بسیار عالی. ارائه ADR (Architectural Decision Records) یک روش فوقالعاده برای مستندسازی تصمیمات کلیدی، دلایل آنها و عواقبشان است. این کار به شدت به نگهداری و توسعه سیستم در آینده کمک میکند.
در ادامه ۶ ADR کلیدی برای چالشها و نکات مهمی که در طراحی رابط کاربری سیستم لاگ خود مطرح کردید، ارائه میشود.
وضعیت: پذیرفته شده (Accepted)
زمینه (Context): سیستم ما از چندین بخش مجزا تشکیل شده است (مانند نمایش لاگ بلادرنگ، جستجوی ��یشرفته، ساخت داشبورد، مدیریت هشدارها). نیاز داریم که تیمهای مختلف بتوانند به صورت مستقل روی این بخشها کار کنند. همچنین، باید بتوانیم کتابخانهها یا ماژولهای UI را بدون ریسک شکستن کل سیستم بهروزرسانی کنیم. این موضوع مستقیماً به نکته «امکان بروزرسانی کتابخانه ها یا ماژول های UI بدون شکستن کل سیستم» و «سهولت در نگهداری، تست و refactor» اشاره دارد.
تصمیم (Decision): ما معماری Micro-Frontends را با استفاده از Module Federation (که در Webpack 5 به صورت بومی پشتیبانی میشود) اتخاذ میکنیم. هر بخش اصلی برنامه (مانند Log Explorer, Dashboard Builder) به عنوان یک اپلیکیشن مجزا (Micro-Frontend) توسعه داده میشود و در یک پوسته اصلی (App Shell) یکپارچه میشود.
گزینههای بررسی شده:
معماری Micro-Frontends (انتخاب شده):
مزایا: توسعه و استقرار مستقل تیمها، ایزوله بودن خطاها�� امکان استفاده از تکنولوژیهای مختلف در هر بخش، بهروزرسانی آسانتر وابستگیها.
معایب: پیچیدگی اولیه در راهاندازی، نیاز به مدیریت state اشتراکی و طراحی یکپارچه (UX).
معماری یکپارچه (Monolithic Frontend):
مزایا: سادگی در راهاندازی اولیه، مدیریت state و کد مشترک آسانتر است.
معایب: با بزرگ شدن پروژه، build time طولانی میشود، نگهداری و تست پیچیده میشود، یک تغییر کوچک میتواند کل سیستم را دچار مشکل کند و بهروزرسانی وابستگیها پرریسک است.
عواقب (Consequences):
مثبت: تیمها به استقلال کامل در توسعه و استقرار میرسند. ریسک تأثیرگذاری تغییرات یک بخش بر بخش دیگر به شدت کاهش مییابد. میتوانیم هر بخش را به صورت جداگانه تست و refactor کنیم.
منفی: نیاز به ایجاد یک کتابخانه کامپوننت مشترک (Shared Component Library) برای ��فظ یکپارچگی ظاهری (UX) داریم. مدیریت مسیریابی (Routing) و state سراسری نیازمند راهکارهای دقیقتری خواهد بود.
وضعیت: پذیرفته شده
زمینه (Context): کاربران (DevOps/Developers) ممکن است در شرایط اتصال اینترنت ناپایدار باشند یا سرور به طور موقت از دسترس خارج شود. اپلیکیشن باید در این شرایط به کار خود ادامه دهد و تجربه کاربری یکپارچهای ارائه دهد. این ADR مستقیماً به نکته «ادامه عملکرد اپلیکیشن در شرایط قطع اتصال اینترنت یا ارورهای سمت سرور» میپردازد.
تصمیم (Decision): اپلیکیشن فرانتاند به عنوان یک Progressive Web App (PWA) پیادهسازی خواهد شد. ما از Service Workers برای کش کردن منابع اصلی اپلیکیشن (HTML, CSS, JS) و دادههای API استفاده میکنیم. از IndexedDB برای ذخیرهسازی موقت دادههای مهم مانند جستجوهای اخیر یا تنظیمات کاربر در سمت کلاینت بهره میبریم.
گزینههای بررسی شده:
معماری PWA با Service Worker (انتخاب شده):
مزایا: قابلیت کارکرد آفلاین، بارگذاری سریعتر برنامه پس از اولین بازدید، انعطافپذیری بالا در مقابل خطاهای شبکه.
معایب: پیچیدگی در مدیریت کش و بهروزرسانی Service Worker.
بدون قابلیت آفلاین:
مزایا: پیادهسازی سادهتر.
معایب: تجربه کاربری ضعیف در شرایط شبکه ناپایدار، عدم پاسخگویی به یکی از الزامات اصلی پروژه.
عواقب (Consequences):
مثبت: اپلیکیشن حتی در صورت قطع اینترنت قابل استفاده باقی میماند (حداقل پوسته اصلی و دادههای کش شده). کاربران میتوانند نتایج جستجوهای قبلی خود را مشاهده کنند. حس اطمینان و پایداری سیستم برای کاربران فنی افزایش مییابد.
منفی: نیازمند منطق پیچیدهتری برای مدیریت همگامسازی دادهها پس از اتصال مجدد به شبکه هستیم. دیباگ کردن Service Worker میتواند چالشبرانگیز باشد.
وضعیت: پذیرفته شده
زمینه (Context): سیستم قرار است حجم عظیمی از لاگها (هزاران یا میلیونها خط) را نمایش دهد. رندر کردن تمام این دادهها به صورت همزمان در DOM باعث کندی شدید، مصرف بالای حافظه و یخ زدن مرورگر میشود. این تصمیم به نکته «سرعت و واکنش پذیری تعامل کاربر با اجزای UI» پاسخ میدهد.
تصمیم (Decision): برای نمایش لیستهای طولانی لاگ، از تکنیک Virtual Scrolling (یا Windowing) استفاده میکنیم. به جای رندر کردن تمام آیتمها، فقط آیتمهایی که در محدوده دید کاربر (Viewport) قرار دارند در DOM رندر میشوند. برای این کار از یک کتابخانه معتبر مانن�� react-window یا tanstack-virtual استفاده خواهیم کرد.
گزینههای بررسی شده:
Virtual Scrolling (انتخاب شده):
مزایا: عملکرد فوقالعاده بالا حتی با میلیونها آیتم، مصرف حافظه بهینه، تجربه اسکرول روان.
معایب: پیادهسازی کمی پیچیدهتر از رندر ساده، ممکن است با آیتمهایی با ارتفاع داینامیک چالشهایی ایجاد کند (که البته قابل حل است).
رندر ساده با map:
مزایا: پیادهسازی بسیار ساده.
معایب: غیرقابل استفاده برای دادههای بزرگ. به سرعت باعث از کار افتادن اپلیکیشن میشود.
Pagination (صفحهبندی):
مزایا: روشی سنتی و قابل فهم برای مدیریت دادههای بزرگ.
معایب: تجربه کاربری برای تحلیل لاگها مناسب نیست. کاربر برای دیدن لاگهای متوالی باید مدام بین صفحات جابجا شود که جریان تحلیل را قطع میکند.
عواقب (Consequences):
مثبت: اپلیکیشن حتی در هنگام نمایش حجم عظیمی از لاگها سریع و واکنشپذیر باقی میماند. تجربه کاربری برای اسکرول کردن در میان لاگها بسیار روان خواهد بود.
منفی: باید محاسبات دقیقی برای ارتفاع آیتمها و موقعیت اسکرول انجام دهیم.
وضعیت: پذیرفته شده
زمینه (Context): یکی از قابلیتهای کلیدی سیستم، نمایش بلادرنگ (Real-time) لاگها است. کاربران باید بتوانند لاگها را به محض تولید شدن، بدون نیاز به رفرش صفحه، مشاهده کنند. این تصمیم به بخش "مشاهده بلادرنگ" در صورت مسئله میپردازد.
تصمیم (Decision): ما از WebSockets برای برقراری یک ارتباط دوطرفه و پایدار بین کلاینت و سرور استفاده میکنیم. سرور میتواند به محض دریافت لاگ جدید، آن را از طریق این کانال برای کلاینتهای متصل ارسال کند.
گزینههای بررسی شده:
WebSockets (انتخاب شده):
مزایا: ارتباط دوطرفه و کاملاً بلادرنگ، سربار (overhead) کم پس از برقراری ارتباط اولیه.
معایب: مدیریت وضعیت اتصال و تلاش مجدد (reconnection) در سمت کلاینت نیازمند پیادهسازی است. ممکن است توسط برخی فایروالهای شرکتی مسدود شود.
Server-Sent Events (SSE):
مزایا: سادهتر از WebSockets، ارتباط یکطرفه (سرور به کلاینت) که برای این سناریو کافی است. به صورت خودکار قابلیت تلاش مجدد دارد. بر بستر HTTP کار میکند و مشکلات فایروال کمتری دارد.
معایب: ارتباط یکطرفه است (هرچند برای این مورد خاص کافی است).
HTTP Long Polling:
مزایا: پشتیبانی گسترده در تمام مرورگرها و شبکهها.
معایب: سربار بالا به دلیل ارسال و دریافت مکرر هدرهای HTTP. بهینه نیست �� مقیاسپذیری کمتری دارد.
عواقب (Consequences):
مثبت: کاربران تجربهای کاملاً بلادرنگ خواهند داشت. تأخیر در دریافت لاگهای جدید به حداقل میرسد.
منفی: بار روی سرور برای مدیریت اتصالات WebSocket فعال افزایش مییابد. باید منطق قوی برای مدیریت قطع و وصل شدن ارتباط در کلاینت پیادهسازی شود.
نکته: اگرچه WebSocket انتخاب شد، SSE یک جایگزین بسیار قوی و شاید سادهتر برای این سناریو است. انتخاب نهایی بین این دو میتواند بر اساس زیرساخت و پیچیدگی مورد نیاز باشد.
وضعیت: پذیرفته شده
زمینه (Context): اپلیکیشن ما دارای stateهای پیچیده و اشتراکی زیادی است، مانند فیلترهای جستجو، بازههای زمانی، وضعیت اتصال بلادرنگ و دادههای کاربر. مدیریت این stateها به صورت پراکنده باعث ایجاد باگهای زیاد و دشواری در دیباگ میشود. این تصمیم به «سهولت در نگهداری، تست و debug» کمک میکند.
تصمیم (Decision): از یک کتابخانه مدیریت state متمرکز و قابل پیشبینی مانند Redux Toolkit استفاده میکنیم. تمام stateهای مهم برنامه در یک store مرکزی نگهداری میشوند و تغییرات از طریق actionهای مشخص و reducerهای خالص اعمال میشوند.
گزینههای بررسی شده:
Redux Toolkit (انتخاب شده):
مزایا: جریان داده یکطرفه و قابل پیشبینی، ابزارهای دیباگینگ فوقالعاده (Redux DevTools)، مدیریت آسان stateهای پیچیده و منطق async (با RTK Query).
معایب: کمی Boilerplate (کد تکراری) دارد، ممکن است برای stateهای ساده زیادهروی باشد.
Context API + useReducer:
مزایا: راهحل داخلی ریاکت، بدون نیاز به کتابخانه جانبی.
معایب: برای stateهای بسیار پیچیده و سراسری، مدیریت آن دشوار میشود و ممکن است مشکلات عملکردی به دلیل رندرهای غیرضروری ایجاد کند.
Zustand / Jotai:
مزایا: API بسیار سادهتر و کدنویسی کمتر.
معایب: اکوسیستم و ابزارهای دیباگینگ به پختگی Redux نیستند.
عواقب (Consequences):
مثبت: دیباگ کردن وضعیت برنامه بسیار سادهتر میشود، زیرا میتوان تاریخچه تمام تغییرات state را مشاهده کرد. تست کردن منطق برنامه (business logic) آسانتر است چون از UI جدا شده.
منفی: تیم باید با مفاهیم Redux آشنا باشد. برای stateهای محلی و ساده، استفاده از state کامپوننت (useState) همچنان توصیه میشود تا از پیچیدگی بیمورد جلوگیری شود.
وضعیت: پذیرفته شده
زمینه (Context): برای درک کامل تجربه کاربر و شناسایی مشکلات، صرفاً داشتن لاگهای سمت سرور کافی نیس��. ما باید بتوانیم خطاها، عملکرد و رفتار کاربر را در سمت مرورگر نیز مشاهده و تحلیل کنیم. این تصمیم مستقیماً به نکته «قابلیت مشاهده رفتار کاربر، مسیر تعاملات، ارورها و لاگها سمت مرورگر» پاسخ میدهد.
تصمیم (Decision): ما از کتابخانه OpenTelemetry for JavaScript برای ابزار دقیقسازی (Instrumentation) اپلیکیشن فرانتاند استفاده میکنیم. دادههای جمعآوری شده (شامل لاگها، traces و متریکها) به یک بکاند observability (مانند Jaeger یا یک سرویس تجاری) ارسال خواهد شد.
گزینههای بررسی شده:
OpenTelemetry (OTel) (انتخاب شده):
مزایا: یک استاندارد باز و vendor-neutral است. اکوسیستم گستردهای دارد. امکان جمعآوری هر سه نوع داده observability (logs, traces, metrics) را فراهم میکند. میتوان trace را از فرانتاند تا بکاند دنبال کرد.
معایب: راهاندازی اولیه آن ممکن است کمی پیچیدهتر از ابزارهای تجاری آماده باشد.
ابزارهای تجاری خاص (مانند Sentry, LogRocket):
مزایا: راهاندازی بسیار سریع و آسان. ویژگیهای خاص مانند session replay (در LogRocket) را ارائه میدهند.
معایب: وابستگی به یک شرکت خاص (vendor lock-in). ممکن است هزینه بالایی داشته باشند.
راهحل داخلی (Custom Solution):
مزایا: کنترل کامل بر روی پیادهسازی.
معایب: بسیار زمانبر و پرهزینه برای توسعه و نگهداری. احتمالاً به اندازه راهحلهای استاندارد قوی نخواهد بود.
عواقب (Consequences):
مثبت: دید کاملی نسبت به خطاهای جاوااسکریپت، درخواستهای شبکه کند و مسیر تعامل کاربر با UI پیدا میکنیم. میتوانیم به سرعت مشکلات سمت کلاینت را شناسایی و رفع کنیم.
منفی: ارسال حجم زیادی داده از کلاینتها میتواند بر عملکرد شبکه تأثیر بگذارد (باید با نمونهبرداری یا sampling مدیریت شود). هزینه نگهداری زیرساخت observability نیز باید در نظر گرفته شود.