همه کاره ی بیکار

یادمه چهارم ابتدایی وقتی معلممون گفت : میخوایید چه کاره بشید . من نوشتم که دوست دارم پلیس بشم . ولی قبل از تموم شدن انشام با خودم گفتم کاشکی معلم می شدم .

اول راهنمایی دوست داشتم راننده ی کامیون بشم (پدر بزرگ و عموم راننده کامیون بودن)ولی دوم و سوم راهنمایی دوست داشتم فوتبالیست بشم (یکی عین بکهام هم خوشکل هم پولدار هم بتونم از وسط زمین گل بزنم)اول دبیرستان عاشق مکانیکی خودرو شدم(هنوزم یه حسی بهش دارم)همون اول دبیرستان می خواستم خلبان هم بشم(این حس تا پیش دانشگاهی هم با من بود ولی نمیدونم کدوم شیر خشک خورده ای بهم گفت قدت برای خلبانی بلنده(قدم 194 ه))دوم دبیرستان میخواستم دانشجو بشم (که بعد ها شدم ولی بدون گرفتن مدرک)سوم دبیرستان می خواستم کنکور سراسری قبول بشم(این تنها کاری بود که تو زندگیم تونستم انجام بدم)سال اول دانشگاه می خواستم عاشق بشم ولی هنوز نتونستم .از ترم 4 تا ترم 8 میخواستم مشروط نشم که بازم نتونستم .

بعد از دانشگاه می خواستم سربازی نرم(که بازم ناموفق بودم) .تو سربازی میخواستم اضافه خدمت نخورم(که بازم نشد . البته الان که خوب فکر میکنم میبینم تونستم خدمت رو تموم کنم) .

از بعد سربازی تا همین الانم میخوام کار پیدا کنم . که طبق معمول نتونستم.

یه سری کارها هم بود که یادم نمیاد از چه زمانی افتاده تو سرم ولی میدونم یه زمانی تو سرم بودن.مثل راننده فرمول یک شدن راننده رالی شدن شرکت تو مسابقات موتوجی پی بسکتبالیست شدن بوکسور شدن (اینو یادم میاد برای زمانیه که فیلم راکی رو دیدم). کارگردان و بازیگر و خواننده شدن .سفر دور دنیا ...

ولی جدیدا یه حس خیلی قوی بهم میگه برو تعمیر کار موتور شو .

نمیدونم واقعا آخرش چه کاره میشم ولی امیدوارم تو کارم بهترین باشم .

راستی یادم رفته بود بگم هکر شدن . کتاب نوشتن . جاسوس شدن . آدمکش شدن و ساخت یه بازی کامپیوتری هم یه روزی از اهدافم بودن .