عشق

عشق گیاهی است که پیچان شود

از شجر دل به فلک می‌رود

آب دو دیده خورد از دل مدام

روی کند زرد و خوشی را حرام

برگ تو ریزد ز غم عشق دوست

نیست شوی آنچه بماند هموست

ذلت عاشق به میانه مباد

عاشق و معشوق یگانه بباد

سروده‌ی محمد امین امیدی در 19 مرداد 1404.