فلسفهی احکام
شرک چون چرکی بُوَد در صحن دل
روز محشر مرد را سازد خجل
نور ایمان آب پاک و خوشصدا
صحن دل از شرک میسازد جدا
خودپسندی آفت انسان شود
با نمازی درد آن درمان شود
تنگروزی گر شدی بخشش نما
تا که رزق حق کند نشو و نما
تا که اخلاصت به حق کامل شود
روزه گیری کید جن خامِل شود
از برای تقویت در دین حق
حج شده واجب برای جمله خلق
از برای عزت اسلام و دین
گشت واجب جنگ با جورآفرین
گر ز نیکیها همی دم میزنی
در صلاحِ عامِ مردم میدَمی
هم بدیها را بگویی دور باد
بیخرد از زشتی اش مهجور باد
نیکی خویشان کنی آری به کف
یارهای چون دُرِ اندر صدف
کُشتن قاتل از آن گشته پدید
تا به رود خون زند سد سدید
حد زدن بر ظالمان گشته جری
ور نه ظالم در ستم میشد جَری
میگساری نهی شد در جمله نقل
تا سپر باشد برای حفظ عقل
از زِ.ن.ا چون رویگردان شد بشر
نسل او ایمن بشد از خیل شر
تا نباشد مانع تکثیر خلق
شد سفارش ترک اَ.ل.و.ا.ط.ی و جَ.ل.ق
گر کسی حق تو را منکر شود
با گواهی دادنت مضطر شود
کذب گفتن نهی در احکام شد
راستی تکیهگه اسلام شد
گر بگوید اجنبی بر تو سلام
گشت ایمن از ضرر با یک کلام
گر نکومردی بشر را شد امام
امت اسلام را باشد نظام
گر که مردم نیک فرمانش بَرند
شکر نعمت بَر به یزدانش برند
سرودهی محمد امین امیدی در 21 تیر 1404. برگرفته از حکمت 252 نهجالبلاغه.
مطلبی دیگر از این انتشارات
رابطهی بین ولایت، نبوت، و رسالت
مطلبی دیگر از این انتشارات
تکیهگاه
مطلبی دیگر از این انتشارات
کبوتر دل