بیش از ۸۲ روز اینترنت کشور قطع بود. حالا که دوباره راه باز شده، تصمیم گرفتم بنشینم و درباره چیزی بنویسم که مدتها ذهنم را مشغول کرده.
سؤالم ساده است: چرا پیامرسانهای داخلی، با وجود همه حمایتها و فرصتهای طلایی که در دوران قطعی اینترنت داشتند، هیچوقت نتوانستهاند به عنوان جایگزین واقعی پلتفرمهای جهانی مثل تلگرام جا بیفتند؟
ابتدا این را روشن کنم که من اصولاً مخالف وجود یا رشد پلتفرمهای ایرانی نیستم. برعکس، اگر واقعاً فضایی برای رقابت سالم وجود داشته باشد، خیلی هم خوشحال میشوم. اما چیزی که امروز شاهدش هستیم، رقابت نیست؛ یک «آکواریوم بسته» است. جایی که ماهیها فقط به این دلیل بزرگ به نظر میرسند که فضایشان محدود شده.

در دوران قطعی اینترنت، دانلود و نصب پیامرسانهای داخلی ناگهان جهش کرد. آمار کاربران بالا رفت، اما این رشد واقعی نبود؛ رشد اجباری بود. وقتی تنها گزینه پیش روی مردم یک پیامرسان داخلی است، طبیعی است که تعداد کاربران افزایش پیدا کند. ولی وقتی اینترنت جهانی برگشت، چه شد؟
خیلیها بلافاصله برگشتند به تلگرام، واتساپ یا سیگنال. حتی تعدادی پیامرسانهای داخلی را حذف کردند. دلیلش هم واضح است: اجبار، اعتماد ایجاد نمیکند؛ فقط حس خشم و نارضایتی میسازد.
در همان دوره، برخی کسبوکارها هم از این محدودیتها سود بردند. فروش فیلترشکن، ارائه دسترسی به سرویسهای جهانی، و مدلهای درآمدی که ریشهشان در محدودیت بود. نتیجه؟ نه تقویت اعتماد عمومی، بلکه افزایش فاصله و بیاعتمادی بیشتر به کل اکوسیستم دیجیتال داخلی.
اینجا یک تناقض جالب وجود دارد. اپهایی مثل نشان، کافهبازار و دیوار چرا اینقدر محبوباند و مردم با رضایت از آنها استفاده میکنند؟
پاسخ ساده است: چون در فضای رقابتی رشد کردند.
کاربران این اپها را به خاطر «ارزش واقعی» انتخاب کردند، نه به خاطر اینکه گزینه دیگری نداشتند. این سرویسها تلاش کردند محصول بهتری بسازند، تجربه کاربری بهتری ارائه دهند و در کنار رقبای خارجی معنا پیدا کنند. نه اینکه در غیاب رقبا و فیلترینگ رشد کنند.
اگر قرار است یک پیامرسان ایرانی واقعاً به جایگاه محترمی برسد، فقط یک مسیر وجود دارد:
رقابت آزاد، کیفیت بالا، نوآوری مداوم و احترام به انتخاب کاربر.
فیلترینگ و قطع اینترنت ممکن است در کوتاهمدت آمار را بالا ببرد، اما در بلندمدت دقیقاً برعکس عمل میکند. اینترنت ابزار کار، آموزش، کسبوکار، ارتباط خانوادگی و زندگی روزمره میلیونها نفر است. خاموش کردن آن به بهانه هر بحران سیاسی یا امنیتی، تنبیه جمعی است.
قطع اینترنت و فیلترینگ گسترده، در واقع نوعی تبعیض ساختاری علیه مردم ایران است. در حالی که مردم سراسر دنیا به راحتی به تمام ابزارهای ارتباطی دسترسی دارند، ما باید با محدودیتهای مداوم دست و پنجه نرم کنیم. این تبعیض، در هر جای دنیا غیراخلاقی و ناعادلانه است.
جالبتر (و دردناکتر) اینکه در همان روزهای خاموشی کامل اینترنت، برخی مسئولان و رسانههای رسمی در شبکههای اجتماعی فیلترشده، روز جهانی ارتباطات را تبریک میگفتند! این کار دیگر فقط بیمعنی نبود؛ توهین مستقیم به میلیونها ایرانی بود که در همان لحظات حتی امکان یک تماس ساده یا ارسال پیام عادی را هم نداشتند.
در پایان
ما به پیامرسانهای قوی، مستقل و باکیفیت ایرانی نیاز داریم. اما این نیاز با زور، اجبار و محدود کردن مردم برآورده نمیشود. فقط وقتی کاربران آزادانه و با میل خود یک محصول ایرانی را انتخاب کنند، میتوان گفت که واقعاً موفق شدهایم.
تا آن روز، این آکواریوم محدود هر چقدر هم بزرگ به نظر برسد، باز هم یک آکواریوم است؛ نه اقیانوس.
راه های ارتباطی من :
تلگرام: @zandidev
بله/روبیکا : @zandidev
وبسایت : https://mahanzandi.ir