صبر و غفلت

صبر کن جانا چو مردان نکو

تا چروک غم بگردد زان رُفو

یا ز غم جان را به زحمت افکنی

یا چو دام و دَد به غفلت رو کنی

روحِ دام و دَد سزاوار تو نیست

صبر کن، بر مرزِ انسانی بایست

سروده‌ی محمد امین امیدی در 3 آذر 1404. برگرفته از حکمت 414 نهج‌البلاغه.