ویرگول
ورودثبت نام
zeinab beigi
zeinab beigi
zeinab beigi
zeinab beigi
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

آن خانه‌ی دوطبقه‌ی آجری

ترامپ، ناوهای جنگی‌اش را به آب‌های ما آورده و این یعنی جان‌های ما در خطرند. وقتی جان‌های ما در خطرند، مثل حالا و آن جنگ دوازده‌روزه، برای یک چیز، خیلی نگرانم. امید و حسرت‌هایی که کسی در تدارک وصالشان بوده. وگرنه که جان‌های ناامید، هیچ‌وقت در خطر نیستند. آن‌ها مدت زیادی‌ست که مرده‌اند. امیدشان را باد برده و روی حسرت‌هایشان را خاک پوشانده‌است. حالا چه فرقی می‌کند که تل دیگری روی آن آوار شود یا نه؟

من اما اگر بمیرم، مطمئنم از زیر خروارها خاکی که روی من می‌ریزد، حسرت‌هایم، برق می‌زنند و امیدهایی که داشته‌ام، می‌درخشند. من هنوز آن خانه‌ی دو طبقه‌ی آجری را در خیابان نوفلوشاتوی تهران، پیدا نکرده‌ام. هنوز هیچ چاره‌ای برای روزهای سرد کافه‌اش در حیاط ‌ندارم. روی لبه‌ی رومیزی‌هایش، بابونه ندوخته‌ام. با دست‌های خودم، تابلوی «ما در طبقه‌ی بالا بساطِ قصه داریم» را روی هیچکدام از دیوارهایش، نصب نکرده‌ام. لُپ باریستای چاق و چله‌مان را برای کلوچه‌های کدوحلوایی که به‌تازگی پخته‌است، نکشیده‌ام. چای لاهیجان را بر سماور وسط حیاط، دم نگذاشته‌ام. از ایوان طبقه‌ی بالا خنده‌ی دختر و پسرهای جوانی که پاستا سفارش می‌دهند را تماشا نکرده‌ام. نارنج و بیدمجنونِ حیاط را آب نداده‌ام. یک میز خصوصی برای مهمان‌هایم در پشت بام، علم نکرده‌ام. من هنوز خیلی کار دارم. باید طبقه‌ی همکف را قفسه‌ی چوبی بزنم. روی آن را کتاب و مجله‌هایی برای فروش بچینم و بالای یکی از قفسه‌ها برچسب «امانت» بزنم. فرش لاکی زیر میز را که خاک گرفته جارو بزنم. چند شاخه نرگس‌ در گلدان‌ روی میزها بگذارم و باقی را به اتاقم در طبقه‌ی بالا ببرم. ساعت پنج کلاس دارم. داستان‌های بچه‌ها را پرینت گرفته‌ام و برایشان یادداشت‌ نوشته‌ام. یک سبد، سبزی آشی پاک‌نکرده روی میز آشپزخانه مانده‌است. هفته‌ی پیش، کلاس را کنسل کردم که به کارهای چاپ، رسیدگی کنم و قول داده‌ام که به جای آن‌، برایشان آش بپزم.

ترامپ عزیز، ناوهای جنگی‌ات را برگردان. من حالا خیلی سرم شلوغ است، هیچ فرصتی برای مردن ندارم. و از همه مهم‌تر، نمی‌دانم اگر همه‌جا را خاک بپوشاند، هنوز می‌توانم خیابان نوفلوشاتوی تهران را پیدا کنم یا نه؟ آن خانه‌ی دوطبقه‌ آجری را چطور؟ بهارنارنج و کلوچه و فرش ایرانی را چه؟

ترامپتهرانجنگکافهکتاب
۶
۰
zeinab beigi
zeinab beigi
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید