکردم.
من ناامیدنیستم هر روز تلاش دارم تابرای بهترشدن وبهترزیستن برای اینکه حالم رابهترسازم پناه میبرم به نوشتن ومطالعه کردن.