بقای بعد از فنا

چه ناگه نعمت همراهی تو، به حسرت‌های فقدانت بدل شد

چه غم‌ها و چه افسون‌های تاریک، ز داغ دوریت وارد به دل شد

چگونه مرگ را بازی گرفتی؟ که هستی‌واره‌ها از آن خجل شد؟

چو ققنوس ز خاکستر پریده، بقا بعد از فنا سکان دل شد

به دیدار دوباره گشته مشتاق، ز تصویری که از تو منتقل شد

به دیدار دوباره گشت آرام، دلی کو خالی از جنگ و جدل شد

سروده‌ی محمد امین امیدی در 28 تیر 1404.