قلب وارونه
دشمنان، هم از درون، هم از برون
در تلاش اند تا نمایندت زبون
اولین اقدام دشمن آن بوَد
که ز نیکی دست تو کوته کند
بعد از آن، دشمن بکوشد بیگمان
که ز نیکیها ببُردتان زبان
و در آخر با هیاهویی چو دود
از درونتان مدح نیکی را زدود
آنکه در دل نیکویها را نیافت
یا ز زشتیها ز دل او رو نتافت
قلب او وارونه باشد آن زمان
نیکوی را زشت بیند ز عمق جان
و بدیها نزد او نیکی شود
اینچنین او سوی تاریکی رود
قلبهامان تیره شد! یا رب! امان!
خود زُدا این تیرگیها را ز جان!
سرودهی محمد امین امیدی در 24 مهر 1404. برگرفته از حکمت 375 نهجالبلاغه.
مطلبی دیگر از این انتشارات
اندازهگویی
مطلبی دیگر از این انتشارات
تواضع و غرور به جا
مطلبی دیگر از این انتشارات
ترس از فقر