کرامت
رو مگردان زو که خاطرخواه و مشتاقت شده است
بخشش یزدان شُدَت قسمت که خواهانت شده است
رو بگردانی، ز سهمِ وافری غافل شدی
از کفت آید برون آنچه سزاوارت شده است
رغبت تو سوی آنکه طالب لطف تو نیست
مایهی خواری نفسِ پُر گلستانت شده است
در جهان از نفس تو چیزی بهایش بیش نیست
آینهی هستیِ مطلق، نفسِ انسانت شده است
هَل اَتی برخوان و یادآور ز اصلِ اصلِ خویش
که نبودی قابلِ یاد و فراموشت شده است
از عدم آید به قلبم آنچه خوانم بهر تو
از هدایتهای رحمانی که مهمانت شده است
سرودهی محمد امین امیدی در 10 دی 1404. برگرفته از حکمت 451 نهجالبلاغه.
مطلبی دیگر از این انتشارات
انسانشناسی
مطلبی دیگر از این انتشارات
کتاب کامل
مطلبی دیگر از این انتشارات
میانهروی