<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات افروزه</title>
        <link>https://virgool.io/Afrozeh/feed</link>
        <description>محلی برای جمع آوری مطالب و مقالات علمی فرهنگی!با هدف بالا بردن سطح آگاهی عموم مردم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:48:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/dpz5fng7a0kq/2a5pxg.png</url>
            <title>افروزه</title>
            <link>https://virgool.io/Afrozeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرضیه: تاثیر موسیقی بر رفتار اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/Afrozeh/%D9%81%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-x4gtnldeqrye</link>
                <description>تصور کنید کنسرت مفصلی با حضور اساتید کلهر، علیزاده، شجریان و دیگران در تالار وحدت تهران در حال برگزاری است و حدود ۷۰۰ نفر به عنوان بیننده و شنونده در تالار حضور دارند. این ۷۰۰ نفر تقریبا ۲۰۰ دستگاه اتومبیل با خود به محل برگزاری کنسرت آورده‌اند و بعد از اتمام کنسرت قرار است با اتومبیل‌شان به منزل بازگردند. براساس تجربه و همچنین یک تصور ذهنی منطقی می‌توان گفت این افراد بعد از کنسرت و در مسیر خانه «رانندگی» خوبی خواهند داشت و رفتارهای معمول رانندگی در ایران را از خود نشان نخواهند داد.فرضیه این است: موسیقیِ اجرا شده در آن کنسرت، فضای محیطی و همچنین تعاملات افراد حاضر در آن محیط (حتی اگر صرفا دیدن یک‌دیگر باشد) باعث می‌شود افراد حتی برای چند ساعتی رفتار متفاوتی از خود در جامعه نشان دهند. احتمال اینکه بد رانندگی کنند بسیار پایین می‌آيد؛ احتمال اینکه با همدیگر بد صحبت کنند پایین می‌آید؛ حتی احتمالا نوع کلماتی که در صحبت کردن استفاده می‌کنند یا لحن صحبت کردن نیز حداقل برای چند ساعتی متعادل‌تر می‌شود.حال که تقریبا متوجه منظور این مطلب شدید بگذارید مورد دیگری را تصور کنیم. در مثال اول، کنسرتی از موسیقی اصیل ایرانی با نوازندگی بزرگ‌ترین اساتید ایرانی را مثال زدیم. همین تغییر مثبت رفتار را بعد از کنسرت‌های ارکسترال و موسیقی سمفونیک نیز می‌توان دید. سوال: آیا بعد از اتمام یک کنسرت پاپ از افرادی که این روزها مطرح هستند، باز هم شاهد این نوع تغییر مثبت رفتار هستیم؟ آیا از فردی که از یک کنسرت پاپ خارج می‌شود انتظار داریم بهتر رانندگی کند؟ باز هم به‌طور فرضی پاسخ داده می‌شود که خیر. چه فاکتوری تغییر کرد؟ پاسخ ما به‌عنوان یک فرضیه این است: موسیقی صحیح، موسیقی‌ای که با فکر، با استفاده از اصول اساسی آهنگسازی و با دقت به تاثیر هر نت یا آکورد بر احساسات مخاطب ساخته شده باشد می‌تواند عمیقا بر شنونده تاثیر بگذارد و برای مدتی تمامی تنش‌هایی که روزمره بر تن و جان او نشسته را پاک کند و مخاطب را با آرامش به خانه بفرستد. در اینجا بیش از اینکه سبک موسیقی مد نظر باشد، دقت در آهنگسازی مدنظر است. هدف در آهنگسازی مدنظر است. البته در مورد سبک و سلیقه موسیقی در مطالب بعدی صحبت خواهد شد.این موسیقی تاثیر اجتماعی دارد. این موسیقی رفتار اجتماعی را تغییر می‌دهد. این موسیقی‌ست که می‌تواند نگاه انسان به زندگی را تغییر دهد و به انسان توان خوب زندگی کردن در کنار تمام مشکلات را بدهد.واقعا و به دور از جملات کلیشه‌ای پایان مطالب وبلاگی از شما می‌خواهم نظر خود را در مورد این فرضیه بگویید.</description>
                <category>افروزه</category>
                <author>خنیاگر</author>
                <pubDate>Mon, 27 Aug 2018 10:37:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی موسیقی: نوایی با صدای ابراهیم شریف زاده</title>
                <link>https://virgool.io/Afrozeh/sharifzade-elhh1ymmjcgr</link>
                <description>ابراهیم شریف زادهموسیقی این هفته در دستگاه مقامی خراسان و با صدای محمد ابراهیم شریف زاده می باشد. ابراهیم شریف زاده خواننده و اهنگساز پیشکسوت موسیقی مقامی خراسان، زاده باخزر خراسان رضوی بود.وی حدود شصت سال با غلامحسین سمندری دوتار نواز باخزری همکاری کرده که حاصل این همکاری آلبومی ست به نام  خون‌پاش و نغمه‌ریز که در سال 1380 وارد بازار شد و شامل هشت قطعه است.ترانه بهاره دختر عمو از شریف زاده بسیار معروف است اما ما به شما پیشنهاد می کنیم قطعه نوایی را از این دو استاد بشنوید! https://soundcloud.com/mmhdishafiee/navaii  </description>
                <category>افروزه</category>
                <author>افروزه</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jul 2018 15:33:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش رویداد علوم‌پایه و کارآفرینی ساینترو</title>
                <link>https://virgool.io/Afrozeh/scientro-report-rygwijqhwuoo</link>
                <description>گرافیست: یلدا دهشیریپیشگفتار:در سال­‌های اخیر، حرف از استارتاپ و کارآفرینی بیشتر شده­‌است. هر هفته خبرِ برگزاری یک استارتاپ ویکند یا رویداد کارآفرینی با موضوعات متنوع شنیده می­‌شود. عده­‌ای از جوانان خوش ذوق با ایده‌­های جذاب خود در یک تجربه هیجان‌­انگیز 54 ساعته گرد هم می‌­آیند و با سه روز کارِ پیوسته یک کسب و کار را استارت می‌زنند. از دل این تجربه سه روزه یا کسب و کاری نو متولد می­‌شود، یا گروه­‌های دوستانه شکل می­‌گیرند و این ارتباط منشأ همکاری­‌های آتی می­‌شود. از همه اینها مهم­‌تر، کسب تجربه و آموزش­‌هایی است که این برنامه آخر هفته در این زمانِ واقعا کوتاه با بهترین کیفیتِ ممکن برای شرکت‌­کنندگان به ارمغان می‌­آورد. آموزش‌هایی که نه مدارس ما و نه دانشگاه­‌ها و مراکز آموزشِ رسمی در طول سال­‌های متمادی به جوانان ما منتقل نمی­‌کنند. داستان ساینترو از کجا آغاز شد؟اردیبهشت 96 بعد از شرکت در یک کارگاه آموزشی بوم مدل کسب و کار، با توجه به رشته تحصیلی خودم، ایده برگزاری رویدادی با محوریت علوم پایه به ذهنم خطور کرد. هر چه پیگیر شدم نمونه مشابهی نیافتم. هر چه بیشتر جستجو می­‌کردم و چیزی نمی­‌یافتم عزمم برای پیگیری و برگزاری این رویداد جزم­تر می­‌شد. با دوستان زیادی صحبت کردم و مرا تشویق به انجام این برنامه نمودند. با اساتید و متخصصان عزیزی ایده­‌ام را مطرح کردم، برخی تشویق کردند، برخی موضوع را ساده پنداشتند و برخی قول همکاری دادند. در این میان عده­‌ای آمدند و ماندند و عده‌­ای رفیق نیمه راه شدند. ایده­‌های زیادی در مورد نحوه برگزاری مطرح شد؛ نمایشگاه، سخنرانی، کارگاه، نشست، استارتاپ ویکند و ... قالب­‌هایی بود که می‌شد به آنها فکر کرد. برنامه­‌ریزی­‌ها بعد از گرفتن مشورت­‌های متعدد از افراد مختلف انجام شد. و دعوت­نامه­‌هایی برای اساتید و متخصصان ارسال شد تا اینکه شهریورماه 96، اطلاعیه برگزاری اولین استارتاپ ویکند علم توسط تیم ترویج علم ساروس و با همکاری مسئولان باغ کتاب تهران دیدم. این برنامه، از هر رویداد دیگری، به ایده ما نزدیک­تر بود. صرفا برای شنیدن ایده­‌های علمی، رویداد را شرکت کردم. قصد داشتم فقط روز اول را باشم، اما فوق­‌العاده تجربه هیجان‌­انگیزی بود. کاملا درگیر رویداد شدم و هر سه روز را کامل تا باغ کتاب رفتم. شعار رویداد این بود: «ایده­‌هایتان را عملی کنید.» با کمال تعجب، شاهد بودیم که درصد بسیار بالایی از ایده­‌ها تا علمی شدن فاصله زیادی داشتند، با اینکه کاملا تاکید شده بود که محور رویداد «علم» است و یک چهارم امتیاز تیم­‌ها به علمی بودن ایده بستگی دارد. به همین علت، با مشورت و همفکری بچه­‌های تیم اجرایی و همین­طور مدیر مسئول ساروس، این شعار برای ساینترو انتخاب شد:«ایده‌­هایتان را علمی کنید!»در نهایت، تجربه‌­های شرکت در این استارتاپ ویکند علم تهران و آشنایی با افراد جدیدی که در این حوزه حرف‌­های زیادی برای گفتن داشتند، طرح ما را وارد مرحله جدیدی کرد و خروجی آن شد رویداد علوم پایه و کارآفرینی ساینترو که در دوم آذرماه 1396 در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد.جا دارد در اینجا از همه عزیزانی که در برگزاری این رویداد ما را یاری کردند تشکر و قدردانی نمایم؛ از مسئولین محترم پارک علم و فناوری مدرس به ویژه دکتر مسعود ابراهیمی که از ابتدای ارائه‌­ی ایده این برنامه تا مطرح شدن و تصویب آن در جلسات پارک علم و فناوری مدرس و نیز پیگیری­‌های موثر و دلسوزانه تا روز برگزاری رویداد همواره حامی و پشتیبان ما بودند، دکتر رسول ملک­‌فر که با گرمی از طرح و اجرای آن استقبال کرده و به عنوان دبیر علمی ما را همراهی نمودند، آقای کاوه یزدی­‌فرد، مدیر ارشد عملیات آواتک، که بعد از شنیدن ایده­‌ی این برنامه تا روز برگزاری آن همواره با کمک‌­ها و مشاوره­‌های موثر خود ما را یاری نموده و برنامه­‌ریزی و مدیریت یکی از نشست­‌های رویداد را نیز تقبل نمودند، و از آقای اتابک آکسون، مدیر مسئول ماهنامه نجومی ساروس و برگزارکننده استارتاپ ویکند علم، که پیشنهاد ما را برای حضور در ساینترو به عنوان مجری پذیرفتند و به بهترین شکل ممکن اجرای این رویداد را برنامه‌­ریزی کردند. همچنین از همه دوستان خوب و عزیزم که به عنوان تیم اجرایی همراه و یاور ما بودند و برای برگزاری هر چه بهتر آن از هیچ تلاشی فروگذار نکردند، ‌و همینطور از میهمانان و سخنرانان بسیار عزیزی که با حضور گرم خود باعث غنای محتوای رویداد شدند، بینهایت سپاسگزارم.فاطمه خسروی­دبیر اجرایی رویداد14 آذرماه 1396تهرانفایل کامل این گزارش را می‌توانید از اینجا دانلود کنید.مقدمه:نوآوری و ارائه ایده‌­های جدید در هر زمینه و موضوعی از نیازهای اساسی کشور ما در این دوران است. نرخ بالای بیکاری در میان قشر تحصیلکرده و عدم وجود فرصت­های شغلیِ مناسب در سطح تحصیلاتِ اشخاص، به علاوه­‌ی وجود استعدادها و ذهن­‌های خلاق و ایده­‌پرداز جوانان تحصیل‌کرده کشور نشان از این دارد که با هدایت افکار و آموزش­‌های لازم می‌توان از این توانایی­‌های بالقوه در جهت ایجاد کسب و کارهای نوپا و کارآفرینی و ایجاد شغل برای تعداد وسیعی از افراد سود جست. بدین منظور، شاهد افزایش رویدادهای کارآفرینی در حوزه­‌های مختلف در سال­‌های اخیر هستیم. اما چیزی که تا کنون اتفاق نیفتاده و جای آن خالی بود، رویدادی با محوریت علوم‌پایه است، به نحوی که متخصصین و فارغ التحصیلان این حوزه، با استفاده از امکانات و توانایی­‌های خود به ایجاد کسب و کارهای جدید و ایده­‌پردازی و تجاری سازی ایده­‌های خود بپردازند. چرا رویداد؟واژه­‌های مختلفی از جمله همایش، کنفرانس، سمینار و غیره می­‌توانست برای این برنامه به کار رود،‌ اما چرا ما رویداد را انتخاب کردیم؟ کلمه رویداد در این سال­‌ها معمولا برای استارتاپ ویکندها[1] و هر برنامه‌­ای که به نوعی به کارآفرینی مربوط باشد، به کار می­‌رود. از طرفی، واژه­‌های همایش و کنفرانس در صورتی استفاده می­‌شود که پذیرش مقاله وجود داشته باشد و چون ما فراخوان مقاله نداشتیم پس انتخاب این دو واژه هم منطقی به نظر نمی­‌رسید. ساینترو خیلی بیشتر از صرفا یک سمینار ساده بود، پس سمینار هم گزینه مناسبی به نظر نمی­‌رسید. واکنش­‌ها را نسبت به طرح برنامه بررسی کردیم، رویداد برای بچه­‌های علوم که اطلاع چندانی از رویدادهای کارآفرینی ندارند واژه غریبی به نظر می­‌رسید و این باعث شد که فکر کنیم شاید با انتخاب عنوان «رویداد علوم­‌پایه و کارآفرینی» بتوان این دو حوزه به ظاهر نامانوس را به هم نزدیک­تر کرد.چرا علوم‌­پایه؟تکنولوژی از دل علم بیرون می­‌آید و کاربرد علوم­‌پایه است که به آن مفهوم و معنا می­‌دهد. شاید این کاربرد بعد از گذشت دهه­‌ها از تحقیقات و پژوهش‌های پایه­‌ای خودش را نشان دهد، اما برای رسیدن به همین خروجی­‌های طولانی مدت باید هزاران عالم و دانشمند تلاش کنند و با آزمون و خطایی که شاید در طول عمر خودشان به نتیجه نرسد، از دل هزاران نظریه منطقی­‌ترین آن را بیرون بکشند و نهایتا قابلیت تبدیل شدن به فناوری را پیدا کرده و راهی بازار گردد. شاید نتوان مستقیما از علم پایه وارد بازار شد، اما می­‌توان تحقیقات علمی را بر اساس و پایه نیاز روز انجام داد.از این رو، با توجه به اهمیت علوم‌پایه در رشد علم و تکنولوژی و نیز کمبود توجه به جذب ایده­‌ها و تشکیل استارت­آپ‌ها با موضوعاتی در حوزه­‌های علمی از قبیلِ شیمی، فیزیک، ریاضیات، آمار، زیست­‌شناسی و غیره، درصدد برآمدیم که با برگزاری رویدادی در حوزه علوم‌پایه در جهت اطلاع رسانی، آموزش و ایجاد انگیزه در این زمینه گامی موثر برداریم.چرا کارآفرینی؟ کارآفرینی به عنوان یکی از محورهای اصلی رشد و توسعه دارای اهمیت است؛ چرا که موجب اشتغال و نیز افزایش سود و سرمایه سرمایه‌­گذاران می­‌شود. ارزش­‌های تازه­‌ای به وجود آورده و موجب دگرگونی ارزش­‌ها و تحول ماهیت آنها م‌ی­شود. با توجه به دگرگونی‌­های شرایط بازار کار و فراهم شدن فرصت‌­های تازه، تصمیم‌های تازه‌­ای گرفته شده و کارآفرینی موجب پر شدن شکاف­‌ها و خلاهای بازار کار می­‌گردد. با کارآفرینی می‌توان از رکود اقتصادی گذر کرد و به جبران عقب­‌ماندگی­‌های اقتصادی و آسان شدن روند رشد و توسعه کشور پرداخت. عوامل و شرایط لازم را برای تولید کالاها، محصولات و بازاریابی آنها فراهم ساخت. موجب رقابت صنایع داخلی با یکدیگر و در نتیجه بهبود و بالا رفتن کیفیت کالاها و خدمات و نیز تقویت و تکامل صنایع داخلی گردید، و بدین ترتیب زمینه رقابت صنایع داخلی و خارجی را فراهم آورد که منجر به افزایش صادرات و دریافت ارز برای کشور خواهد شد. کارآفرینی موجب به وجود آمدن محصولات، خدمات، روش­‌ها، سیاست­‌ها، افکار و راهکارهای نو برای حل مشکلات جامعه می­‌شود. یکی از این مشکلات به طور خاص، نرخ بیکاری در تعداد زیادی از افراد جامعه به ویژه دانشجویان و فارغ­‌التحصیلان،‌ حتی در مقاطع تحصیلات تکمیلی است، که کارآفرینی و توانمندسازی جوانان از طریق ارائه آموزش­‌های لازم در جهت توسعه مهارت­‌های کارآفرینی، می­‌تواند یکی از راه‌­های کاهش بیکاری در جامعه ما به طور کلی، و به ویژه در جامعه علمی کشور باشد.با این تفاسیر موسسه نوآوری علوم و فنون ایران، تصمیم گرفت جهت ارتقای فرهنگ کارآفرینی، رویداد یک روزه ترویجی و آموزشی با موضوع آشنایی با مفهوم استارت­آپ و کسب وکارهای نوپا و همچنین پیش‌نیازهای لازم برای راه‌­اندازی استارت­آپ در حوزه علوم پایه را با اهداف کلی زیر برگزار کند:معرفی مفهوم کارآفرینی و ایجاد کسب و کار نوپا ارائه آموزش‌های لازم به منظور ایجاد انگیزه راه‌­اندازی استارت­آپ و ایده‌­پردازی در حوزه علوم‌پایه ارائه مشاوره به صاحبان ایده  توانمندسازی مخاطبان برای پیاده­‌سازی دانش خود در جهت راه­‌اندازی یک کسب وکار نوپا ایجاد فرصتی برای ایده­‌پردازان به منظور شناختن توانایی خود و نیازمندی­‌های اولیه معرفی کارآفرینان موفق علوم‌پایه جهت انتقال تجربه جذب سرمایه و سرمایه‌­گذار در حوزه های علوم‌پایهدر این راستا با ارائه طرح پیشنهادی خود به پارک علم و فناوری مدرس و جذب حمایت از مسئولان این نهاد و نیز اساتید دانشگاه تربیت مدرس تهران این رویداد را در دوم آذرماه 1396 در سالن جابربن حیان دانشگاه تربیت مدرس برگزار نمودیم.بنابر باور نادرست عمومی، استارت­آپ باید صرفا در حوزه IT و اینترنت باشد، و بسیاری از دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و حتی اساتید کشور، آگاهی و انگیزه لازم برای قدم گذاشتن در حوزه کارآفرینی و استارت­آپ را ندارند. این رویداد قصد داشت با ارائه آموزش­‌هایی در قالب سخنرانی با موضوع ایده‌­یابی و ارزیابی ایده، ارائه ایده، و نوآوری در مدل کسب و کار، و نیز نشست­‌های تخصصی با دو موضوع مهم «چالش­‌های کارآفرینی در حوزه علوم­‌پایه» و «معرفی شتابدهنده‌­ها، پارک­‌ها و مراکز رشد علم و فناوری» به مخاطبان خود، علم و انگیزه لازم را در افراد جهت ورود به این حوزه ایجاد کند. در این سخنرانی­ها، دانش مقدماتی جهت ورود به حوزه کارآفرینی ارائه ­شد. علاوه بر آن، نحوه ارائه ایده در قالب یک مسابقه کوتاه به مخاطب آموزش داده شد و نیز افراد و نمونه­‌های موفق در زمینه راه‌­اندازی کسب و کارهای علمی با ارائه سخنرانی معرفی گردیدند و مفهوم کارآفرینی در حوزه علوم‌پایه با این مثال­‌های عملی به مخاطب منتقل گردید. همچنین، نمایشگاه جنبی پوستر شرکت­‌های دانش­‌بنیان و استارتاپ­‌هایی که در حوزه علم مشغول به فعالیت هستند، نمونه‌­های بیشتری را به شرکت­‌کنندگان معرفی کرد. [1]  واژه معادلی که برای استارتاپ ویکند می­توان پیشنهاد داد: «اردوی کارآفرینی»</description>
                <category>افروزه</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jul 2018 13:01:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خزر در خطر!</title>
                <link>https://virgool.io/Afrozeh/%D8%AE%D8%B2%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-mxvt4sldg5xy</link>
                <description>  به قلم محمد مهدی شفیعیخزر، این پهنه ی آبی بزرگ که از دیرباز بانی رزق و روزی مردمان شمال کشورمان بوده است، امروز از جهات مختلفی مورد تهدید قرار گرفته است.می توان مهم ترین عوامل خطر آفرین برای این آبی مهربان را به دو دسته عوامل: انسانی و طبیعی تقسیم کرد؛ که در اینجا به طور خلاصه و خاص، به یکی از عوامل انسانی آن می پردازیم.عمده صید مردم شمال از این دریا ماهی خاویار و کیلکا ماهی است؛ اما در چند سال اخیر(به طور دقیق تر چند سال بعد از حفر کانال دن-ولگا) تعداد این ماهی ها به طور چشم گیری کاهش پیدا کرده است. این موضوع باعث از رونق افتادن ماهی گیری در دریای خزر شده است.نکته جالب توجه دیگر تعداد فک های خزری(که فقط مختص این دریاند) به شدت در حال کاهش یافتن است.(به طوری که از یک میلیون قلاده در زمان حکومت شوروی اکنون به حدود صد هزار قلاده رسیده)حال سوالی که در اینجا پیش می آید این است که چرا و چگونه جمعیت این موجودات دریایی با ارزش با کاهش رو به رو شده است؟برای پیدا کردن بخشی از جواب این سوال باید در رفتار و کردار خودمان جست و جو کنیم. حمل و نقل دریایی همیشه یکی از ارزان ترین راه های انتقال کالا بوده است .جالب است بدانید کشتی های باربری برای حفظ تعادل خود دارای سازوکاری مخزن دار است. این مخازن به صورت قرینه در دو طرف کشتی قرار گرفته و با پر و خالی شدن از آب، تعادل کشتی را حفظ می کنند.حالا چرا این را گفتم؟ فرض کنید کشتی مخازن خود را از آب دریایی آزاد مثل کارائیب پر کند؛ مطمئنا همراه آب موجودات دیگری نیز وارد مخازن می شوند که نمونه ی آن شانه دار دریایی با نام علمی نمیوپسیس است که اتفاقا گوشت خوار هم است؛ حالا همان کشتی می آید، وارد دریای خزر شده و مخازن خود را در آن خالی می کند.(دریای خزر به واسطه ی رود ولگا به کانالی به نام دن-ولگا متصل می شود؛این کانال این دو رود را به هم متصل می کند. رود دن نیز از طریق دریای آزوف به آب هایی آزاد متصل است.)حالا دریای خزر میزبان مهمانی ناخوانده است! این شانه دار گوشت خوار از پلانکتون ها، لارو و تخم ماهی ها تغذیه می کند.(پس از ورود این شانه دارها جمعیت پلانکتون ها حدود 75 تا 90 درصد کاهش یافته است.)این داستان جالب تر می شود وقتی بدانید که غذای اصلی کیلکا ماهی نیز پلانکتون هایی است که توسط آن شانه دارها خورده شده اند؛ پس جمعیت کیلکا ماهی ها به دلیل کم شدن غذا کاهش پیدا می کند.بگذارید داستان را باز هم جالب تر کنیم؛ وقتی جمعیت کیلکا ماهی ها کاهش پیدا کند جمعیت ماهیان خاویاری نیز کاهش پیدا می کند، چرا که کیلکا ها یکی از منابع تغذیه ی ماهی خاویار است.(گمان نمی کنم نیازی به ذکر ارزش غذایی و یا اقتصادی ماهی خاویار باشد.) چه واکنشی نشان می دهید اگر بهتان بگویم دلیل کاهش 900 هزار قلاده ای فک خزری هم ورود این شانه دارها به دریای خزر است!(فک خزری از پلانکتون ها و کیلکا ماهی ها تغذیه می کند.)حالا بیاید یکبار دیگر قبل از انجام کارها به این بیاندیشیم که فعالیت های ما (حتی کوچک ترین ها) چگونه می توانند باعث به وجود آمدن این چنین اتفاق های وحشتناک شود که به ساحت زست آسیب می زنند.مطالب بیشتری را می توانید در کانال تلگرام ما مشاهده کنید.منابع:حسین زوایی، فاطمه، و دیگران. فرهنگ نامه ی حیاط وحش ایران. تهران: نشر طلایی 1388ستاری، مسعود، شاهسونی، داود، شفیعی، شهنام. ماهی شناسی سیستماتیک(2) 1383عسگری، رضا. مروری بر ماهی شناسی سیستماتیک. انتشارات نقش مهر 1384وبسایت ویکی پدیا</description>
                <category>افروزه</category>
                <author>افروزه</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jul 2018 11:34:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وندالیسم چیست ، وندال کیست؟وراهکارها چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Afrozeh/vandalism-u80mcsgwdgi8</link>
                <description> امین دائی زاده جلودار وندالیسم : نوعی تخریب ارادی اموال به صورتی تکرار شونده،مستمر وبا انگیزه ی خاص تعریف می شود . آنها از تخریب ،شکستن و ایجاد بی نظمی و اختلال در وسایل، ابزار و تاسیسات عمومی ابراز مسرت و رضایت می کنند.وندالیسم به مفهوم آسیب اجتماعی: ناسازگاری های حاکم بر روابط فرد و جامعه، تضعیف و فروپاشی اقتدار اخلاقی در تنظیم روابط بین افراد، تزلزل نهاد های جامعه در انتقال ارزش های اجتماعی ،سلطه ی شرایط نا بهنجار بر جامعه و واکنش و عکس العمل خصمانه و خشن برخی افراد به تحمیلات و شرایط نامطبوع ،نا مطلوب و غیر عادلانه تلقی نمود .وندالسیم به مثابه ی یک انحراف یا کجروی : بودون« انحراف را به رفتاری اطلاق می کند که مخرّب زندگی بوده مورد سرزنش قرار گیرد یا موجب لطمه و جریمه گردد. (محسنی،م ،14:1386)وندالیسم جرم و جنایتی خرد و جهانی : وندالیسم عمدتاً متوجه ی اموال و اشیاء است تا اشخاص و چناچه متوجه ی شخص نیز باشد اموال فرد مورد نظر است نه خود فرد.)آلات و ابزار و وسایل تخریب (وندال ها):وندال ها غالباٌ از وسایل وابزار مختلفی در تخریب و نابودی موضوعات مورد نظر خود استفاده می کنند از آن جمله می توان به آلات برنده نظیر چاقو و قیچی و ابزاری مانند آچار ،پنجه بوکس،کلید ،میخ،ناخن گیر،سنگ،مواد رنگی،جوهر، انواع اسپری های رنگی،تیرکمان ،تفنگ ،مواد شیمیایی ،قیر،چسب،مته،دریل و نظایر آن اشاره کرد.الف)موضوعات تخریبی: موضوعات مختلفی بر اساس گزارش های بین المللی و جهانی در معرض وندالیسم و تخریب عمدی وندالها قرار دارند،در ذیل به فهرست برخی از آنها اشاره می شود:1-شعار نویسی روی درودیوار2-الصاق و چسباندن آگهی های تبلیغی،آگهی مجالس ختم،آگهی فروش وسایل منزل،تبلیغ فیلم، اطلاعیه های کلاس های درسی و آموزشگاه ها در محل های غیر مجاز3- قرار دادن تراکت های انتخاباتی در محل های غیر مجاز4- یادگار نویسی با اسپری روی دیوار کوچه و خیابان5-چسبانیدن تراکت های و آگهی ها روی باجه های پست، تیر برق،باجه های تلفن، ایستگاه های اتوبوس،تابلوهای راهنمایی و رانندگی و نظایر آن 6- شکستن ودزدیدن سطل های زباله7-نصب تابلو و پرچم با میخ یا سیم و کابل به بدنه درختان خیابان و در و دیوار شهر.ب)وسایط نقلیه:8- پاره کردن صندلی اتوبوس ها ،مترو، قطار،صندلی سینما ها، هواپیما ها9-خط کشیدن به بدنه اتومبیل و وسایط نقلیه شخصی و عمومی10- تخریب ایستگاه های اتوبوس ،سرقت چوب صندلی ها،شکستن دیوار ها و سقف های شیشه ای آنها11-شل کردن پیج ومهره صندلی هاودستگیره های اتوبوس ها .ج) خیابانها و کوچه ها:12-کندن تراکت های تبلیغاتی از روی تابلو های بزرگ نصب شده در خیابان ها13- شکستن  درختان ،شکستن  لامپ و روشنایی های معابر عمومی و فضاهای سبز14-یادگار نویسی روی درخت ها ،در و دیوارهای توالت های عمومی،آسانسور ها،باجه هاو....15-تخریب باجه تلفن ،آسیب به دستگاه تلفن عمومی،بریدن سیم گوشی تلفن،شکستن شیشه باجه و کیوسک تلفن ها ی عمومی و ...د)پارک ها،فضا های سبز و پارک های جنگلی: 16- شکستن درختان پارک17-چیدن گل ها و کندن بوته ها و گیاهان کاشته شده در پارک و فضای های سبز18-نوشتن یاد گاری برروی درختان و یا صندلی هاو نیمکت های پارک ها 19-ایجاد حریق عمدی در پارک ها خصوصاٌ پارک های جنگلی20-تخریب چمن داخل پارک ها و فضای سبز21-تخریب توالت ها و دستشوئی های داخل پارک ها و فضای سبز22-شکستن لامپ ها و چراغ های داخل پارک و فضای سبز23-تخریب سطل های زباله داخل پارک ها24-تخریب شیر های آب و دستگاه های آب سرد کن داخل پارک ها و فضای سبز25-تخریب وسایل محوطه مخصوص کودکان خصوصاٌ تخریب وسایل بازی بچه ها در پارک ها26-تخریب مجسمه ها و تابلوها ی نصب شده در داخل پارک ها و فضاهای سبز . (محسنی تبریزی،42:1383-41)دین و حفظ نظم اجتماعی:نشانه های دینداری:1-«دینداری» که با سه متغیر مشارکت،دلبستگی و باور سنجیده می شود 2-«عضویت افراد در گروه ها وفرقه های دینی »که آثار آن با عنایت به محتوا و شدت انواعی از پیامهای تحریمی بررسی می شود که فرقه ها ی مختلف، با نشر آنها،ارزشهای اخلاقی بازدارنده از جرم و کجروی را به اعضا القا می کنند3-دینداری در سطح اجتماع که با سنجش آثار دین در سطح اجتماعات  اخلاقی معنا می شود.یعنی در نوعی فضای معنا دار دینی، اعم از اجتماع یا گروهی خاص و محدود که فرد،رفتار های روزمره خود را در کنش متقابل با آن سامان می دهد.بدین شکل، درونمایه این نشانگرعبارت است از برخودار بودن ارزشهای و هنجارهای دینی از نوعی تایید در محیط اجتماعی پیرامون و مقبولیت آنها به عنوان شالوده کنش متقابل اجتماعی،و4-شبکه دینی بین اشخاص که بیانگرگستره ی محاط شدن فرد در درون شبکه های کنش متقابل دینی با دیگر دینداران است و در آن، رفتار او را در خلال این کنشهای متقابل،کنترل می کنند.1- استفاده از موا د ومصالح محکم2-استفاده از عامل ترس از پلیس3-بهبود و اصلاح محیط زیست4-آموزش و تبلیغ5-ایجاد مشارکت6-کنترل(نظارت) اجتماعی7-شناخت علل و انگیزه ها ی وندالیسم جهت درمان آنها.راهکارهای دینی در زمینه ی بازدارندگی از کجروی و ایجاد و حفظ نظم اجتماعی: 1-معنا دادن به زندگی: دین نوعی قضا و قدر ایجاد می کند و این اعتقاد، پاسخهایی معنا دار و غایت شناختی  را در ازای پرسش های همیشگی انسان در باره ی وجود و واقعیتهای این جهانی، ارایه می دهد که در غالب جوامع ،در اختیار دین است  .این پاسخ ها همچنین نوعی اعتقاد به پاداشهای معنوی وغیر ملموس را بر جمع متغیر های تقویت درونی می افزاید و این وضعیت، خود به معنای افزایش یافتن متغیر های موجود در فرآیند تقویت اجتماعی دین است. 2-حمایت روانی :دین با متوجه ساختن افراد به نظام ارزشها و پاداشهای معنوی و همچنین با قرار دادن آنها در بستر مراسم و آیینهایی خاص،دیداران را از نوعی حمایت عاطفی بر خودار ساخته، وآنان را در حوادث مهم زندگی یاری می دهد 3-ایجاد همبستگی اجتماعی:دین اهرم کارآمد استحکام و دوام بخشیدن به همبستگی اجتمعی است. چون با پیوندادن پیروان خود به یکدیگر و ایجاد و تقویت دلبستگی میان آنان،وحدت اجتماع را تامین می کند.این پیوند نیز از طریق طراحی مراسم گوناگون دینی وایجاد ارزشهاو باورهای مشترک،برقرار می گردد.4-کنترل رفتار: نقش آفرینی دین در این عرصه در ابعاد زیر تصویر می شود :-دین،ارزشها و هنجار های خاص خود را بر پیروانش عرضه و نقش کنترلی خود را با تقویت آن ارزشها و هنجار ها ،به شکل موثری ایفا می کند.-دین می تواند در پرتو نوعی جامعه پذیری خاص به منبعی درونی برای کنترل رفتار بدل گردد.-دین از طریق پایبندی فرد به مجموعه ای از معیار های هنجارین که با ضمانتهای اجرایی اجتماعی همراست،به عنوان نوعی مکانیسم کنترل بیرونی عمل می کند.5-محافظت از نظم اخلاقی: دین با همبستگی اجتماعی بین افراد نوعی نظم اخلاقی بوجود می آورد.6-ایجاد اجتماع اخلاقی: دین ،انسانها را صرفاً در صورتی به نظم اخلاقی ملزم می سازد که آثار آن ،بر فرهنگ جامعه و همچنین بر کنشهای متقابل اجتماعی افراد ، سایه انداخته باشد.(سلیمی، و همکار،536:1383-533)توصیه های کاربردی جهت پیشگیری از وندالیسم (پیش گیری): (preventation)  یکی از راهبرد های اساسی در حوزه ی کنترل اجتماعی پیش گیری است.این راهبرد، عمدتاٌ پیشینی و متشکل از مجموعه راهکارهای مستقیم و غیر مستقیم که با هدف ایجاد امکانات و موقعیتهای بازدارنده از وقوع جرم ، کجروی و وندالیسم طراحی،سیاستگذ اری، طراحی و تدوین می گردد.تدوین سیاست های پیش گیری در سه مرحله« پیش از وقوع وندالیسم، در زمان وقوع وندالیسم وپس از وقوع وندالیسم»انجام می گیرد.در مرحله ی پیش از وقوع وندالیسم: در مرحله ی پیش از وقوع وندالیسم توجه عمده به گسترش چتر سلامت اجتماعی معطوف به همه آحاد جامعه (پیش گیری جامعه مدار) یا توجه به افراد «در خطر »  یا «مساله دار» (پیش گیری رشد مدار)به عنوان پیش زمینه های تحقق موثر مورد اهتمام قرار می گیر د:1-ایجاد وگسترش  امنیت اجتماعی درسطح فراگیر وبهرمندی همگانی.2-فراهم ساختن و ارتقای توانمندی لازم برای استمرار بخشیدن به این امنیت درشرایط بحران های اجتماعی و بلایای طبیعی3- وضع قوانین مناسب تامین اجتماعی وحمایت همه جنبه از افراد و اقشار آسیب پذیر4-تدوین درسنامه آموزشی،تربیتی و علمی برای مدارس با هدف سپر های بازدارنده دربرابرآماج های کجروی و وندالیسم 5-افزایش مراکز مشاوره ی اجتماعی در محلات و مدارس با هدف توانمند سازی و کاهش مسایل اجتماعی.در این مرحله هدف شناسایی کمبود ها ،مشکلات اجتماعی تربیتی تحصیلی فرهنگی افراد در خطر ومداخله های روانی و اجتماعی  جهت توانمند ساختن آحاد جامعه به ویژه افراد در معرض خطر می باشند .در مرحله ی وقوع کجروی: فعالیت های اساسی عبارت است از بررسی همه جانبه ی کجروی از جمله نمود ها، علل شکل گیری و همچنین مکانیسم های گسترش آن.از جمله دیگر راهکار ها ی اساسی این مر حله،گسترش توانمندی ها و امکانات نهاد های فعال در عرصه ی  پیش گیری موقعیتی (پلیس، دادگاه های جزایی و خانواده،دادگاه های کودکان و نوجوانان،موسسات مددکاری اجتماعی و... ) است که با هدف هر چه کارآمد تر ساختن آنها و در محورهای زیر صورت  طراحی و اجرا می شود :برزسی ساختار ها، امکانات و چگونگی عملکرد این نهاد ها ،طراحی برنامه های تقویت و پیشبرد آنها و سر انجام، آموزش اعضا.در مرحله ی پس از وقوع کجروی :هدف عمده، انسانی کردن مجازات ها و کار آمد ساختن درمان و توان بخشی به منظور فراهم آوردن زمینه بازگشت موثر کجرو به جامعه است که با برنامه ریزی در جهت توسعه ی نهادهای جزایی موجود یا ایجاد جایگزین های مناسب برای آنها به مرحله ی اجرا در می آید. این توسعه در محور های زیر مورد توجه قرار می گیرد :1- اصول تعیین و اجرای مجازات؛2-برنامه های متعدد توان بخشی در محدوده ی زیستی و روانیو اجتماعی؛3-برنامه های آزادی مشروط و آماده سازی فرد برای از سر گیری زندگی اجتماعی ،4- تجهیزات زندان ها و مراکز اصلاح و تربیت؛5-برنامه های پس از آزادی مشروط یا نهایی و به ویژه تدابیر کمک به فرد آزاد شده در بازیابی جایگاه اجتماعی؛و6- برنامه های نظارتی و... 1- سلیمی،علی وداور،محمد(1385)«جامعه شناسی کجروی»قم،نشر حوزه و دانشگاه،چاپ دوم، جلد اول، تعداد صفحه608.2-محسنی تبریزی،علیرضا(1383)«وندالیسم»تهران،نشر انتشارات آن،چاپ نخست ،یک جلد، تعداد صفحه324.3- محسنی،منوچهر(1386)« جامعه شناسی انحرافات»تهران،نشرطهوری،چاپ نخست ،یک جلد،تعداد صفحه333 </description>
                <category>افروزه</category>
                <author>افروزه</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jun 2018 09:38:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشونت و زندگی روزمره</title>
                <link>https://virgool.io/Afrozeh/khoshonat-audmnnwcunbc</link>
                <description>به قلم عباس کاظمی1. خشونت­های جاری در زندگی روزمره ایرانی باید بیش از هرچیز به عنوان یک نشانه دیده شود. آنچه در فهم این نشانه به کمک ما می­آید  جمعی شدن عمل خشونت و دیگر ترکیب به هم پیوسته مثلثِ خشونت، سکس و لذت است. این مثلث چه آنکه فاعلانش به صورت جمعی به آن مبادرت ورزند و چه به صورت جمعی آن را تماشا کنند  یک معنا را برجسته می­کند: جمعی شدن خشونت در ایران.  شاید &quot;خشونت از طریق تماشاگری&quot;، تنها طلیعه­ ای برای به فعلیت رسیدن اشکال دیگرخشونت­ در ایران بوده است. آن زمان که فیلم­ها و کلیپ­های خصوصی شهروندان دست به دست می­گشت و حسی از لذت و کنجکاوی را پدید می ­آورد در واقع تجاوز و مثلث مفهومی ذیل آن در بطن جامعه نهادینه می­شد. اکنون اتفاق تازه­ای نیفتاده است &quot;تماشاگری متجاوزانه&quot;  خود را به سطح  &quot;کنشگری متجاوزانه&quot; ارتقاء داده است و خشونت­های خرد در زندگی روزمره از زیر پوست جامعه بیرون آمده ­اند. اما این عیان شدن را نباید صرفا در حد یک بیماری فرض کرد بلکه می­توان نشانه­ ای از خشونت­های وسیع­تر دیگری در آینده در نظر گرفت که اینک جامعه آبستن آن شده است.   2. میشل هانکه، کارگردان اتریشی، در روبان سفید،  تصوری دهشتناک از جامعه­ای بیمار و پرخشونت را نشان داده است. فیلم که به دهکده­ای در شمال آلمانِ قبل از جنگ جهانی اول اشاره دارد، نشان می­دهد که چگونه جامعه در بطن خود حوادثی خشونت بار و خونین را حمل می­کند. رخدادهای مرموز، قتل، خشونت و دیگر آزاری، زندگیِ روستائیان را احاطه کرده است بدون آنکه روستاییان و پلیس بتوانند سر نخ ­هایی از آن بدست آورند. هانکه به ما می­گوید که چگونه خشونت­های سرگردان در جامعه، در نهایت  بخشی نهادینه شده از جامعه­ ای شده­ اند که شخصیت­های اقتدارطلب و سیستم­های سیاسی متناسب با آن را پدید آورده ­اند. به خصوص اینکه، وقتی در یک جامعه  سکس با خشونت پیوند می ­یابد تجاوز بیشتر خصلتی تفریحی و تفرج گونه می ­یابد. به همین ترتیب از وقتی که فیلم­های خصوصی، مشتاقانه در ایران توسط مردم دیده می­ شد تا زمانی که تجاوزِ جنسی خصلتی جمعی به خود گرفت گروه­های متجاوز همانند شخصیت برخی فیلم­های کوبریک( چون پرتقال­کوکی) نه تنها خشونت و سکس را با هم ادغام کرده ­اند بلکه آن را به عملی لذتبخش و سرگرمی ساز بدل کرده ­اند.  اکنون تو گویی نیروهای سست و شکننده اجتماعی، ماهیت شهوانی خود را نشان داده ­اند.  آیا چنین رویداد سبعانه­ ای را می­توان نشانه­ ای از واپس روی مجدد جامعه به توده ­های غیرعقلانی و خشونت طلب دانست؟3. خشونت، شکل معمول کنش در جامعه ­ای است که برقراری ارتباط سالم در آن  ناممکن شده است.  اگر گفته شود جامعه ایران در طول سال­ها تجربه مدرن­ سازی در ایجاد جامعه ­ای تعاملی و ارتباطی توفیقی نداشته است بیراه نرفته ­ایم. در برخی تحقیقات اجتماعی و شهری نشان داده شد که  بیش از 50 درصد تهرانی ها  با افراد محله خود  بی ارتباط هستند(کاظمی 1390) و  بیش از 80 درصد مردم ایران عضو هیچ گروه اجتماعی و انجمنی اعم از انجمن­های فرهنگی، ورزشی، هنری، سیاسی و...  در جامعه نیستند ( گودرزی، 1387). همین طور، تحقیقات ملی در یک دهه پیش نشان داده است که حدود 80 درصد مردم، جامعه خود را دروغگو، ریاکار، چاپلوس و غیرقابل اعتماد می­دانند.  روشن است که این بدبینی و بی ­اعتمادی به جامعه، نتیجه فقدانِ ارتباط و عضویت در نهادهای مدنی و سایر عضویت­های اجتماعی است. هرجا میزان ا­رتباط مردم با یکدیگر افزایش یافته، حسن خلق و سعه صدر هم بیشتر شده و شهروندانی مسئولیت­ شناس نیز پدید آمده ­اند. اما در حال حاضر، خشونت تنها کنش معقول آدمیانی است که در برقراری یک ارتباط سالم محروم یا ناتوان نگاه داشته شده ­اند. فرهادی در جدایی نادر از سیمین این نکته را به خوبی نشان داده است که چگونه جدایی آدم­ها با ناتوانی آنها در برقراری یک ارتباط عقلانی گره خورده است.  همان طور که دیدیم، خانواده به عنوان تنها تکیه ­گاه اجتماعی موجود، در این  فیلم متزلزل و نا آرام نشان داده می­شود. باید اضافه کنم که خانواد یکی از معدود نهادهایی است که دولت  با تردید و امید به آن می نگرد و سعی می­کند  با بزرگ نمایی نقش آن همچنان جامعه را به هم متصل نگاه دارد بدون آنکه اجازه برساخته شدن گروه بندی­های جدید در جامعه داده شود. می­­شود گفت که جدایی نادر از سیمین استعاره­ای است از جدایی­های وسیع­تر در سطح جامعه  یعنی جدایی طبقات اجتماعی، دولت و مردم، و توده ­ها از یکدیگر. جامعه ­ای که توان ایجاد ارتباط با یکدیگر را از دست داده و سرنوشتش به جدایی ختم شده است راهی جز خصومت، بدبینی و دشمنی برایش باقی نمانده است. اکنون می­ فهمیم که به جای رسیدن به جامعه برادرانه و همدلانه، جدایی و نفرت و بدگمانی بر ما مسلط شده است.اما مشکل از آنجا شروع شده است که برای رسیدن به جامعه ­ای سالم و اخلاقی به جای گسترش نهادهای مدنی که مقوم فردیت هستند از نهادهای سنتی چون خانواده مدد گرفته ­ایم که مضمحل کننده فردیت است. خانواده، دولت و نهادهای فرهنگیِ سنتی در بازسازی جامعه اخلاقی ناتوان­اند. نه فقط به این دلیل که چنین نهادهایی قدرت گذشته خود را ندارند بلکه به این دلیل که نهادهای سنتی کارویژه خاصی در جامعه جدید ندارند.  به دلایل مختلف  جامعه جدید دیگر با زلفِ آشفته خانواده و با رخساره برافروخته دولت، سامان نمی­یابد که هم پای خانواده ناتوان و هم دوش دولت خسته است. این نکته­ ای است که دورکیم  بیش از صد سال پیش در مورد  پیدایش جوامع جدید گفته بود. تمام سخن این است که روابط جدید در جامعه به کلی از جنسی متفاوت است و تنها خودِ جامعه از طریق سازوکارهای انجمنی یعنی گروه بندی­های اجتماعی جدید می­تواند گرد و غبارهای پراکنده ایجاد شده را مجموع گرداند.  دورکیم به درستی گفته­ است که گروه، خودخواهی­های فردی را کمرنگ و منافع جمعی را تقویت می کند. اما متاسفانه کارکردهای اجتماعیِ حیات بخش گروه همواره در معرض تهدید خوانشی سیاسی قرار داشته است.  دورکیم در تقسیم کار می­نویسد: « ... گرد و غباری از افراد سازمان نیافته [در جامعه] که سیطره همه جا حاضر دولت می­ کوشد از پراکنده شدن­شان جلوگیری کند و همه را با هم نگاه دارد، به راستی هیولایی ترسناک است از دیدگاه جامعه ­شناسی. زیرا فعالیت جمعی  همیشه بغرنج­تر از آن است که... دولت بتواند بیانگر کامل آن باشد وانگهی دولت از افرد بسیار دور است... پس در جایی که دولت تنها محیط موجود برای آشنا شدن افراد با حیات مشترک است، افرد ناگزیر از آن فاصله خواهند گرفت و از هم جدا خواهند شد و جامعه نیز به همین نسبت رو به تجزیه خواهد رفت. ... [جامعه] در صورتی باقی خواهد ماند که میان دولت و افراد مجموعه­ ای از گروه­های ثانوی وجود داشته باشد» (ص 32)  وی همین طور تاکید می­کند که این گروه­های ثانوی صرفا نقش میانجی ندارند بلکه نقش برساختن فرد متمدن و شهروند را نیز ایفا می­کنند. «هر جا گروهی تشکیل می­شود نوعی انضباط اخلاقی هم به وجود می ­آورد... از گروه گرمایی بر می­ خیزد که دل­ها را گرم می­ کند... دریچه دل­هارا به روی مهر و علاقه می­ گشاید و یخ خودخواهی­ ها را آب می­کند»(ص 30). این آخری یعنی آب شدن یخ خودخواهی­ ها امری است که جامعه ما بدان نیازمند است. امری که به لحاظ جامعه ­شناختی ممکن نمی­شود مگر آنکه شهروندان در فضاهای اجتماعی مدنی پرورش یابند و در بستر گروه­های اجتماعی جدید به نوعی کف نفس دست یابند.  راه حل همان چیزی است که دولت از آن می ­گریزد و آن را به اشتباه خطرناک می­ انگارد یعنی تقویت وجود گروه بندی­هایی  مستقل از دولت که مردم را پرورش دهد،  توانمند سازد و خصلت جامعه ­گربزی آن را تعدیل کند..­اما اینک، جامعه ­ای که مردم آن با یکدیگر بی­ ارتباط هستند و خانواده نیز هنوز تنها نهاد حافظِ فرد محسوب می شود، نه تنها شهروند نخواهد داشت بلکه با توده ­هایی مواجه خواهد بود که  قدرت ارتباطی خود را ازدست داده و به چشم خصم در یکدیگر نظر می­کنند و خشونت بخشی اجتناب ناپذیر از رفتار آنها محسوب می­ شود.  خشونتی که  اگرچه اینک به شکل سرگرمی ­های ترسناک رسانه ­ای ظاهر می­شود  اما در آینده در شکل حوادثی ویرانگرتر ظاهر خواهد شد. .این یاداشت پیش از این در هفته نامه شهروند به چاپ رسیده است.</description>
                <category>افروزه</category>
                <author>افروزه</author>
                <pubDate>Fri, 29 Jun 2018 21:49:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>