میانه‌روی

سکه و رمزارز و برگِ دلار

سر بر آورد از سرِ دیوار

این بنای گران و سخت و بلند

فاش سازد غِنای تو با جار

این سبب‌ساز شر برای تو است

چون تو را هست با حکومت کار

مردمان تهمتت زنند و سپس

از سر حَقد و کین کنندت خوار

گر میانه روی گه خرجت

کار تو از حسد نگردد زار

سروده‌ی محمد امین امیدی در 4 مهر 1404. برگرفته از حکمت 355 نهج‌البلاغه.