آخه برادرِ من، این سه بزرگوار برای خودشون کارآیی خاصی دارن که اگه سرجاشون نباشن من و شما هم نمی تونیم راه به جایی ببریم. بله، مخاطب من شما بزرگواری هستی که پشت فرمون ماشینت نشستی و داری راه خودتو میری. نمیگی رانندهای که داره پشت سرت راه خودشو میره و اصلاً تو این وادی نیست چه جوری تشخیص بده که اون اَ اِ یا اُ میخواد. والله، بالله ،داشتی ما رو به فنا میدادی.!
یکی نیست بگه، آقای همسر تو که خیلی مشتاقِ خوندنِ جملات پشت ماشینی هستی حداقل اول تو دلت بخون، بعد بلند بگو. آخه مگه داریم، مگه میشه، این چی بود دیگه..! تا وا نَشم قشنگه..
رانندهی عزیز اینجوری مینوشتی، تاوانِشَم قشنگه. ما رو هم روده بُر نمیکردی. خرجش یه اَ بود و یه اِ، حالا بماند که دلیل اون فاصلهی بین (تا) و (وانشم) چی بوده. به هر حال ازت ممنونم که برامون خاطره ساختی.
بله، از اون روز به بعد اگه پشت هر ماشینی جمله ای ببینیم با خونسردی و حوصله یه دور تو دلمون می خونیم بعد از هم سبقت می گیریم برای خوندنش. اینم یه جور تفریحِ برامون. دل خوش باشه ،خنده باشه، غصه کیلو چند؟
همیشه برام جالب بوده بدونم اون رانندهای که پشت ماشین از این جملات نوشته چه جور شخصیتی میتونه داشته باشه، پس خودم دست بکار میشدم. اینطوری می گفتم:« اونی که نوشته اعتبار، یعنی پدر؛ حتماً خیلی به پدرش احترام میگذاره.
بعضیا هم که شاعر و نترسن؛ اینم یه نمونه از شاهکاره این دسته. ( به جز خانوادهی زنم که ویرانگرند بقیه بنیآدم اعضای یک پیکرند.) حتما یا مجرده یا از زنش جدا شده، یا قصد خودکشی داره. از همین جا برای سلامتیش دعا میکنیم.
یه عده که بی اعصابند، دنبال بهونه برای دعوا می گردن تا تمام غصههاشونو سرت خالی کنن. غیر این باشه چه لزومی داره اینو بنویسن. ( اعصاب تعطیل، احتمال درگیری 99%.)
این یکی قشنگ معلومه که به بنده خدا، یا آدرس غلط دادن یا راه رو اشتباه رفته. اینم سَنَدِش. خودتون قضاوت کنین (بدبختی اینجاست که خوشبختی اونجاست.!)

یه سایتِ باربری به نام آسان بر، صفحهای رو برای این جملات در سایتش در نظر گرفته. در ابتدا مقدمهای به اینصورت نوشته که با خوندنش ترغیب شدم همونجا دنبال چیزی که میخواستم بگردم.
(مقدمه)مردمان ایران در هر شرایطی قادرند از بدترین اتفاقات طنزهایی همچون جمله پشت کامیونی بسازند. که نیازی به سواد یا تخصص خاصی ندارد. این ذوق افرادی است که میتواند فارغ از هر شخصیت و دانش و تخصصی که دارند این طنزها را بسازند که اگر خوب نگاه کنیم میتواند ما را به دردهایی ریشهای و اساسی در جامعه برساند.
از همه جالبتر دسته بندی این جملات بود:
مخاطبان برای راحت پیدا کردن جملهی مورد علاقشون میتونن به یکی از این دستهها رجوع کنن.
خفن، غمگین، کوتاه، سنگین، اسپرت، کامیونی، خطرناک.
همش فکر میکردم یوتیوب بیشتر یه فضای آموزشی باشه چون خودم زیاد ازش استفاده نمیکنم، در جریان فضایی که داره نبودم. متاسفانه نتونستم وارد برنامش بشم فقط یه عکس گرفتم تا حجتی بر حرفام باشه.

این ویروس همهی فضاهایی رو که میشناختم درگیر کرده.
هوش مصنوعی، تو دیگه چرا؟ من ازت عکس خواستم تو میگی:« متأسفم، عکس ندارم. میتونم چند جملهی جالب برای کامیونها بدم.» آخه اگه من کامیون میداشتم مزاحمِ تو و بقیهی دوستان مجازی نمیشدم. الان تو جاده بودم، اونم با این نوشته که پشت ماشینم نوشته بودم. ( از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است.)
مجدد حین چرخ زدن در گوگل این عنوان منو سمت خودش کشوند. (جریمه هر گونه شعر نویسی بر روی خودروها.)
یه سرهنگ راهنمایی رانندگی اینطوری گفته بود:« این برچسب ها در قالب جمله روی خودرو نصب شده و رانندگان خودروهای عبوری برای خواندن آن چند ثانیه ای محو آن جمله می شوند و همین امر موجب می شود راننده دچار حواسپرتی شده و احتمال تصادف را افزایش می دهد.»

داشتم قانع میشدم، که پایینتر کامنتای مردمِ همیشه در صحنه رو دیدم خواستم دستِ پُر بیام بیرون پس شروع کردم به خوندن، اولّی تشکّر و قدردانی، دومّی استیکر تشکّر، سومّی اون چیزی بود که یه کم باهاش آشنا بودم.
(کامنت مردم) این که چند ثانیه حواسِ راننده برای خوندن متن پرت بشه که چیزی نیست، بعضی وقتها مجبوریم برای خوندن کامل یک متنِ روی ماشین، کلی اون ماشینو تعقیب کنیم وجیمز باند بازی در بیاریم!!!
خلاصه، این ایده که اومد تو ذهنم با خودم گفتم:« گوگل سرچ کنم ببینم چیزی هم پیدا میکنم». به قول آقا مهدی، یکی از دوستان جدیدالکشفِ دورهی محتوانویسی که همیشه میگه: «گوگل دوست خوب من.» و این شد که با کمک گوگل تونستم در مورد این ایده بنویسم.
برای شما هم پیش اومده که جمله ای رو به خاطر نداشتن علائم اشتباه بخونید. اگه دوست دارین داخل کامنتها بنویسین.