ظهور

حریرِ نازکِ سبزت ز لطفِ فکرِ شماست

صلابتی که بوَد در نگاه‌تان، زیباست

زمامِ حکم و حکومت به دورِ دست شماست

شراب پاکِ معارف، ز نورتان پویاست

درون هستیِ تاریک، عکس‌تان افتاد

ظهور، از پس آن عکس، آمد اندر یاد

ز شوق لحظه‌ی دیدار، جان به وجد آید

هزار بار اگر بذلِ جان کنم، شاید

سروده‌ی محمد امین امیدی در 15 بهمن 1404.