لطفا اجازه دهید در قیف تان بستنی بریزند


در گذشته های نه چندان دور، در شهری نه چندان دور ، مردمانی زندگی می کردند که به دو دسته ی کلی تقسیم می شدند:

قیف داران

بستنی داران

آنهایی که بستنی داشتند خیلی خیلی خیلی علاقه مند بودند تا بستنی های خود را در قیف آن دسته دیگر بریزند . اما متاسفانه قیف داران با اینکه از این کار حتی بیشتر از بستنی داران لذت می بردند ،اما اجازه ی این پیوند خجسته را نمیدادند. و بعضا شروط عجیب و قریب می گذاشتند .

بعضی از قیف داران می گفتند :بستنی داران باید با پدر و مادر و دسته گل و شیرینی بیایند .

بعضی از قیف داران پا را از این هم فراتر می گذاشتند و طلب پول و طلا و سکه می کردند آن هم به تعداد عدد سال تولد .

بعضی خانه ی مستقل می خواستند ،بعضی شغل دولتی ، بعضی ها ماشین شاسی بلند و هزار تا چیز دیگر







متاسفانه این رسوم و سختگیری ها تا همین الان هم ادامه دارد و بستنی داران مجبور می شوند بستنی های خود را کف دستشان بریزند . البته قبل از استفاده از کف دست ، حسابی آن را با صابون می شویند.

قیف داران هم مجبور می شوند قیف های خود را با چیز هایی غیر از بستنی پر کنند

چیزهایی مثل : لامپ !!!، انگشت ، و انواع و اقسام میوه های قلمی و مجلسی و غیر مجلسی .




به امید روزی که هیچ قیفی بدون بستنی

وهیچ بستنی بدون قیف نماند.