ویرگول
ورودثبت نام
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoeiهیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
خواندن ۵ دقیقه·۳ روز پیش

چرا از خرید‌های مردم اسکرین شات می‌گیرم؟

یکی از معضلات من با گوشی‌های هوشمند و دیجیتالی شدن همه چیز اینه که حالا دیگه مردم به هیچ وجه متوجه رفتارهای عجیب غریب خودشون نمی‌شن چون به لطف گوشی‌های هوشمند همه چیز توی گوشی‌ها پنهان شده و حتی اگر شما بمیرین هیچکس نه حوصله و نه وقتش رو نداره که بخواد پشت ذهن شما رو کشف کنه و بفهمه در پس هر چیزی که ذخیره کردین یا عکس گرفتین چه معنایی نهفته هست!! یکم دردناک به نظر میاد اما به هرحال من باور دارم مردمِ دنیای امروز تا دلتون بخواد بیماری‌های عجیب و غریبی دارن که پشت صفحات گوشی پنهان شده بیماری‌هایی مثل ساختن چندین اکانت فیک اینستاگرامی، ساختن هزاران گروه الکی تلگرامی، عکس گرفتن یا اسکرین شات گرفتن از چیزهایی که هیچ ارزش مطلقی ندارن و فقط وقت و انرژی و هزینه شما رو مصرف می‌کنن مثل باتلاقی که خود من توش گیر کردم و به طرز دردناکی می‌بینم که خیلی از آدم‌ها حتی خودشون هم متوجه نیستن که توی چنین باتلاقی هستن

چرا از دیجی کالا استفاده نمی‌کنم؟

وقتی می‌خوام توضیح بدم که به چه دلیلی از دیجی کالا استقاده نمی‌کنم انگار قراره جون بکنم چون به زبون آوردن و توضیح دادن همچین اختلالی اصلا ساده نیست، بله اختلال، به باور من این یک اختلال هست، یک ضربه مهلک روی روح و روان انسان‌ها که تا چند سال قبل وجود نداشت چون تا وقتی حداقل "اسکرین شات" گرفتن وجود نداشت تو نمی‌تونستی از هر چیزی در لحظه ده‌ها یا صدها اسکرین شات بگیری و برای خودت گنجینه‌های خیالی بسازی چند وقت پیش تصمیم گرفتم چند تایی رنگ بگیرم و دیوار اتاق رو خودم رنگ بزنم تا شاید از اون حالت دود گرفته و کلنگی در بیاد و همین حرکت ساده باعث شده ذهنم بره سمت خیال پردازی‌ که اگر پول داشتم چه کارهایی می‌کردم؟

رفتم توی گوگل (از اونجایی که دیجی کالا رو به عمد نصب ندارم و ترجیح میدم توی گوگل سرچ بزنم) و دنبال کتابخونه و فرش و حتی قیمت پارکت گشتم و البته که اولین گزینه همیشه دیجی کالا بالا میاد رفتم توی دیجی کالا و انواع کتابخونه‌ها رو نگاه کردم و نظرات مردم رو خوندم خیلیاشون نظرات خاصی نداشتن ولی برخی مدل‌های پرفروش‌تر بود که ‌‌... خدای من چقدر قشنگ بودن!!! چقدر خونه‌هاشون قشنگ بود، چقدر دیزاین قشنگی داشتن یعنی چطوری به ذهنشون می‌رسه اینقدر خونه رو خوشگل کنن؟ چطوری بلدن؟ من هیچوقت به این چیزها فکرم نکرده بودم خیلی زیبا هستن اونها در واقع دارن عکس محصولی که خریدن رو آپلود می‌کنن اما در کنارش بخشی از دارایی‌های خودشون رو هم به رخ می‌کشن اینطور نیست؟

مشکل کجاست؟

تا اینجای کار اصلا نباید مشکلی وجود داشته باشه ولی مشکل از جایی شروع میشه که یک خوره‌ای، یک کرمی توی وجودم میوفته که بهم میگه زهره اینا خیلی قشنگن از چند تایی از اینها اسکرین شات بگیر لطفا!!!

من: دست بردار تو بیشتر از ۴۰ هزار اسکرین شات داری می‌فهمی یعنی چی؟ تمام اون اسکرین شات‌ها هم همشون پر از همین چیزهای چرت و پرت هست

مغزم: زهره این فرق داره مگه نمی‌بینی چقدر خوشگله؟ بعدشم باشه قبول از فردا می‌ریم به اون عکس‌ها رسیدگی می‌کنیم و حذفشون می‌کنیم تو فقط الان از اینها عکس بگیر تا دیر نشده

من: دست بردار توروخدا ۲ ساله که همش همین حرف مفت رو می‌زنی تو اصلا حاضر نیستی اون عکس‌ها رو پاک کنی همش میگی این یکی باشه توی ویرگول درباره‌اش بگیم، اون یکی باشه که یادگاری نگه داریم اصلا می‌دونی چند صد هزار داده توی لپتاپ لعنتی جمع شده؟ حالم از این همه شلوغی داره بهم می‌خوره دارم خفه میشم

مغزم: خفه شو اینقدر نق نق نکن خیلی خب تو که میگی چند صد هزار داده داری حالا این ۱۰ تا هم روش مگه به جایی برمی‌خوره؟ زود باش اسکرین شات بگیر وقت رو الکی صرف بحث‌های چرت و پرت هدر میدی فقط!!

نمی‌تونم ... نمی‌تونم با مغز خودم بجنگم چقدر ضعیفم چقدر از خودم بدم میاد شروع می‌کنم به تماشای کتابخونه‌ها و میز‌های آرایش و از چند تایی اسکرین شات می‌گیرم، یک ساعت بعد وقتی از گوگل میام بیرون و به گالری سر می‌زنم متوجه میشم که به جای ۱۰،۲۰ تا اسکرین شات حدود ۱۸۰ اسکرین شات گرفتم چطور؟؟ چطور به ۱۸۰ تا رسیدیم؟ من که یادمه فقط ۱۰،۲۰ تا اسکرین شات گرفتم، یعنی من ۱۸۰ بار دکمه اسکرین شات لعنتی رو فشار دادم؟ لعنت به این زندگی چطور ممکنه؟؟ سرم درد گرفت

دقیقا با همین اوضاع نابسامان هست که هر سال حدود ۵ الی ۶ هزار اسکرین شات جمع میشه، اسکرین شات‌هایی که وقتی یکی ازم می‌پرسه مگه توی اینا چی هست؟ چیزی برای گفتن ندارم چی بگم؟ بگم بخش زیادی از عقده‌های پوچ و رویاهای محال من اینجاست که نه دلم میاد حذفشون کنم نه می‌تونم جلوی خودم رو بگیرم که دیگه چیزی رو اسکرین شات نگیرم انگار توی یک چرخه باطل و بی‌انتها گیر افتادم این تازه کمترین اسکرین شات‌هایی هست که گرفتم سال‌های قبل حدود ۹ هزار تا ۱۱ هزار اسکرین شات دارم که وقتی می‌خواستم داخل لپتاپ انتقال بدم خود لپتاپ هنگ کرده بود چون تعداد بیش از حد زیاد فایل‌ها باعث میشه به لپتاپ فشار بیاد توی انتقال اونها چیکار داری با خودت می‌کنی زهره؟ چرا از این باتلاق نجات پیدا نمی‌کنی؟ کاش اولین باری بود که این اتفاق میوفتاد ولی فقط دیجی کالا نیست این اتفاق توی هر فضایی برام میوفته، میرم یوتیوب یه چیزی یه کامنتی یه صحنه‌ای خوشم میاد سریع اسکرین شات، میرم اینستاگرام از یه پیجی خوشم میاد یا حتی بدم میاد سریع اسکرین شات چیکار می‌کنی لعنتی بس کن!!! بس کن!!! اسم این رفتار چیه؟ چرا نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم؟

تنها باری که تونستم از این باتلاق در بیام سال ۱۳۹۹ بود که یک آقایی مشاورم بود و اون بهم فشار آورد که همه اون اسکرین شات‌ها رو پاک کنم اما بعد از رفتن اون از سال ۱۴۰۰ دوباره شروع شد اینبار با شدت و وسعت بیشتری اینبار از پیج‌های اینستاگرام گرفته تا کانال‌های تلگرام از هر چیزی برای خودم گنجینه جمع می‌کردم!!

بخاطر همین موضوعات هست که دیجی کالا و کلا هر پلتفرم خرید آنلاینی رو از روی گوشیم حذف کردم ترجیح میدم فقط وقتی نیاز واجب دارم سمتشون برم نمی‌خوام توی هیچ فضایی باشم چون گشت زدن توی دیجی کالا برای من از یک تفریح خوشایند تبدیل به یک معضل مخرب میشه و من خودم و روان لعنتی‌ام رو خوب می‌شناسم

تاریخ: ۲۴ بهمن ۱۴۰۴

اسکرین شات
۲
۲
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
هیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید