ارزش دنیا
چو آن فردِ ریاکارِ سبکسر
نکوهش کرد دنیا را سراسر
بگفتش آن حکیمِ عقل و عرفان
نکوهشهای آگهساز، از جان
اَلا ای آنکه دنیا را نکوهی
دو دیده بسته از ره سوی چاهی
شدی مَفتونِ دنیا و پس از آن
بدش گویی و گردی زو پریشان
روا نبوَد چنین شِکوه ز دنیا
که حکمت خواند او، امّا تو خُنیا
ندیدی گورِ مادر یا پدر را؟
تنِ پوسیدهی بی کَرّ و فر را؟
ندیدی آنکه شد یارِ عزیزی
ز بیماری چو کاهِ خُردهریزی
نه تیمار و دوا سودش رسانَد
نه زاریهات دردش را بکاهد
نَتانِستی که مرگ از او برانی
همین سان تو به پیشش ناتوانی
برای آنکه در دنیا درست است
سرای راستیِ بیسُکُست است
سرای نیکی و صِدق و سلامت
برای آنکه فهمد با درایت
سرای بینیازیهای جاوید
برای آنکه از آن توشه برچید
سرای پندگیریِ حکیمان
ز اَفعالِ نکویان و لَئیمان
بوَد سجدهگهِ یارانِ ایزد
به محرابش فرشته بال و پر زد
فرود آمد در آن وحیِ اِلهی
که عطرش میدهد در دل گواهی
تجارتخانهی یارانِ ایزد
همین دنیای پُر نیک است و پُر بَد
به دست آورده در آن رحمتِ حق
خریده با نکویی جنّتِ حق
سزاوارِ نکوهش پس نباشد
که دنیا رازِ خود را فاش سازد
بگوید فانی است آنی به آنی
نداده است او به انسانی اَمانی
بلاهایش نشانه است از بلایی
که مجرم را نباشد زان رهایی
خوشیهایش نشان دارد ز مستی
برای مردمِ ایزد پرستی
گروهی روزِ دیگر نادمان اند
ز دنیاشان بَری و شاکیان اند
گروهی دیگر اما از دلِ خویش
ستایشگوی دنیا گشته اند بیش
که از پندش، به آن، عبرت گرفتند
ز تَصدیقش بگشتند شاد و خرسند
سرودهی محمد امین امیدی در 19 خرداد 1405. برگرفته از حکمت 131 نهجالبلاغه و شرح آیتالله مکارم شیرازی بر آن.
مطلبی دیگر از این انتشارات
توکل
مطلبی دیگر از این انتشارات
صفت سستعنصرها
مطلبی دیگر از این انتشارات
وارستگی