ایمان
ایمان من چو نقطهی روشن به روی دل
تاریکی ام شکست و رهانید پا ز گِل
یا رب فزون نما همه نور دل مرا
تا روز حشر نباشم ز خود خجل
جز آب دیده نیست مرا هیچ آبروی
جز لطف تو چو نیست امیدی، مرا بِحِل!
سرودهی محمد امین امیدی در 31 تیر 1404. برگرفته از حکمت 5 از حکمتهای شگفتیآور نهجالبلاغه.
مطلبی دیگر از این انتشارات
تهران
مطلبی دیگر از این انتشارات
نهی از جنگافروزی
مطلبی دیگر از این انتشارات
برتری عمل بر نسب