رازداری و فروتنی

سینه‌ی مرد با خِرَد باشد، مخزنی پر ز رازِ پنهانش

رازهایی که گر عیان گردد، ببَرَد همچو سیل، بنیانش

روی خوش می‌کِشد به سانِ کمند

یارِ نو را به سوی تو در بند

صبر بر حزن و غم بوَد مأجور

جمله عیبِ تو را کند در گور

آنکه مغرور و راضی از خویش است

دشمنانش ز دوستان بیش است

سروده‌ی محمد امین امیدی در 15 بهمن 1404. برگرفته از حکمت 6 نهج‌البلاغه و شرح آیت‌الله مکارم شیرازی بر آن.