به یاد دوست
یاد تو چون به قلب من، جمله خطور میکند
حلقه زند به دیده اشک، صبر ز کف همی رود
دل بشکست و شد خراب، دیده بگشت غرق آب
گر نرسد طبیب دل، سیلِ غمم ز جا کَنَد
شاه جهان و جان تویی، نور دو دیده ام تویی
چون که به تو رسیده ام، قطبنما چه سو شود؟
سرودهی محمد امین امیدی در 18 مرداد 1404. مصراع آخر تضمینی است بر قطعه شعر «وقتی به تو رسیدم، قطبنما سمتی نشان نمیداد» در کتاب «درختی که میدود» از پرویز بیگی حبیبآبادی. در قطعه شعر یاد شده، ایهام جالبی بین قطب، به معنای شمال و جنوب زمین، و قطب به معنای انسان کامل برقرار شده است.
مطلبی دیگر از این انتشارات
عدالت و بخشش
مطلبی دیگر از این انتشارات
زهد
مطلبی دیگر از این انتشارات
غفلتشکنی