تلاش

مردمان دو گونه اند در این جهان

هر دو در کاری گزارند عمرشان

این یکی کارش برای دنیی است

فکر او غافل ز راه عقبی است

ترس او موقوف اولاد و عیال

که مبادا دست‌شان خالی ز مال

حالیا خود ایمن از آن گشته است

که تهی‌دست از جهان بگسسته است

عمر را طی کرده او در سود غیر

هیچ توشه او ندارد بهر سیر

وان دگر کوشد در این دنیای خاک

که رساند بر فلک‌ها جان پاک

رزق او بی هیچ کوشش حاضر است

چشم او فضل خدا را ناظر است

این جهان و آن جهان در مشت او

از خوشی‌شان گرم گشته پشت او

آبرودار است نزد کردگار

گشته حاجاتش روا از دست یار

سروده‌ی محمد امین امیدی در 6 مرداد 1404. برگرفته از حکمت 269 نهج‌البلاغه.