ویرگول
ورودثبت نام
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoeiهیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
خواندن ۱۷ دقیقه·۱۰ روز پیش

به حق چیزای ندیده!!! بلوچ نازکش؟؟

راستش رو بگم تو دنیای امروز خصوصا تو دنیای مجازیِ امروز خیلی به فکر فرو میرم که آیا واقعا درسته که هرکس هرکاری دوست داره بکنه؟ آیا این واقعا درسته که هر آدم مریض جنسی و پول پرستی بیاد یه چنل تلگرامی بزنه و توهمات ذهن بیمار خودش رو در قالب یک رمان تلگرامی هات و خشن به مخاطب نوجوون و جاهل فرو کنه؟ می‌دونین این جماعت با فروش رمان‌های مریضشون چقدر پول به جیب می‌زنن؟ حتی ذره‌ای هم عذاب وجدان نمی‌گیرن که چه تاثیر بدی روی چهار تا بچه‌ سال می‌ذارن ای کاش یه گشت ارشاد تلگرامی وجود داشت که لااقل این رمان‌های لامصب رو جمع می‌کرد روز به روز بدتر و بدتر میشن و بهتر نمیشن!!

یادمه سال‌های ۹۵ اینا که با این رمان‌ها آشنا شده بودم فکر می‌کردم فقط من اینا رو پیدا کردم چقدرم خوشحال بودم که یک جایی رو پیدا کردم که فانتزی‌های ذهنی من رو پیاده می‌کنه چون من هم اون زمان یک بیمار جنسی بودم که از تصور رابطه اجباری لذت می‌برد اما بعدها با اومدن یه مرد واقعی توی زندگیم (علیرضام) تازه فهمیدم که تمام اون فانتزی‌های بیمارگونه بخاطر سال‌ها خودتحقیری توی وجودم شکل گرفته بود اون موقع باز سطح کثافتی که توی این رمان‌ها جریان داشت اینقدر شدید نبود مثلا درباره دختری بود که به یک عمارت بزرگ برای دزدی رفته بود بعد آقای اون عمارت که دست بر قضا یک مرد خوشتیپ و خفن و جنتلمن و هیکلی و پولدار و همه چی تموم بود و اتفاقا یک دل شکسته‌ی تنها هم داشت 🥺 این دختر کوچولو رو گیر می‌اندازه اما به جای تحویل دادن به پلیس گوشه خونه‌اش زندانیش‌ میکنه و بعد یه مدت اینا عاشق هم میشن (شبیه انیمیشن دیو و دلبر، شبیه سندرم استکهلم) من به طرز عجیبی از اینکه تحت سلطه باشم لذت می بردم نه سلطه‌ی همراه با تحقیر و توهین مثل رابطه‌ی ارباب و بردگی نه!!! سلطه‌ای که واضح نیست تحقیرت نمی‌کنه صرفا یه جورایی تو زیر سایه اون مرد زندگی می‌کنی حالا بگذریم سندرم استکهلم من خیلی طولانی‌تر از چیزی هست که اینجا بخوام بهش بپردازم ... به هرحال رمان‌ها به مراتب آروم‌تر بودن این وسط یک تعداد رمانی هم بود که یه ددی خشن به بیبی کوچولوش تجاوز می‌کرد ولی ته تهش همین بود اما این روزها رمان‌های تلگرامی رنگ و بوی تاریک‌تری به خودشون گرفتن، همون زمان هم تاریک و مریض بودن امروز اما تاریک‌تر و مریض‌تر شدن اکثر رمان‌ها امروزه خلاصه میشه به رابطه جنسی با محارم مثل رابطه با دایی، رابطه با عمو، رابطه با شوهر عمه یا شوهر خاله، رابطه جنسی حتی با پدر یا برادر خدای من ... خدا ازتون نگذره حرومزاده‌ها مخاطب این رمان‌های نفرت انگیزِ شما یک مشت بچه‌ی ۱۰،۱۲ ساله تا نهایت ۱۵،۱۶ ساله هستن اینکه بچه از اون سن بشینه به رابطه با دایی یا عمو فکر کنه باعث میشه در آینده به کلی اختلال جنسی و مشکلات اخلاقی دچار بشه اگر مغز اون گیر بکنه روی صرفا رابطه جنسی با عمو و دیگه به هیچ طریق دیگه‌ای تحریک نشه مجبور میشه صرفا با تصورِ محارم خودش خودشو ارضا کنه و کم کم یادش میره اصلا این رابطه نرمال نیست و قبح ماجرا براش می‌ریزه، بخش دردناک ماجرا اینه که پدر و مادرها هم هیچ درکی از این موضوع ندارن تصور می‌کنن چون بچشون توی خونه هست و بیرون نمیره پس از تمام خطرها در امان هست غافل از اینکه خطرات اصلی‌تر دقیقا از توی گوشی شروع میشه اگر والد هستین گوشی بچتون رو بگردین این حق شماست که تا ۱۸ سالگی بفهمین توی زندگی بچه شما چی می‌گذره شاید لااقل بتونین از یک انحراف نجاتش بدین، رمان‌های تلگرامی امروز روی دست سایت‌های پورن هم بلند میشن چون به قدری سکس با محارم رو رمانتیک سازی و قشنگ می‌کنن که هر آدمی تحت تاثیرش قرار بگیره میتونه خیلی راحت به فساد کشیده بشه .... اونقدر حرف درباره این رمان‌ها و نویسنده‌هاشون دارم که واقعا توی این مقاله نمی‌گنجه بعضی‌هاشون حتی با افتخار توی بیو می‌نویسن که نویسنده فلان کتاب و فلان کتاب هم هستن و چاپشون کردن و مردم ساده هم خبر ندارن تو دنیای امروز چاپ کردن کتاب هیچ کار سختی نیست من و شما هم می تونیم با یک ذره پول خزعبلات ذهنی خودمون رو چاپ کنیم اینکه یک نویسنده بی‌نام و نشون که هیچ شاهکاری به جز خلق صحنه‌های اروتیک و جنسی نداشته بیاد با افتخار از چاپ شاهکارهای ادبی خودش بگه واقعا رقت انگیزه، می‌دونین حق با اون عده‌ای هست که میگن "تو دنیای امروز پول ریخته‌اس" واقعا هم همینطوره شما کافیه یک ذهن مریض و یکم بی‌شرفی و بی‌وجدانی رو با هم قاطی کنی و یک چنل تلگرامی بزنی و شروع کنی به خلق صحنه‌های جنسی از ددی خشن جذابی که به دختر کوچولوی ۱۳ ساله قصه تجاوز می کنه اما در نهایت اون دختر عاشقش میشه و این وسط بیای قسمت های جلوترِ رمان احمقانه‌ات رو بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومن به نوجوون‌های حشری بفروشی چی بهتر از این؟ حتی اگه ۵۰۰ نفر از اون ۵۰ هزار نفر حاضر بشن این پول رو بدن تو ۵۰ میلیون ناقابل به جیب میزنی بله پول درآوردن تو دنیای امروز خیلی ساده‌اس فقط کافیه وجدان نداشته باشی!!

اما برگردیم سر این موضوع، رمان‌های تلگرامی اکثرا خودشون بین خودشون تبلیغات راه می‌اندازن این ماه‌های اخیر می‌دیدم توی چند تا کانالی که برای نمونه و جمع آوری اطلاعات توشون عضو بودم دائم از یک رمانی صحبت میشه که توش یک آقای بلوچ هست که چقدر هم ناز دختر کوچولویی که قراره "بکنتش" رو میکشه!! و توی تبلیغات برای این رمان اکلیل می‌رینن که "وااای ازدواج خوبه با یکی مثل بلوچ باشه که ناز بکشه واااای" ببخشید 😐😂😂😂😂😂

توروخدا ببخشید 😂😂😂😂😂😂

خیلی دوست دارم طرفدارهای این رمان رو پیدا کنم و برای همشون یه مرد بلوچ ردیف کنم، اتفاقا خیالتون راحت بلوچ‌ها عاشق پدوفیلی هستن، توی استان من دخترها رو از ۱۰،۱۲ سالگی شوهر میدن، دختری که به ۱۸ برسه و شوهر نکرده باشه هیچی به جز یه تیکه گوشت ترشیده نیست پس شما می‌تونین همون ددی خشن جذابی که توی رمان‌ها می‌بینین رو اینجا تجربه کنین دوست دارم ببینم یکبار که زیر پای مردی بخوابین که مثل یه حیوون داخل شما ضربه بزنه و وقتی خودش رو خالی کرد روشو کنه اونور بخوابه و حتی یه نگاه نندازه ببینه تو زنده‌ای یا مرده واقعا می‌تونه لذت بخش باشه؟ مخصوصا برای شما شهرستانی های گوگولی که به این حجم خشونت و مردسالاری عادت ندارین کافیه ۶ ماه توی این فضا باشین که یا مجنون بشین یا خودکشی کنین اونوقت یه مشت احمق برای همچین صحنه‌ای اکلیل می‌رینین؟؟ واقعا خوشحال میشم هر کدومتون همچین چیزی رو دوست داره حتما تجربه‌اش کنه چون تا وقتی از نزدیک تجربه‌اش نکنین هیچوقت درکش نخواهید کرد، تصور کنین هفته‌ای سه بار شوهر بلوچت باهات نزدیکی می‌کنه اما توی هر شبی که باهات می‌خوابه هیچ اهمیتی به اینکه آیا تو هم لذت می‌بری یا نه نمیده، اون فقط خودش رو توی وجود تو خالی می‌کنه و بعدش هم میره می‌خوابه حتی یک تشکر خشک و خالی هم نمی‌کنه که تو بدنت رو در اختیارش گذاشتی تا اون بتونه به اوج برسه می‌دونین چرا؟ چون توی استان من خدمات جنسی وظیفه یک زن هست شوهرت قرار نیست بخاطر کاری که وظیفه‌ات هست ازت تشکر کنه، شوهرت نمیاد ۱۰ دقیقه برات وقت بذاره و باهات معاشقه کنه تا تو هم لذت ببری نخیر!!! همین که خودش تحریک بشه سریع می‌کشه پایین کارش رو می‌کنی بعد از سه ماه، بعد از شش ماه تو می‌مونی و یک روان نابود شده اینکه هر شب از خودت می‌پرسی من چی هستم؟ آیا من فقط یه تیکه گوشت برای ارضای شهوت این مرد هستم؟ اصلا چه فایده‌ای داره که من یه شوهر خوشتیپ یا پولدار دارم وقتی شوهرم توی تخت خواب کمترین ارزشی برای من و بدن من قائل نیست و من رو مثل یه سگ قلاده به گردن زیر دست و پای خودش می‌دونه و هرجوری دلش می‌خواد باهام رفتار می‌کنه و تحقیرم می‌کنه اصلا این درد رو کجا میشه به زبون آورد؟؟ اونوقت شما تو رمان‌های تلگرامی و روبیکایی چنین صحنه‌های وحشتناکی رو رمانتیک سازی می‌کنین؟؟ تبریک میگم بهتون دختر خانومای نوجوون امیدوارم هر کدوم شما که عاشق ددی خشن جذاب هستین یک روز از نزدیک تجربه‌اش کنین

شاید براتون سوال پیش بیاد که زهره تو که ادعا می‌کنی شوهر نکردی رابطه جنسی نداشتی پس اینها رو از کجا می‌دونی که مردای بلوچ چطوری رفتار می‌کنن توی تخت خواب؟ باید خدمتتون بگم که من سال‌ها در پوسته‌ی یک روانشناس یا بهتر بگم دو تا گوش مفت بودم برای زن‌ها و مردهای این استان و به درد دل‌های آدم‌هایی گوش دادم که هیچوقت جرعت نمی‌کردن این حرف‌ها رو حتی به خواهر و مادر خودشون بزنن برای همین هم هست که این چیزها رو می‌دونم من سال‌ها توی این استان زندگی کردم من غم ته چشمای زن‌هایی رو دیدم که شب قبل توسط شوهر خودشون بهشون تجاوز شده بود درحالی که از درد پریود داشتن می‌مردن اما اون شوهر هیچ اهمیتی به درد زنش نمی‌داد چون خودش تحریک شده بود و براش اهمیتی نداشت که زنش الان رابطه نمی‌خواد، اصلا واژه تجاوز بین زن و شوهر؟ این چیزها توی استان من شبیه یک جوک می‌مونه حتی اگر به مادر خودت بگی شوهرم به زور باهام نزدیکی داشته می‌زنه توی صورتت و میگه خجالت بکش تو زنش هستی وظیفه‌ات همینه اگر با تو نخوابه می‌خوای دو روز دیگه بره واسه خودش زن صیغه کنه و تورو ول کنه؟ و تو می‌مونی و دنیایی که توش هیچکس تورو درک نخواهد کرد!!! برای همین بود که عاشق "علیرضا افشار" شدم، آه خدای من، علیرضا افشار رو چطور براتون توصیف کنم؟؟ مردی که حتی اگر می‌خواست درباره مسائل جنسی صحبت کنه اول از من اجازه می‌پرسید که زهره تو که اذیت نمیشی درباره این چیزها صحبت کنیم؟ زهره اگه اذیت میشی حرف نمی‌زنیم، زهره قبل از ازدواج نمی‌خوام اتفاقی بینمون بیوفته نمی‌خوام ارزش و حرمت تو زیر سوال بره عزیزم!! می‌گفتم پس تو چی میشی؟ تو یه مردی نیازهایی داری برای ما دخترها این نیازها قابل تحمل هستن زن‌هایی هستن که ۲۰ سال هم شوهرشون می‌میره ازدواج نمی‌کنن اما برای مردها اینطوری نیست تو باید نیازت رو برطرف کنی می‌گفت عیب نداره هیچکس از نداشتن رابطه جنسی نمرده که من دومی باشم هر چی باشه با هم تجربه می‌کنیم وقتی حلال هم شدیم ... آخ زهره بمیره برات تو حضرت یوسفی بودی که خدا از آسمون برای من فرستاد همش با خودم می‌گفتم خدایا یعنی این واقعیه؟ نکنه علی داره فیلم بازی می‌کنه؟ ولی خب فیلم بازی تا کی؟ یک ماه، سه ماه، شش ماه، یکسال این مرد یه کوه غیرت و قدرت بود حتی یه شب‌هایی که یهو شهوت بهش غالب می‌شد و حالش بد می‌شد سریع از من خداحافظی می‌کرد و می‌رفت فرداش می‌گفت دلم نمی‌خواست یه وقت حرفی از دهنم بپره تورو دلخور کنم ... ای خدا دورت بگردم من، من احترام و ارزش رو با تو درک کردم علی جانم من کنار تو فهمیدم که عشق واقعی یعنی چی!! اون احترامی که هیچوقت از پدرم، برادرم، جامعه‌ام نگرفتم تو بهم دادی تو اگه جونمم می‌خواستی من با افتخار بهت تقدیم می‌کردم علی جانم کاش می‌تونستم تورو به تمام مردهای دنیا نشون بدم و بگم ببینین مرد واقعی اینه، مردی که به یک زن احترام می‌ذاره توی دنیایی که زن‌ها چیزی جز یه تیکه گوشت بی‌ارزش نیستن کاش من می‌مردم و تورو از دست نمی‌دادم به هرحال برگردیم سر داستان رمان‌های تلگرامی قشنگمون بخونین این داستان‌های عاشقانه رو و یاد بگیرین

آخه تورو خدا متن بالا رو ببین، کدوم بلوچی میگه "خودتو شل کن دردونه من!!" چی می‌زنین توی توهماتتون؟ هرچی هست جنسش خیلی خوبه به ما هم بدین، شما تصور می‌کنین مرد بلوچ میاد این شکلی ناز زنش رو توی تخت خواب می‌کشه؟ نه نه عزیزم تخت خواب وظیفه‌ی یک زن هست در فرهنگ عامه سیستان بلوچستان، هدف از خلقت زن این بوده که نیاز جنسی مرد رو برآورده کنه و براش فرزندانی به دنیا بیاره که نسلش ادامه پیدا کنه برای همین هم وقتی یک مرد بلوچ زن می‌گیره حداقل ۷،۸ تا بچه از زنش می‌کشه بیرون و اگر زنش بخواد رو حرف شوهرش حرفی بزنه اون مرد تا ۳ تا زن دیگه رو به راحتی می‌تونه برای خودش عقد کنه و بچه‌هاش رو از اون‌ها بیرون بکشه تو تمام خانواده‌های بلوچ حداقل ۳،۴ تا بچه رو شما می‌بینین هرچقدر فقیرتر هستن بچه‌های بیشتری هم به دنیا میارن اونوقت شما فکر کردین ددی خشن بلوچ قراره موقعی که می‌خواد تا دسته داخل شما فرو کنه ازتون اجازه بگیره یا نازتون رو بکشه؟ نهایتش اینه که همون شب اول به زور داخل شما جا بده و برای ناز کشیدن هم بگه "پاشو پاشو زن خودتو لوس نکن برو خونت رو بشور که همه جا رو به گند کشیدی" بعدشم دستمال خونیش رو ببره با افتخار نشون مادر و خواهرش بده که بفهمن آقایی چقدر توانمنده!!! (ببخشید اما من با خوندن این چیزها خیلی عصبی میشم و نمی‌تونم درباره این چیزا مؤدبانه صحبت کنم چون واقعیت امر همینه و شکل باادبانه‌تری براش وجود نداره)

من واقعا خندم می‌گیره حتی توی همین رمان هم آقای مثلا بلوچ میگه اگه تو بهم ندی مامانم برام زن دیگه می‌گیره حداقل این تیکه‌اش از واقعیت هست چون واقعا مرد بلوچ همینه سر کمرش شوخی نداره بدبخت‌تر و سست‌تر از چیزی هست که تو بخوای یک ماه باهاش قهر باشی و فکر کنی اون سراغ کسی دیگه نمیره ... اونوقت تصور کنین این رمان‌ها سراسر تحقیر و توهین به شما دختر خانوم‌هاست و شما با افتخار می‌شینین اینها رو می‌خونین و براشون پول می‌دین؟ تا نویسنده این رمان‌ها اول با خلق صحنه‌های جنسی و اروتیک در فضای مجازی تا جایی که می‌تونه پول دربیاره و بعد که رمانش تموم شد با حذف صحنه‌های جنسی اون رو به چاپ برسونه و با غرور توی بیوی خودش بزنه که نویسنده ۱۰ جلد کتاب هست؟ واقعا تاسف‌آوره که ادبیات کشور ما به کجا رسیده که هر آدم پشت کوهی می‌تونه با دو قرون پول کتاب چاپ کنه و خزعبلات خودش رو توی ذهن مردم ببره شما حتی اسم کتاب‌های پایین رو بخونی متوجه میشی همشون درباره یک دختر و یک پسری که حالا به هر نحوی عاشق همدیگه میشن و یا ازدواح زوری و سوری هست یا تهش قراره با آقایی خشن و سرد و بداخلاق به خوبی و خوشی تا آخر عمر زندگی کنن واقعا دستاورد ادبی این آثار چیه؟؟ اون وزارت ارشادی که اینقدر سفت و سخت می‌گیره اون پلیس فتایی که اینقدر فشار میاره چرا یک نگاهی به این کانال‌ها نمی‌اندازه؟ چرا این جماعت رو ادب نمی‌کنه؟ آه خدای من

خانم مهتاب‌.ر شانس آورده که مردم سیستان بلوچستان خیلی از تلگرام استفاده نمی‌کنن و کسی خبر نداره ایشون با اسم بلوچ رمان تخیلی منتشر می‌کنه وگرنه مطمئن باشین تا حالا بلاهای بدی سرش میومد همونطور که توی اینستاگرام سرِ من درآوردن فقط به جرم اینکه حقیقت و چهره واقعی این استان رو نشون میدم و دروغ نمیگم، من به جرم اینکه حقیقت جامعه سیستان بلوچستان رو توی پیج اینستاگرامی خودم برای بقیه می‌گفتم از طرف کلی بلوچ تهدید شدم که آدرس خونه و محل زندگیم رو پیدا کرده بودن و منو تهدید به مرگ و تجاوز کردن و من هم کاری ازم برنمیومد چون پلیس فتا خیلی راحت گفت اینها پیج‌ فیک هست ما نمی‌تونیم کاری بکنیم پس مطمئن باشین خانم مهتاب.ر اگر بلوچ‌ها کاربر تلگرام بودن برای شما هم سنگین تموم می‌شد

حقیقت اینه یک مرد بلوچ، جایگاه زن رو در مسیر رشد نسل خودش می‌بینه اگر بچه‌ی یک مرد بلوچ دختر بشه بین سنین ۱۰ تا ۱۵ سالگی (در ۸۰ درصد خانواده‌ها) شوهرش میدن و اگر هم اون خانواده خیلی اوپن مایند باشن نهایتا تا ۱۸،۲۰ سالگیِ دختر بهش امون بدن، ارزش یک زن توی این استان و توی فرهنگ بلوچ در زیر سایه شوهر و فرزندانش هست، یک زن بلوچ وظیفه داره به شوهرش تمام و کمال رسیدگی کنه و برای اون فرزندان زیادی به دنیا بیاره، تو همین دنیای مدرن زنان بلوچ متوسط بین ۴ تا ۸ بچه به دنیا میارن همچنین مردان بلوچ معمولا به یک زن قانع نیستن و اونایی که پول داشته باشن و از پس زن‌های زیاد بر بیان ۳،۴ تا زن می‌گیرن و کسانی که پولش رو ندارن معمولا پنهانی صیغه می‌کنن تا شهوت و تنوع طلبی خودشون رو خالی کنن

اما اون حقیقتی که هیچکس به شما نمیگه به "تخت خواب و سکس" مربوط میشه، من سال‌های زیادی در نقش یک روانشناس و مشاور زوجین با مردها و زن‌ها حرف زدم و متوجه شدم که ... که ... لعنتی چقدر گفتنش سخته!!!

فرض کنین شما زن یک مرد بلوچ شدین، تصور می‌کنین شب اول شما قراره چطوری بگذره؟ فکر کردین اگر خودتون رو لوس کنین و بگین وای آقایی من می‌ترسم اون خودش رو عقب می‌کشه؟ نهایتا اگر خیییلی شانس بیارین همون شب دست از سرتون برداره اما فردا شبش باید حتما کار شما رو بسازه وگرنه روز بعد باید برین پزشکی قانونی و دادگاه!! توی اخلاق مردهای بلوچ چیزی به اسم ناز کشیدن به اون شکلی که شماها دوست دارین وجود نداره، مرد بلوچ نمیاد بگه "پاهاتو وا کن دردونه قلبم" که شما تازه با کلی ناز و عشوه و آخ و اوخ بخوای خودت رو عقب بکشی و گاردت رو پایین بیاری نه عزیزم اگر مقاومت کنی خودشو به زور بهت تحمیل می‌کنه و وقتی کارش تمام شد روشو می‌کنه اون طرف و می‌خوابه، اگر دردت بیاد، اگر گریه کنی یا اشک بریزی نمیاد ابراز پشیمونی کنه و بگه واااای گوگولی دردت اومد؟ قول میدم این سری آروم پیش برم!! بلکه میگه این ادا اطوارهات رو جمع کن خانم فردا صبح زود باید بریم دست بوس مادرم اینقدر فین فین نکن خوابم نمی‌بره، مرد بلوچ نمیاد وقت و زمانش رو صرف تحریک شما بکنه تحریک کردن یک زن زمان زیادی می‌طلبه و باید روش وقت گذاشت ولی عمده مردهای بلوچ درست مثل ۹۰ درصد آقایون ایرانی از مشکل "زود انزالی" رنج می‌برن و همونقدر که زود ارضا میشن و عقب می‌کشن همونقدر هم اهمیتی به تحریک زن نمی‌دن اونها ۵ دقیقه‌ای کار خودشون رو می‌کنن و میرن پی کارشون و تو می‌مونی با بدنی که نه تحریک رو تجربه کرده، نه لذت بوسیدن و معاشقه رو چشیده و نه حتی ازش قدردانی شده بخاطر رنجی که برای لذت اون مرد تحمل می‌کنه ... تصور کنین این شرایط آهسته و پیوسته در طی سالیان دراز تکرار بشه اونوقت دیگه چی از شما باقی می‌مونه جز یک کالبد بی‌روح که چیزی نیست به جز یک سطل برای پر شدن از آب منی شخصی به اسم شوهر!! خیلی تحقیرآمیزه نه؟؟ خیلی زیاد... تحقیری که هیچ کجا نمی‌تونی بازگو کنی چند نفر رو می‌شناسین که به این حقایق اعتراف کنن؟ من که ندیدم

فکر می‌کنین تعصب یا جهل فقط به سکس و تخت خواب خلاصه میشه؟ نه ابدا، چند وقت پیش با زن بلوچی صحبت می‌کردم که پیش من گریه می‌کرد و اشک می‌ریخت از اینکه بچه دار نمیشه و می‌گفت ۱۵ ساله که دارم با حسرت بچه داشتن زندگی می‌کنم اونم تو خونواده‌های بلوچ که طرف ۳ ماهه ازدواج کرده ۲ ماهه باردار هست اونجا مسابقه هست که هرکس از سال اول ازدواجش باید بچه بیاره اونوقت ۱۵ سال بچه دار نشدن یک شکست مطلق به حساب میاد، زیر سایه نگاه‌های تحقیر آمیز خانواده شوهر و طعنه‌ها و تیکه‌های فامیل تحمل این شرایط طاقت فرساست، باهاش حرف زدم و بهم گفت شوهرم یه مرد بلوچ متعصب هست که حاضر نمیشه برای IVF یا کاشت مصنوعی اقدام کنه میگه بچه‌ای که این شکلی درست بشه رو نمی‌خواد، می‌خواد خودش به روش طبیعی بچه درست کنه چون دوست نداره غرور و مردونگی اون خدشه‌دار بشه و بقیه بگن فلانی عرضه نداره تخمش رو داخل زنش بکاره!! دردناکه اینطور نیست؟؟ تصور کنین زنی که ۱۵ ساله توی حسرت بچه می‌سوزه فقط بخاطر اینکه گیر یک مرد بلوچ متعصب افتاده که نه حاضره طلاقش بده نه حاضره اقدامی برای درمان انجام بده فقط میگه خدا به روش طبیعی باید به ما بچه بده!!

درک نمی‌کنین و راستش بهتون حسودیم میشه که درکش نمی‌کنین، کاش منم توی یک شهر و استان بزرگ توی یه خونواده خیلی آزاد به دنیا اومده بودم که هیچ درکی از این حجم از تحقیر و تعصب نداشت و نمی‌فهمید که دنیا می‌تونه اینقدر ظالم باشه اونوقت احتمالا منم با خوندن رمان‌های یه مرد بلوچ یا کرد غیرتی جذاب تحریک می‌شدم و با خودم اکلیل می‌ریدم و فکر می‌کردم چقدر جذاب که ددی خشن من اینطوری رفتار کنه ... راستش باورم نمیشه که چطور ذات زن‌ها عاشق اینه که برده و مطیع مرد باشه وگرنه چه لزومی داره شما عاشق همچین محتوایی بشین؟ نفرت انگیز نیست؟ پس این نشون میده مشکل از مردسالاری نیست شما زن‌ها خودتون هم دوست دارین برده باشین دوست دارین زیر دست و مطیع یک مرد باشین وگرنه چرا عاشق اینطور رمان‌ها هستین و اونها رو می‌خونین؟ توی ذهنتون چی می‌گذره؟ از یک طرف دوست دارین دختر مستقل خودساخته بشین از طرف دیگه ددی فاکر خشن جذاب داشته باشین؟ انگار خودتون هم نمی‌دونین با خودتون چند چند هستین

تاریخ: ۲۶ بهمن ۱۴۰۴

رابطه جنسیسیستان بلوچستان
۴
۸
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
هیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید