دولت ناسالم حاصل جامعه ناسالم است!

ظلم و فساد در هیئت حاکمه دوام نمی‌آورد مگر آنکه از دل جامعه ظالم، فاسد و فاقد آگاهی مدنی روئیده باشد. جامعه باکفایت نه تنها در عملکرد مدنی خود دولت بی‌کفایت را ساقط می‌کند، که اصولاً فرصت تصدی به آن نمی‌دهد.

پس کفایت هر جامعه‌ای همان دولتی است که داراست و دولت‌ها برازنده ملت‌ها هستند. ملت‌هایی که بیش از آنکه غارتگری و فرصت‌طلبی را از دولت‌ها یاد بگیرند، به آنها یاد می‌دهند.

دولت‌هایی که از دامان تربیت و پرورش ملت‌ها برآمده‌اند و در آغوش آنها شیر خورده‌اند. در این میان، افراد سالم و دارای شعور مدنی نصیبی ندارند جز بینوایی، تنهایی و رنج دائمی.



پاسخ یک سوال

این که تقریبا ۸۰ میلیون نفر آدم ناراضی از وضعیت موجود ایران داریم و متاسفانه به نظر می‌رسد هیچ کس ذره‌ای هم احساس مسئولیت نمی‌کند که در پیش آمدن این وضع کشور نقشی داشته است، #یعنی_یک_اشکالی_هست!.

در پاسخ به سوال بالا می‌خواهم توجه شما را به تصاویر زیر جلب کنم. تا شاید بتوانید این اشکال را بهتر درک کنید.

حتما این ضرب‌المثل ژاپنی را شنیده‌اید که می‌گوید: «به خاطر میخی نعلی افتاد، به خاطر نعلی اسبی سقوط کرد، به خاطر اسبی سواری مرد، به خاطر سواری جنگی شکست خورد و کشوری نابود شد و همه اینها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبید.»

ما مردمی هستیم که از آستین بالا زدن بیزاریم و شیفته پرچم بالا بردن و تظاهر هستیم. کارهای آسان و حرافی‌های بی‌مایه را بر کارهای عملی سخت ترجیح می‌دهیم. از انتقاد بیزاریم و هر کسی را که قصد نقد رفتارهای ما را داشته باشد به چشم دشمن یا مزدور دشمن می‌نگریم. از تشخیص کوشش‌های راستین میهن‌گرایانه ناتوان هستیم و چشمانمان صرفاً تابلوها و پرچم‌ها و چراغ‌های تبلیغاتی و تظاهرها را می‌بینند.

خلاصه کلام اینکه رفتار حکومت و دولت‌ها بازتاب رفتار جامعه است. پس تا جامعه درست نشود، امکان ندارد حکومت یا دولت‌ها درست بشوند، چون حکومت هم عضوی از جامعه و در حقیقت چکیدهٔ جامعه است!

«اگر مشکلی هست، مشکل ملی ما در استبدادی فکر و عمل کردن است، این یک مشکل فرهنگی است، چه دیندار چه بی‌دین. تغییرات یک ملت خو گرفته با استبداد ۲۵۰۰ ساله تدریجی و با تمرین و ممارست ممکن می‌شود.»

اصلاح اساسی عادات ناپسند در ممالک ذوق زده‌ای همچون ایران، با بستن مچ‌بند و سربند و دویدن بدنبال روبَهان فرصت شمار، با سر دادن شعارهایی که مضمون پیام‌های آنها ایدآل‌گرایی و کمال‌گرایی است، و با مطرح ساختن یا نوشتن مطالب آرمانی و روشن‌فکرانه و حتی با تغییر نظام و حکومت حاصل نمی‌شود.

برای ایجاد هرگونه تغییر ابتدا می‌بایست دست از انتظار برداریم و همتمان را مضاعف کرده و عملگرا شویم. یعنی باید در ابتدا از خودمان شروع کنیم.


اول باید خودمان را بهتر بشناسیم!

ملتی که تاریخ نمی‌داند و نمی‌خواهد که بداند، محکوم به تکرار مکرر فجایع تاریخی است. مردمی که کتاب نمی‌خوانند و از تجربیات گذشتگان درس نمی‌گیرند، اما زیاد حرف می‌زنند و برای هر مسئله‌ای راه‌حلی دارند، قادر به ایجاد روزگار بهتری نیستند.

چون تاریخ و فرهنگ و سنت‌های ما آکنده از اعتقادات و رفتارهای ضد بشری، ضد آزادمنشی، ضد تفکر و ضد علم بوده و هست. ما هنوز به آن میزان از شهامت فکری و شرافت علمی و رشادت اخلاقی نرسیده‌ایم که جرات استقلال رأی و نقد فرهنگ غالب و بیان نظرات مخالف با تداول جامعه را داشته باشیم.

ما آن دسته از نظرات خود را که با باورهای عمومی مغایرت دارد، مخفی می‌داریم؛ چرا که از عواقب آن می‌هراسیم. از جامعه خشونت‌طلب، مهاجم، متجاوز، سرکوبگر که اغلب مدعی آزادیخواهی و حقوق بشر هم هستند، می‌هراسیم.

جامعه سرکوبگر فرصت آزادی انسان و تفکر علمی و اندیشیدن و عقلانیت و نقد فرهنگ را به کسی نمی‌دهد. جامعه سرکوبگر دولت‌های بدیل خود را به وجود می‌آورد. جامعه سرکوبگر در ذات ارتجاعی خود و با انواع روش‌های غیر بشری به تفکر مستقل و پیشرو و غیر وابسته که اولین شرط رشد و ترقی است، حمله می‌کند، اما آرزوی رسیدن به جامعه‌ای مترقی را هم دارد.



نتیجه‌گیری:

شازده کوچولو پرسید:از کی اوضاع بهتر می‌شود؟! روباه گفت: از وقتی که بفهمی همه چیز به خودت بستگی دارد.

خصوصیاتی همچون اخلاق‌مداری به معنای رعایت اصول اخلاقی از جمله «مسئولیت‌پذیری، پاسخگو بودن در برابر جامعه و ذینفعان، ‫پایبندی به تعهدات، رعایت حقوق معنوی، پرهیز از رفتارهای تبعیض‌آمیز، قانونمداری و…»؛ خردورزی (عقل ورزی، تعقل)؛ عدالت‌محوری؛ صداقت و امانت‌داری؛ آزاداندیشی و پرسشگری و راستی‌جویی و احترام به شان و کرامت انسانیت، همگی یک چیز کاملا انسانی است که هر انسانی می‌تواند این خصوصیات را داشته باشد.و برای داشتن آنها فقط باید تلاش کند و خود را بسازد و بپروراند و مهم نیست که این فرد می‌خواهد دیندار باشد و خداباور یا لامذهب (بدون دین) باشد و خداناباور.

اگر مردمی شایستگی ساختن جامعه بهتری را داشته باشند، هیچکس نمی‌تواند مانع آنان شود.

باور بداریم که اصلاح امور اگر از پایین به بالا باشد، یعنی از ابتدا خودمان شروع کنیم، این اصلاحات برای همیشه ماندگاری می‌شود. در غیر اینصورت ما محکوم به تکرار مکرر فجایع تاریخی هستیم.

متاسفانه ما ایرانیان عادت داریم که هر ناتوانی و کوتاهی و عادت ناپسند خود را به گردن دشمنان وهمی تاریخی بیندازیم تا مبادا گزندی بر «بزرگی‌امان» وارد آید. در حالیکه بسیاری از معضلاتی که امروزه با آنها دست به گریبانیم و آنها را دستاورد اسکندر و عرب و مغول و ... می‌دانیم یا از چشم حکومت و دولت می‌بینیم، همگی از صفات اصیل[فرهنگی] خودمان هستند.