ویرگول
ورودثبت نام
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoeiهیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
خواندن ۹ دقیقه·۱۲ روز پیش

توهمی به نام "آزادی بیان"

چون دسترسی به اینترنت آزاد نداشتم اجبارا خودم عکس ساختم
چون دسترسی به اینترنت آزاد نداشتم اجبارا خودم عکس ساختم

این مطلب در طول جنگ ۱۲ روزه نوشته شده و امروز منتشر شده بعد از حدود یک سال

شاید اگر توی نوجوونی یک نفر به من می‌گفت آزادی بیان صرفا یک توهم شیرین هست که به خورد انسان‌ها داده شده حتی اگر به زبون هم نمی‌آوردم ته دلم تحقیرش می‌کردم و می‌گفتم این آدم اونقدر احمق و کودن هست که چیزی از جهان مدرن و آزاد نمی‌دونه و خبر نداره که توی غرب انسان‌ها می‌تونن فارغ از هر دین و مذهبی آزادی بیان و پوشش داشته باشن اما امروز ... احساس می‌کنم هر چیزی که زمانی بهش باور داشتم امروز تبدیل به یک زخم عفونی تو باورهای قلبم شده که فقط چرک و خون بالا میاره و حالم رو بهم می‌زنه و یکی از اون‌ها همین گل واژه‌ی "آزادی بیان" هست

اولین بار کی بود؟

اولین بار کی فهمیدی که چیزی به اسم "آزادی بیان" تو دنیا نمی‌تونه وجود داشته باشه؟ احتمالا گفتنش خنده داره اما اولین جایی که این رو فهمیدم توی "اعتراضات سال ۱۴۰۱" بود جایی که وقتی ایران اینترنشنال رو باز می‌کردی همه دم از قیام مردمی و وحدت ملی می‌گفتن ولی وقتی وارد اینستاگرام، توییتر یا امثال اون می‌شدی تازه بوی تعفن و عقاید گندیده این جماعت رو احساس می‌کردی

شاید با خوندن جملات بالا با خودتون بگین زهره احتمالا یکی از این مذهبی‌های افراطی هست که سنگ رهبرش رو به سینه می‌زنه اما زهی خیال باطل، من یک زمانی خودم رو از همون جماعت معترض می‌دیدم باورم نمی‌شه که امروز دارم این‌ها رو میگم ولی من زمانی عمیقا باور داشتم که ما می‌تونیم ایرانی آزاد داشته باشیم که هرکس با هر نوع پوششی بتونه آزاد و خوشبخت زندگی کنه تا اینکه سال ۴۰۱ خلاف این رو بهم ثابت کرد، وقتی می‌دیدم دخترهایی که چادری هستن مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرن تازه فهمیدم که نه!!! این دنیا نمی‌تونه به تعادل و برابری برسه اصلا چیزی به اسم برابری وجود نداره همیشه یک عقیده و ایدئولوژی میاد و یک عقیده و ایدئولوژی دیگه رو توی خودش می‌بلعه، افرادی که مثلا معترض و مخالف حجاب بودن با چنان خشمی به افراد محجبه حمله می‌کردن که حتی فرصت دفاع هم بهشون نمی‌دادن، میدون جنگ فقط توی دنیای واقعی نبود بلکه توی شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و توییتر اوضاع از واقعیت هم بدتر بود، کافی بود شما یک پیج دخترونه با پروفایل چادری داشته باشی و زیر یکی از پست‌های مرتبط با سلطنت طلب‌ها کمترین اظهار نظری خلاف جماعت سلطنت طلب بکنی تا اونوقت می‌دیدی اون جماعت وحشی چطوری بهت حمله می‌کنن و هزاران هزار فحش و ناسزا و حتی تهدید به سمتت میومد درحالی که تو ممکن بود خودت هم جزو معترض‌ها باشی ولی فقط چون سلطنت طلب نبودی و دوست نداشتی دوباره به دوران پادشاهی برگردیم مورد حمله قرار می‌گرفتی، حرفام رو باور نداری؟ میگی دروغه؟ پس بیا امتحان کنیم وقتی اینترنت وصل شد می‌تونی توی اینستاگرام یا توییتر یک اکانت فیک با پروفایل محجبه و اسم دخترونه بسازی و شروع به حمایت از دولت محبوبت کنی اونوقت می‌بینی چطوری انواع و اقسام تهدیدهای جانی و مالی سمتت میاد!!

حقیقت اینه که من نه طرفدار حکومت فعلی‌ام نه طرفدار سلطنت طلب‌ها ولی اگر ما مبنا رو بر اساس "آزادی بیان" در نظر بگیریم آیا نباید چنین باشه که هرکس بتونه نظرات خودش رو آزادانه بیان کنه؟ خب قبول دارم اگر شما توی روبیکا، سروش، ایتا یا پلتفرم های داخلی بخوای چنین محتواهایی بذاری به ضررت تمام میشه ولی شما به عنوان معترض خودتون رو جدا از حکومت دیکتاتوری در نظر می‌گیرین و میگین دنبال آزادی بیان و آزادی انتخاب میرین پس چرا اونی که طرفدار آخوند‌هاست حق نداره آزادانه ازشون حمایت کنه؟ می‌بینین؟؟ آزادی بیان فقط توی لفظ قشنگه!! توی حرف خیلی قشنگه وگرنه در عمل چیزی جز یه طنز تلخ نیست، آزادی بیان تا زمانی قشنگه که شما توی ذهنت به معترض‌ها فکر می‌کنی اما اگر آزادی بیان این باشه که یک نفر توی اینستاگرام پیج بزنه و طرفدار جمهوری اسلامی باشه اونوقت دیگه اسمش آزادی بیان نیست اسمش میشه "عرزشی"

با ذکر مثال:

خب مغز من یک گلیچ بزرگ داره اونم همین موضوع هست که توی زندگیم برای هر حرفی که می‌زنم دنبال مثال و تشبیه می‌گردم پس اینجا هم می‌خوام با ذکر مثال براتون بازش کنم، با ذکر مثال برخی چیزها رو بهتون توضیح بدم، من توی اینستاگرام خیلی سعی می‌کردم پیج‌های سالم رو پیدا کنم اما متوجه شدم که پیج سالمی وجود نداره کسی توی اینستاگرام دنبال محتوای آموزنده نمیره ولی بعد از سال‌های دراز که پیج‌های شبه علم و پیج‌های خزعبلات یکه تازی کردن چند سالی بود که یک سری پیج‌ سر برآورده بودن که هدفشون به سخره گرفتن اطلاعات غلط اون پیج‌های مرجع بود به این شکل که کلیپ‌ها و محتواهای اون پیج‌ها رو برمی‌داشتن توی پیج خودشون می‌ذاشتن و بهشون واکنش نشون می‌دادن و اطلاعات صحیح رو جایگزین اطلاعات غلط می‌کردن تا مخاطب حداقل کمی پیج‌های فاسد رو بشناسه، دو تا از اون پیج‌های منتقد به این شکل بودن:

۱_ امیررضا یوسف پور سیفی

۲_فرزاد فخری زاده

اوایل همه چیز فوق العاده بود در طول یک سال و نیم گذشته می‌تونم بگم کم و بیش محتوای هر جفتشون موثر بوده اما نکته‌ای که باید در باب "تولید محتوا" در نظر بگیرین اینه که بعد از مدتی شما دیگه چیزی برای ارائه نخواهید داشت یعنی فرض کنین یک ایده فوق العاده خفن برای تولید محتوا به ذهنتون رسیده و شما باهاش تونستین هر روز کلیپ بسازین و ویوی میلیونی بگیرین و میلیون‌ها فالوور جذب کنین خب حالا بعد از ۶ ماه، بعد از یک سال نه تنها ذهن خودتون از این کار تکراری خسته میشه بلکه ذهن مخاطب هم از دیدن همون محتوای تکراریه قابل پیش بینی خسته میشه و بعد از مدتی شما با ریزش مخاطب و ویو روبرو می‌شین حتی اگر بهترین باشین در نوع خودتون، نمونه بارزش در "واینرها و کمدین‌های اینستاگرامی" قابل مشاهده هست که چطور بعد یک مدت دیگه پست‌هاشون خنده‌دار نیست و حتی مردم فحش می‌کشن بهشون که چقدر محتوای کسل کننده می‌ذارن!! بنابراین مغز شما برای جلوگیری از این زوال و خستگی توی تولید محتوا کم کم به صورت ناخودآگاه به محتوای شما جهت میده، یعنی چی؟ یعنی فرض کنین شما یک پیج با یک میلیون فالوور دارین و یهو ۲۳ خرداد رسیده و جنگ ۱۲ روزه آغاز شده و شما به عنوان کسی که یک تریبون برای مخاطب هاش داره شروع می‌کنین به سخنرانی و بیان کردن عقایدتون درحالی که این هیچ ربطی به محتوای پیجتون نداره اما به هرحال شما خودتون رو در قبال مخاطبین خودتون مسئول می‌دونین و وجدان شما نمیذاره که در این دوران بحرانی سکوت کنین در نقطه مقابل شخصی که ممکنه همکار یا هم حوزه شما باشه به هزاران دلیل تصمیم میگیره توی این بحران سکوت پیشه کنه یا بهتر بگم اون راهی که شما انتخاب کردین رو انتخاب نکنه و دقیقا همینجاست که شما تقابل دو دیدگاه رو می بینین

بررسی تقابل دو دیدگاه:

همه چیز از جنگ ۱۲ روزه آغاز شد، توی این دوران امیررضا یوسف پور به حمایت از اسرائیل بلند شد و توی پیجش شروع کرد به تشویق مردم برای اینکه توی خیابون بیان و پهلوی رو صدا بزنن تا سلطنت طلب‌ها پیروز میدان بشن و توی یک پست مشخصا اعلام کرد هرکسی که مخالف سلطنت طلبی و بازگشت ولیعهد سابق ایران باشه قطعا یا دشمن هست یا یک آدم کودن که نمی فهمه چی برای ملت ایران خوبه!! (خنده‌ام میگیره وقتی می‌بینم یک مرد گنده که طی ۲ سال بارها و بارها پیج‌های دیگه رو زیر نقد قرار می‌داد امروز برای هرکسی که مخالف عقیده اون باشه این چنین خط و نشون میکشه افسوس) این درحالی بود که فرزاد فخری زاده تصمیم گرفت در نقطه مقابل بایسته و صرفا حمله اسرائیل رو محکوم کرد و راهکارهایی برای آرامش مردم پیشنهاد داد و درست از همین جا جنگ شروع شد، درحالی که تا قبل از این امیررضا یوسف پور برای صدا زدن فرزاد فخری زاده از لفظ "استاد" استفاده می‌کرد حالا اون رو یک آدم بی‌خایه و طرفدار نظام خطاب می‌کنه که هیچ ارزشی نداره و چیزی که آقای یوسف پور بارها و بارها توی صحبت‌هاش بهش اشاره می‌کنه اینه که "بله من بهای سنگین دادم من بازداشت شدم من بازجویی شدم من توی ایران تهدید شدم و الان مجبور به مهاجرت شدم اما امثال این فخری زاده‌ی بی‌خایه ترجیح میدن توی ایران بمونن و صداشون در نیاد" و زمانی که من این محتوا رو دیدم فقط یک سوال توی سرم شکل گرفت که "چرا؟" چرا شما فکر می‌کنی که چون بها دادی و بازداشت شدی پس بقیه هم باید همون مسیر شما رو برن؟ شما ممکنه زن و بچه نداشته باشی و آزادانه‌تر تصمیم بگیری درحالی که یک فرد دیگه فقط خودش تنها نیست بلکه همسر و فرزندانی داره که باید در قبال آینده‌ی اونها هم تصمیم بگیره، شاید اصلا پول یا سواد مهاجرت رو نداره یا هزاران دلیل دیگه، چرا باید همه همون مسیری رو برن که شما رفتی؟ چون شما برای تصمیم‌های خودت بهای سنگین دادی همه باید مثل شما شجاع و نترس باشن؟

شما هر کاری کردین برای خودتون کردین چرا منت کارهایی که کردین رو سر بقیه مردم می‌ذارین؟ من این جمله رو خطاب به خیلی‌ از این افراد میگم کسایی که دو روز میرن توی خیابون و بعد چنان ژست روشنفکری می‌گیرن انگار ۸ سال تو خط مقدم جنگیدن، این چه مدل فداکاری هست؟ اگر کاری انجام می‌دین برای خودتون انجامش بدین حق ندارین منتش رو سر بقیه بذارین، واقعا برام سواله که چرا صرف اینکه فرزاد فخری زاده تصمیم گرفته توی جبهه شما نباشه و عقاید خودش رو داشته باشه اینقدر به شما فشار آورده؟ مردم ایران چه مرگشون شده؟ چرا همه اینقدر وحشی و دشمن شدن؟ چرا همه اینطوری هستن که "تو یا دوست منی و همراه منی یا اگر دوستم نیستی پس قطعا دشمن منی!!" یعنی امکان نداره کسی دوست شما باشه اما نخواد دقیقا از همون راهی که شما می‌رین قدم برداره؟ قطعا که فرزاد فخری زاده هم با این شرایط فعلی موافق نیست ولی به هزاران دلیل ممکنه اون توی شرایطی نباشه که بخواد جلوی حکومت بایسته و خونه و زندگیش توی ایران رو نابود کنه برادر من!!! این مرد حداقل ۴۰ سال سن داره، قطعا زن و بچه داره توی این کشور سالها تلاش کرده که برای خودش زندگی بسازه شاید الان دیگه توی سنی نیست که بتونه چنین بحرانی رو تحمل کنه و بخواد با مخالفت جلوی حکومت فعلی خودش رو تبعید کنه به خارج، علاوه بر این ممکنه شما یا خیلی‌های دیگه توی خارج حامیانی داشته باشین برادر یا پسرعمو یا فامیلی که از قبل اونجا بوده و ورود شما رو آسون‌تر می‌کرده ولی این مرد ممکنه از صفر صفر بخواد شروع کنه و این براش ترسناکه!!!

ببینین واقعا خنده داره من هیچ کدوم از این ۲ تن رو نمی‌شناسم ولی این صرفا یک مثال بود در ابعاد ریز و درشت من این دشمنی‌های مضحک رو می‌بینم که چون یک نفر مثلا پیج سیاسی داره یا حرف سیاسی می‌زنه و یکی دیگه اینکار رو نکنه میشه آدم بی‌وجود، منم قبول دارم آدم باید وجود داشته باشه اما این حرف‌ها برای من و شمایی که چیزی برای از دست دادن نداریم گفتنش راحته، این مرد و خیلی‌های دیگه زندگی ساختن برای خودشون همه که مثل ما بدبخت و افسرده نیستن خیلی‌ها هستن که توی همین شرایط اقتصادی باز هم خوشبختی و آرامش رو دارن و دلشون نمیخواد اون رو به خطر بندازن چرا باید مجبور کنیم همه همرنگ ما بشن؟

الحق که دیکتاتوری توی خون تک تک ما ایرانی هاست

انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ _ ۱۸۴۸ کلمه

آزادی بیانجنگتوهمفرهنگ
۰
۰
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
هیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید