نام
اگر ز نامِ تو پرسم، جوابِ من بدهی باز
که نامِ من ز چه خواهی؟ نه ای تو محرمِ این راز
وجودِ من ز خدای است، نگاهِ من همه سویش
به بانگِ پیرِ زمانه، دلم بشد پرِ پرواز
به مادرم چو رسیدم، ز نامِ خود برهیدم
که نورِ عشق، دمادم، ز مادرم شود آغاز
به نامِ مادرم این بار، «امین» بده تو سلامم
بسا که رازِ نهانی دهد به گوشِ تو آواز
سرودهی محمد امین امیدی در 5 بهمن 1404.
مطلبی دیگر از این انتشارات
بخشش خُرد
مطلبی دیگر از این انتشارات
سلام
مطلبی دیگر از این انتشارات
دعا