ویرگول
ورودثبت نام
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoeiهیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
خواندن ۱۲ دقیقه·۲۵ روز پیش

در دام یک تبلیغ، بادی کولون سورملینا

این پست چندین ماه قبل نوشته شده اما به دلایل نامعلوم ویرگول اجازه پخشش رو نمی‌داد و اون رو تبلیغات می‌دونست و ازم می‌خواست پول بدم برای انتشارش تا اینکه امروز گویا این باگ برطرف شده، به هرحال این نوشته مربوط به همون زمان رخ دادن اتفاق هست

اصلا نمی‌دونم چی بگم یا چطور بگم، توی این دو سه روز اونقدر خشمگین بودم که نخواستم با اون خشم اولیه شروع به نوشتن کنم ترجیح دادم چند روزی بگذره تا حالم بهتر بشه اما حالا بذارین داستان رو از ابتدا براتون تعریف کنم:

برای چند روز قبل از تاسوعا و عاشورا من خونه مادربزرگم رفتم و اونجا دائم تلوزيون ایران رو نشون می‌داد و منم تبلیغ "بادی کولون سورملینا" رو می‌دیدم، چهارشنبه شب من اونجا بودم که دوباره تبلیغش اومد روی صفحه تلوزيون و منم دستم از دلم کنده شد، با خودم گفتم حالا مگه چی قراره بشه؟ بذار عدد یک رو به شماره مورد نظر بفرستم

قرار بود عدد 1 رو به شماره 10006670 بفرستیم و منتظر باشیم باهامون تماس بگیرن، من تا ۱۲ اون شب منتظر بودم و وقتی دیدم تماس نگرفتن بیخیالش شدم و خوابیدم و فردا یعنی روز پنجشنبه برگشتم خونه تا اینکه از صبح پنجشنبه‌ تت ساعت ۴ عصر حدود ۵ بار با من تماس گرفتن از یک شماره که برای خراسان رضوی بود، فهمیدم که احتمالا همون شرکت سورملینا هست و جوابش رو ندادم اما وقتی ساعت ۴ عصر دوباره برای بار ششم زنگ زد دیگه دل رو زدم به دریا و گفتم بذار جواب بدم این همه میگن قیمتش یک دهم عطرهای بازار هست شاید ارزون باشه بتونم بخرم چون در حال حاضر با این جیب خالی حتی یک عطر هم نداشتم که بتونم از بوی بد توی تابستون جلوگیری کنم دست و بالم خالی هست و خیلی داغون شدم به هرحال این شماره‌ی 05135070000 رو جواب دادم و یک آقا اونور خط بود که خیلی محترمانه و تند تند انگار داره از روی یک برگه برام روخوانی می‌کنه یک سری مزایا و فایده‌ی این بادی کولون رو واسم ردیف کرد

بازاریابی تلفنی:

اگر تا به حال به تور "بازاریاب‌های تلفنی" خورده باشین خیلی خوب می‌دونین من چی میگم، یه جورهایی اونها برای شما یک تور پهن می‌کنن و دست و پای شما رو با ادب و متانت و الفاظ خوشگل می‌بندن که نتونین جواب رد بدین و در نهایت مجبور بشین سفارش بدین، این بلایی بود که در نهایت سر من هم اومد، چیزی که توی این مدل بازاریابی‌ها من رو به فکر فرو می‌بره و باعث شده توی تیتر این مقاله هم واژه "کلاهبرداری" رو به کار ببرم اینه که آیا از نظر اخلاقی و وجدانی واقعا این کار درسته؟ این که شما اون مشتری بینوا رو گوشه رینگ گیر بندازین و با ادب و متانتی که صرفا نمایشی برای فروشتون هست اون فرد رو مجبور کنین که سفارش بده؟ در حالی که خودتون هم خوب می‌دونین صرفا می‌خواسته بدونه قیمت محصولی که شما اینقدر با آب و تاب تعریف می‌کنین چقدر هست و چه بسا که حتی پولش به خرید این محصول نرسه، آیا درسته که شما به زور اون روی توی رودربایستی و منگنه بذارین و به زور محصولتون رو بهش غالب کنین؟ آیا این مصداقی از دزدی نیست؟ مصداقی از کلاهبرداری نیست؟ اگر اون آدم مجبور بشه بخاطر اینکه پول این محصول رو جور کنه پیش بقیه رو بندازه و قرض بگیره یا طلاهاش رو بفروشه فقط بخاطر اینکه آبروش نره فقط بخاطر اینکه شما به زور اون رو توی منگنه گذاشتین تا سفارش بده، آخه چطور میشه به این گفت یک فروش حلال؟؟؟

بعد از گوش دادن به تمام ویژگی‌های مثبتی که برام ردیف کرد فقط گفتم من فقط می‌خواستم بدونم قیمتش چنده؟ و دوباره شروع کرد به حرف زدن که اینا خیلی خوبه و اینا هربار استفاده کنین تا دو سه روز کارتون رو راه می‌اندازه و ‌... و بعد از کلی تعریف و تمجید اضافی گفت پک ۲ تایی‌اش ۱/۶۵۰ (یک میلیون و ششصد و پنجاه هزار) و پک ۴ تایی‌اش که دو تا مردونه و دو تا زنونه داره ۳/۱۰۰ (سه میلیون و صد هزار) و همونجا بود که یه سطل آب یخ ریختم روی خودم!! بعد از اون ما مثل موش و گربه شده بودیم، هرچقدر من سعی می‌کردم خودم رو از زیر دستش بیرون بکشم اون منو گوشه رینگ گیر انداخته بود و هی فشار دستش رو بیشتر می‌کرد

گفتم آقا دستتون درد نکنه ولی من الان جایی هستم نمی‌تونم سفارش بدم اجازه بدین قطع کنم چند روز دیگه خودم باهاتون تماس می‌گیرم و سفارش میدم

گفت نمیشه خانوم!! امروز آخرین روز برای استفاده از تخفیف ماست اگر امروز سفارش ندین بعدا با ۳۰۰،۴۰۰ هزار تومن پول بیشتر باید بخرین بعدشم خطوط ما یک طرفه هست شما نمی‌تونین به ما زنگ بزنین

گفتم من الان دستم خالیه پول ندارم!! بذارین هزینه‌اش رو اوکی کنم خودم مجدد پیامک می‌زنم

گفت من که از شما پولی نمی‌گیرم خانوم، پرداخت ما درب منزل هست و ارسالش هم رایگان هست شما فقط کافیه آدرستون رو بدین و ما با ارسال رایگان طی یک تا هفت روز کاری براتون ارسال می‌کنیم

در واقع ما یک مثلی توی زابلی داریم که میگه "هرچی من سر میارم و اون سربند میاره" هرچقدر من دنبال راه فرار بودم اون می‌خواست منو گیر بندازه و در نهایت هم موفق شد منی که این همه ادعام میشد که سر و زبون دارم و نمی‌ذارم کسی حقم رو بخوره و آدمی هستم که می‌زنم تو صورت طرف و فحش میدم و با چنگ و دندون حقم رو می‌گیرم اما در نهایت مثل موم تو دست آقای بازاریاب مطیع حرفش شدم و در برابرش سکوت کردم و در نهایت نتونستم با قدرت بگم آقا من پول ندارم، بی پول و بدبختم ته کارتم هیچی نیست به من غالبش نکن!!!

بسیار خب خانوم اسم و فامیلتون رو لطف می‌کنین؟

بله، مهلا شهرکی هستم!!

خانم شهرکی تو کدوم شهر و استان زندگی می‌کنین؟

استان سیستان و بلوچستان، شهرستان زابل

آدرس دقیق منزل رو لطف می‌کنین؟

بلوار باهنر، کوچه باهنر ۲۰، داخل کوچه دست چپ درب دوم منزل ویلایی قرمز رنگ (در واقع تمام این جزئیات رو خودش پرسید ازم)

متولد چه سال و ماهی هستین خانم شهرکی؟

من ۲۳ شهریور ۱۳۸۱ به دنیا اومدم

رنگ پوستتون چه رنگی هست؟

سبزه هستم

پوستتون چرب هست یا خشک؟

چرب هستم

بسیار خب این اطلاعات در پروفایل شما در وبسایت ما ثبت شد برای اینکه دفعات بعدی که خواستین سفارش بدین بتونین راحت‌تر ثبت سفارش کنین، انشالله که از خریدتون راضی باشین و خدا نگهدار خانم شهرکی!!

در نهایت ۸ دقیقه تماس پایان یافت اما حالا من موندم و یه دهن باز مونده از غلطی که کردم!!! من چیکار کردم؟ درسته که من اسم و مشخصات و حتی آدرس منزل رو اشتباهی دادم اما به هرحال یک سفارش به شماره‌ی من ثبت شده، حالا اگر بیارن و کسی نباشه که پول رو بده چی میشه؟ اونوقت از مامور پست می‌گیرن؟ یعنی اون مامور بیچاره بخاطر اشتباه من مجازات میشه؟ نکنه پول عطرها رو از جیب اون بدبخت بگیرن؟ من چیکار کردم؟؟

اصلا کی بهشون اجازه داده که برای من یک پروفایل توی وبسایتشون بسازن؟ چه حق دارن که اطلاعات خصوصی آدم رو می‌پرسن؟ اصلا من چرا همونجا زبونم کار نکرد که بگم آقا نمی‌خوام واسم پروفایل بسازی، من نمی‌خوام اطلاعاتم رو بدم، چرا لالمونی گرفتم و تا آخر باهاش همراهی کردم؟ بله درسته من اسم و فامیلم، سن و سالم، آدرس محل زندگیم و ... همه رو الکی گفتم و فقط دیپلمه بودنم و سبزه بودنم راست بود اما باز هم خیلی خیلی خیلی ناراحت بودم از اینکه حالا یک سری اطلاعات همراه با شماره تماس من توی سرورهای این شرکت ثبت شده!! عجب غلطی کردم که پیامک فرستادم خاک تو سرم بشه

من رو چه به این غلط‌ها!!! منی که ته کارتم فقط ۱۵ هزار تومن هست چطوری حالا ۱/۶۵۰ رو جور کنم؟ اگه به بابام بگم که منو بیچاره می‌کنه اینقدر غرغر می‌کنه که برای عمرم پشیمون بشم از غلطی که کردم!!!

اصلا این چطور فروشی هست؟ یعنی واقعا این درسته؟ این حلاله؟ نه بخدا که از خون سگ نجس‌تره این پولی که در میارن آخه چطور می‌تونین اینطوری زورکی به مردم بفروشین؟ چطور خودتون رو قانع می‌کنین که آدم‌ها رو پشت خط تلفن گیر بندازین و از شماره‌های یک طرفه تماس بگیرین تا طرف فرصت فکر کردن هم نداشته باشه و به زور مجبورش کنین که سفارش بده!! درسته الان می‌گین کسی تو رو مجبور نکرده، بله این اجبار مستقیم نیست بلکه یک نوع اجبار غیر مستقیم هست، توی اجبار مستقیم طرف یه اسلحه می‌ذاره روی سرت میگه یا سفارش میدی یا جونت رو می‌گیرم، اما اینجا فرد از یک اسلحه دیگه استفاده می‌کنه، با صدای رسا و شیوا با نهایت ادب و متانت و تعریف و تمجیدهایی که سرتاسر دروغ هستن تو رو توی رودربایستی می‌ذاره و کاری می‌کنه که راهی جز سفارش نداشته باشی، این شیوه‌ی فروش فقط برای بازاریاب‌های تلفنی نیست حتی منم یه مدتی که توی یک فروشگاه لباس فروشی کار می‌کردم صاحب مغازه مجبورم می‌کرد دنبال مشتری‌ها راه بیوفتم و اونقدر ازشون تعریف کنم و هی بهشون لباس‌های بیشتر و بیشتری پیشنهاد بدم تا مجبور بشن خرید کنن، یادمه فقط یک هفته توی "پوشاک بامبو" دوام آوردم، از نظر اخلاقی و وجدانی به مشکل خورده بودم نمی‌تونستم قبول کنم که بخوام هر روز دنبال زن‌هایی که مشخص بود توی این شهر کوچیک پولی ندارن و فقط از سر خفقان اومدن یه گشتی توی بازار بزنن راه بیوفتم و به زور مجبورشون کنم که حتما یک چیزی خرید کنن

حالا به لطف این آشوبی که برای خودم درست کرده بودم ساعت‌ها بود دنبال یک راهی می‌گشتم که چطوری می‌تونم این سفارش کذایی رو لغو کنم، هر چقدر واژه‌های "بادی کولون سورملینا" رو سرچ می‌زدم نتیجه درست درمونی برام نمی‌آورد، برای همین روی نتایج پیشنهای خود گوگل کلیک می‌کردم و وقتی روی این نتیجه کلیک کردم یک صفحه نی‌نی‌ سایت درباره لغو سفارش بادی کولون واسم بالا اومد خوشحال از اینکه بالاخره یک راه حلی پیدا شده روش کلیک کردم

اما خیلی سریع بادم خالی شد، صاحب پست نوشته بود که هرچقدر زنگ زده اینور اونور به شماره‌های پشتیبانی و ... هیچکس جواب درست حسابی بهش نداده و نمی‌دونه چطور لغو سفارش کنه!! این پست برای اواسط سال ۱۴۰۲ بود و وقتی ادامه کامنت‌ها رو خوندم متوجه شدم که اون زمان این بادی کولون ۶۵۰ هزار بوده اما امروز یک میلیون و ششصد و پنجاه هزار شده!!! ای کاش الان هم فقط ۶۵۰ هزار بود شاید می‌تونستم به هر بدبختی شده پولش رو جور کنم اما ۱/۶۵۰ خیلی گرونه!!!

با وجود این با خودم گفتم عیب نداره میرم ادامه کامنت‌ها رو می‌خونم شاید در ادامه یکی راه حلی پیدا کرده باشه اما فقط بیشتر و بیشتر چشمم به آدم‌هایی میوفتاد که اونها هم توی همین دام افتادن و سفارش رو ثبت کردن و حالا نمی‌دونن چطور می‌تونن از شر این عذاب خلاص بشن!!

با خودم گفتم عیب نداره، من ناامید نمیشم بیشتر می‌گردم، سرچ کردم "تماس با شرکت سورملینا" و دنبال شماره یا وبسایت یا پشتیبانی سایتشون می‌گشتم که هوش مصنوعی این شماره رو بهم پیشنهاد داد، من هنوز به این یکی زنگ نزدم اما امیدوارم به کار شماهایی که مثل من توی این هچل افتادین بخوره شماره 09129547580

هدف من بیشتر پیدا کردن سایتشون بود، اینقدر درگیر این حرف بازاریاب که گفته بود اطلاعاتتون روی پروفایل شما در وبسایت سورملینا ثبت شد، شده بود که دلم می‌خواست به هرنحوی اول اون وبسایت لعنتی رو پیدا کنم و اگر ممکن هست به یک نحوی ازشون بخوام اکانت یا پروفایل یا هر چیزی بر اساس شماره من توی سایت لعنتیشون ساختن رو هر چه زودتر دیلیت بزنن اما حتی سایتی که به اسم سورملینا از "نشان" پیدا کردم به درد نخورد، وقتی روی آدرس سایت کلیک می‌کردم خطای 504 می‌زد انگار سایت نیست و نابود شده بود یا انگار اصلا از اول وجود نداشت!!! شماره‌ی دیگه‌ای هم اینجا به دست اومد که نمی‌دونم واقعی هست یا یه شماره‌ی بی‌نام و نشون و نمایشی درست مثل سایتشون!! شماره 05135412408

دوباره گشتم و این بار یک سایت دیگه با آدرس landing.surmelina پیدا کردم!! توی این سایت هم محصولات سورملینا قرار داشت و یک شماره پشتیبانی دیگه که با شماره‌های قبلی تفاوت داشت!! یه جورایی این همه شماره متنوع و عجیب غریب یه حس فیک بودن بهم میده، نمی‌دونم چطور توضیح بدم اما شرکت‌های بزرگ و اصیل هیچوقت شماره‌ی پشتیبانی‌شون یک خط ایرانسل یا همراه اول نیست اونها یک سری خطوط تلفن ثابت با شماره‌های رند دارن، درست مثل همونی که اولین بار باهام تماس گرفتن اما چرا اون شماره تماس یا شبیه اون بین اینها نبود؟ چرا خطوط پشتیبانی‌اش یک سری خطوط سیمکارتی هستن به جای خط‌های تلفن ثابت؟ سوالات زیادی توی سرم بود که هیچ جوابی براشون نداشتم، چرا وبسایتشون بالا نمیومد؟ چرا هر بار اسم "بادی کولون سورملینا" رو سرچ می‌زنی توی گوگل هیچوقت سایت خودشون جزو نتایج نیست فقط فروشگاه‌های اینترنتی که این شرکت توی اون سایت‌ها برای خودش غرفه مجازی ساخته رو نشون میده؟ چرا سایت اصلیشون بالا نمیاد؟ چرا شماره‌های پشتیبانی اینقدر عجیب غریبه؟ یعنی اون مشخصات و اطلاعاتی که از من گرفتن کجا ثبت شده؟ چطوری پاکشون کنم؟ من دلم نمی‌خواد کسی اطلاعاتم رو توی سرورها یا وبسایت‌های خودش ذخیره کنه، چرا اصلا از اول جرعت نکردم بگم نه!! اصلا ای کاش همونجا روی اون آدم تلفن رو قطع می‌کردم و دیگه جوابش رو نمی‌دادم!! چرا هنوزم یک زهره‌ی ترسو و بی‌عرضه و بی‌زبون توی وجودم دارم؟ چرا نتونستم این زهره‌ی لعنتی رو توی خودم بکشم؟ خاک تو سرم!!!

اینقدر خودم رو سرزنش کردم که دیگه سرم داشت منفجر می‌شد در نهایت هم به خودم گفتم به درک بذار بفرستن حالا هرچی میشه بشه، من که ندارم پولشون رو بدم چیکار کنم!!! حتی یک بار دیگه عدد 1 رو به اون شماره‌ی کوفتی فرستادم گفتم شاید باهام تماس بگیرن اما جواب ندادن دیگه خسته شدم و رها کردم

اما این پست رو می‌ذارم برای تمام کسانی که قربانی این سبک فروش بیمارگونه میشن اگر حتی نتونستین توی دهن اون فروشنده بزنین تلفن رو قطع کنین روش و جوابش رو ندین، اگر هم مثل من فقط از سر کنجکاوی رفتین سمتش که بدونین قیمتش چقدر هست من بهتون میگم، توی تاریخ الان یعنی تیر ۱۴۰۴ قیمت بسته‌ی دو تایی بادی کولون سورملینا ۱/۶۵۰ میلیون هست خلاص!!

به اون خدایی که می‌پرستین چه توی مغازتون و چه اگر مثل این افراد شرکت و وبسایتی دارین این سبک فروش مریض رو رها ‌کنین، باور کنین از نظر اخلاقی، وجدانی، شرعی، عرفی هر جوری که می‌فهمین این سبک غلطه!! نباید اینطوری آدم‌ها رو توی منگنه بذارین که مجبور بشن ازتون خرید کنن اصلا خودتون رو بذارین جای اون آدم‌ها بعد چطور ممکنه از اون شرکت متنفر نشین؟ شما اگر کارتون خوب باشه باید بذارین مشتری خودش جلو بیاد و خودش تصمیم بگیره انتخاب کنه نه اینکه به زور بهش تحمیل کنین

پ.ن: در نهایت من مثل یه موش ترسو مجبور شدم جواب پستچی بیچاره رو ندم تا در نهایت اون بسته لعنتی برگشت بخوره و دست از سرم بردارن ولی خدا میدونه کل اون یک هفته چقدر ترسیدم و استرس داشتم که حالا چطوری پول لعنتی این سفارش رو جور کنم

منابع:

پست نی‌نی سایت برای لغو سفارش

نظرات مردمی درباره سورملینا

نظرات مردمی درباره سورملینا

تماس با شرکت سورملینا

سایت لندینگ سورملینا

وبسایت سورملینا

بازاریابی تلفنیسیستانسیستان بلوچستان
۷
۷
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
هیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید