رجز
از پشت شیشههای محافظ رجز بخوان
تا بشکند حفاظ و به دوزخ شوی روان
آگه شوی ز کردهی خود هم به ناگهان
با چشم خیره و دل زار و به لب فغان
مستَدرَجی و در پی تو مرگ تو دوان
هشتاد سالگی خودت را ندیده دان
سرودهی محمد امین امیدی در 25 خرداد 1404.
از پشت شیشههای محافظ رجز بخوان
تا بشکند حفاظ و به دوزخ شوی روان
آگه شوی ز کردهی خود هم به ناگهان
با چشم خیره و دل زار و به لب فغان
مستَدرَجی و در پی تو مرگ تو دوان
هشتاد سالگی خودت را ندیده دان
سرودهی محمد امین امیدی در 25 خرداد 1404.
مطلبی دیگر از این انتشارات
فلسفهی پاداش و عذاب
مطلبی دیگر از این انتشارات
ستایش نیکو
مطلبی دیگر از این انتشارات
شرحی مختصر بر مضامین و واژگان دعای سحر