سقوط

به یاد آورم روزی آن مصطفی

بگفتی به یاران سخن با صفا

که ناگه صدای مهیبی رسید

و رشته‌ی سخن را به آنی برید

بگفتا پیمبر که این بانگ سوط

بود از سوی سنگ اندر سقوط

سقوطش پس از طی هفتاد سال

شده کامل و ساکن اندر گودال

بگفتا ز یاران روشن بصر

که شد کافری داخل اندر سَقَر!

سروده‌ی محمد امین امیدی در 3 خرداد 1404.