هنر چگونه‌ باعث رشد ما می شود؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به محض دیدن یک اثر هنری، دچار احساسی عجیب شوید. مثلا از آن بترسید. یا حوصله تان سر برود. حس کنید اثری کریه و چندش آور است و یا به شما پز می دهد! ممکن است اگر در همان لحظه به دنبال دلیل برانگیخته شدن این حس در درون خودتان بگردید، به یکباره به دوران کودکی پرت شوید. مثلا دیدن یک نقاشی کلاسیک و منظره ی تمام عیار و شکوهمند اشرافیان ، شما را به یاد فلان فامیل پولدارتان بیاندازد که هر بار با دیدن شما شروع به فخرفروشی کرده است و حالا شما حاضر نیستید لحظه ای حتی در برابر این تابلو مکث کنید. وقتی که حتی یک چنین حالتی ممکن است شما را از دیدن برترین آثار نقاشی جهان منصرف کند؛ آیا می توانیم منکر تاثیر تجربیات گذشته در زندگی امروزمان شویم؟

جالب است بدانیم که این نوع جبهه گیری های ناخودآگاه نه تنها در برابر هنر، بلکه در تمام عرصه های زندگی تنها یک نتیجه دارد؛ ما به مرور دچار وسواس فکری می شویم و در نتیجه قدرت تفکر، عملکرد و خلاقیت مان ضعیف می شود.

by: Caravaggo
by: Caravaggo

بسیاری از ما دارای یک نوع سیستم دفاعی ذهنی هستیم. مثلا اگر در کودکی در زمینه ی مسائل مذهبی از سوی خانواده و یا جامعه تحت فشار بوده ایم، در بزرگسالی از هر گونه مواجه با مسائل مذهبی دوری می کنیم. چرا که تداعی کننده ی تمام آن فشارها و ناراحتی ها در دوران کودکی ماست. و ما از این رودرویی احساس خطر می کنیم.

این نوع تدافعی زندگی کردن، می تواند ما را از تجربه ی لذت های جدید محروم کند! ممکن است هیچ وقت به سمت نقاشی نرویم. لباس های متفاوت نپوشیم، نرقصیم و یا موسیقی های گوناگون را گوش ندهیم. و بدتر از آن حلقه ی افراد زندگی مان را محدود به یک گروه خاص و با یک سری عقاید مشابه کنیم.در نهایت دچار فقر فکری می شویم. و نمی توانیم در زندگی پیشرفت کنیم.

چرا درگیر شدن با هنر می تواند برای ما سودمند باشد؟ چون تنوع آثار هنری بی پایان است! هنر سرشار از نمونه های شگفت انگیز و ناشناخته است که می توانند احساسات و تجربیات گوناگونی را در ما به وجود بیاورد و ما را به شکل های مختلف تحت تاثیر قرار دهد. ولی، در همان حال به ما این فرصت و اجازه را می دهد که در تنهایی و خلوت خود، به مرور زمان، این احساسات عجیب و غریب را حلاجی کنیم و با آن ها کنار بیاییم.